یارسان (اهل حق_کاکه یی)

نوشته شده در موضوع دسته‌بندی نشده در 15 اکتبر 2017

 

بانگ سرحدّان

 

 

بانگ سرحدان (شمه ای از مفاهیم و اشراق مستتر در کلام های یارسان(

مؤلف: طيب طاهري

حروفچين : تیمور کاکه‌یی

طراح و گرافيست : پیام کاکه‌یی

شماره زنجيره كتاب خانه‌ي مكرياني : 712

چاپخانه: مكرياني 

تيراژ: 1500

چاپ يكم 2015

ﻣﺠﻮﺯ ﺍﺯ ﻭﺯﺍﺭﺕ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺍﻗﻠﯿﻢ ﮐﺮﺩﺳﺘﺎﻥ ۹۴ ﺳﺎﻝ ۲۰۱۳

   ————————————————————————————–

عراق ، اربيل (هه­ وليَر) خانه‌ي موکريانی بوَ چاپ و بلاَو كردنه‌وه

www.mukiryani.com           

 

مقدمه :

 

آن­گاه كه راهرو  مترصد سببي است تا به مفهوم سرّ از ديدگاه يارسان بپردازد و حقيقت سرّمگويِ اين بينش را تا حدّ امكان باز نماياند، پيش خود در اين انديشه  می­شوی كه در اين مقام قلم زدن آيا گذافهاي بيش نيست؟! امّا باز جوابي داده می­شود كه به يُمن ممارست در خواندن كلام­هاست كه به جزئياتي چند دسترسي پيدا کرده است. پس در آن زمان ناگزير از انعكاس است، چراكه آن­چه در افواه شنيده ميشود، و به تَبَع آن در نوشتهي برخي هم ارائه مي­گردد، و گاه تا بسيط جلوه دادن آن و حتّي بسيار ناهمگون و مختصر از طرفي، و از طرف ديگر برعكس كردن مفهوم، قوّت این مهم را بیشتر می­کند، تا هم آن­چه در افواه هست تصحيح گردد، و هم به آن­چه به غرض مطرح مي­گردد تلنگري زده باشد.

 

 زماني كه «سرانجام» در سال 2007 به چاپ رسيد، عنوان شد كه آيا اين اقدام فاش كردن اسرار نيست؟! تا كه مجموعه كلام­هاي يارسان به دست نا محرم افتد؟! در جواب عنوان شد آن­چه در نوشته آمده و تحت نام «سرانجام» ارائه شده است دو بُعد دارد، يكي حكايات و نمادهاست، و ديگري رموزيست كه در دل اين حكايات و نمادها مستتر است. در واقع حكايت ظاهريِ«مرنو» در بيان كلّي در قالب داستاني ارائه شده كه آن داستان سرّ نيست، بلكه سرّ آن است كه در پس «مرنو» نهفته است. در كلام­ها بيش از دهها مرتبه به «نيش عقرب» اشاره شده است، و ما تنها ناگزير خواهيم شد كه نيش عقرب را شرح دهيم، و البته سرّ مربوط به نيش عقرب ناگفتني خواهد بود. بيش از دهها مرتبه به «شش پَر» اشاره شده است، و ما ناگزير خواهيم بود كه شش پَر را شرح دهيم، و البته سرّ مربوط به شش پَر ناگفتني است. «دول دالان»، رمز پرديور، رمز شاهو، رمز بالامو … که تحت نام و نماد انعكاس یافته است و هر كدام از آن­ها يك رمز یا كد باطني به همراه دارند كه خود حديثي مفصل به جهت تأویل و تفسير است.

 

پس خود واژهها و حكايات به تنهايي سرّ نيست، بلكه سرّ مفاهيم مستتر در پشت اين حكايات و نمادهاست؛ و آن­چه كه آمده خود نیازمند رمزگشايي است. در آن صورت از مرز كفر گذشتن خواهد بود، چراكه اسرار و رموزاتی که در پس این نمادها  می­باشد در مقام و مرتبهي عصيان است، و شرح عصيان يعني با خداوند از باب عشق در جنگ شدن،[1] و تنها كساني با خداوند از در جنگ وارد خواهند شد كه در اين مقام باشند. پس به قول حلاج آن­كه اشارهي ما را در نيابد، عبارت او را به جايي نرساند. البته اسرار كلامي هم  دسته­ بنديهايي دارد كه در بَرِ ياران در هر مرتبهاي متفاوت است. به عنوان مثال «جمِ» ياري سرّ است، امّا جمي كه جم باشد، نه آن­چه كه عبارت و شرع است. سرّمگو ناگفتني­ست، و اگر گفته شود جمهور بر نميتاباند و تو را تا دار كشيدن پيش ميبَرَد.

 پس به اختصار حقهاي از مفهومي كه دسترسي به آن واگذار ميشود را نشان  ميدهد تا گفته باشد علاوه بر آن­كه دوران گذار وسعت فكر به نوع بشر بخشيده، سرانجامِ هفتصد سال پيش، دويست سال پيش، كه حتّي خود يارسانيان هم از زيارت آن محروم بودهاند، هم اكنون قابل ارائه است، چراكه خلاف انسانيت و حقيقت نيست.

بحث برانگیزترین موضوعی که پیرامون آن مناقشات زیادی نیز صورت گرفته است، در شمار اسلام بودن یا نبودن بینش یارسان است. به عبارتی دیگر آیا یارسان از اسلام گرفته شده است یا یک دین مستقل می­باشد؟! این موضوع متأسفانه به دلایلی هیچ­گاه به جدّ و به شیوه­ای دیالکتیک به آن پرداخته نشده است، لاجرم اثری که بتوان به آن رجوع کرد تا به واسطه­ ی آن این موضوع را دریافت وجود ندارد.  

 

پیش از هر چیز می­بایست به معرفی اسلام از باب ماهوی و چگونگیِ تعامل با مفاهیم مطرح در آن پرداخت، که شامل اسلام شرعی و اسلام عرفانی می­شود. اسلام شرعی یعنی اسلامی که مفاهیم و دستورات آن از ظاهر آیات و احادیث استخراج شده و به واسطه ­ی نص صریحِ بدون تأویل و تفسیر مجموعه قوانین و مقرراتی وضع گردیده است که آن را شریعت دین اسلام نامگذاری کرده­ اند. امّا در چهارچوب ایده­ ئولوژیِ حاکم بر تفکّر دین اسلام، افرادی هم آمده­ اند که معتقد به باطن آیات و احادیث و تأویل و تفسیر آن شده­ اند. باطن­گرائیِ این افراد و لحاظ کردن هرمنوتیک آیات و احادیث منجر به ظهور و بروز شاخه ­ای تحت عنوان عرفان اسلامی می­شود که با شرع اسلامی اندکی متفاوت است. این تفاوت سبب می­شود تا اغلب تئوریسین­های حوزه­ ی عرفان توسط فقها در طول زمان اعدام و به دار آویخته شوند.

 

 

تفاوت و تضاد اسلام شرعی و عرفان اسلامی در جهان­بینی و رعایت شرع دین بوده است. به عنوان مثال در اسلام شرعی غنا و موسیقی حرام است، در حالی که در عرفان پایه­ ی رفتار اعتقادی است. در اسلام شرعی سما و پایکوبی حرام است، در حالی که در عرفان اسلامی نقطه­ ی اوج اتصال و جذبه سما و پایکوبی است. در اسلام شرعی وحدت­ الوجود و کثرت­گرایی یکی از فاکتورهای تکفیر است، در حالی که جهان­بینی عرفان اسلامی مبتنی بر وحدت­ الوجود و کثرت­گرایی است. در اسلام شرعی حیات مجدد بر روی زمین نفی می­گردد، در حالی که اکثر عرفا معتقد به آن بوده ­اند. در اسلام شرعی دین از سیاست جدا نیست، امّا در عرفان اسلامی جداست. در اسلام شرعی ترک واجبات حرام است، امّا در عرفان اسلامی واجبات پله ­ی وصل­ اند، و چون وصل میسّر شد تکلیف لازم نیست. در اسلام شرعی شطح حرام است، امّا در عرفان اسلامی کلام حق است. در اسلام شرعی عشق وجود ندارد، امّا در عرفان اسلامی فاکتور اصلی عشق است…

 

با توجّه به تعاریفی که برای شرع اسلامی و عرفان اسلامی آمد به این نتیجه می­رسیم که یارسان با عرفان هم­خوان است، و هیچ اندیشه و شیوه­ ی رفتاریِ در عرفان نیست که یارسان آن را در خود نداشته باشد. حال با توجّه به این­که تاریخ پیدایش یارسان پس از موجودیّت و ظهور اسلام بوده، آیا می­توان یارسان را یکی از شاخه­ های عرفانی اسلام دانست؟! و اغلب استدلال می­کنند که یارسان چه مفهوم و سخن تازه­ای دارد که عرفان اسلامی آن را بیان نکرده؟! زیرا هر آن­چه عرفان عنوان داشته در تفکّر یارسانی نیز موجود است، لاجرم می­توانیم آن را شاخه­ ای از عرفان بدانیم که در گذر زمان دچار تغییر و تبدیل و تحریف نیز شده است. در پاسخ به این پرسش و نفی این استدلال می­بایست مبحث دیگری را مطرح کرد، و آن فاعلیّت هر کدام از تفکّرات است. فاعلیّت تفکّر یاری مبتنی بر ظهور و تجلّی است، و علّت ظهور و تجلّی نیز عشق می­باشد؛ در حالی که فاعلیّت عرفان اسلامی فقط مبتنی بر تجلّی­ست و تمام  استدلال­های این فاعلیّت نیز بر پایه­ ی توحید عددی یا همان فاعلیّت ایجادی تبیین می­گردد.

تفکّر یاری چون اصل نظام­ مندی کائناتی را بر پایه­ ی ظهور تعریف می­کند، در نتیجه تقدّم و یا تأخر در پیدایش یک دین را دلیل بر اولویت آن- چه از لحاظ ماهوی و چه از لحاظ تاریخی- نمی­داند؛ از سوی دیگر چون این نظام­ مندی لایتغیر است، بنابراین یارسان بر اساس گواهی­هایی که در کلام­ها داده پیش از آن­که اسلام ظهور کند وجود خود را به اثبات می­رساند و عنوان می­کند که با ظهور اسلام حقیقت موجود نشده تا هر آن­چه که هست را با آن محک و قیاس کنیم. وانگهی قبل از ظهور اسلام عرفان کبالا، عرفان رهبانیت، عرفان بودیسم، عرفان مانی، عرفان مزدک … نیز وجود داشته، و این عرفان­ها نیز با مؤلفه­ های رفتاریِ یارسان منطبق است. در کل می­توانیم بگوییم که عرفان (چه عرفان کبالا چه عرفان اسلامی…)  به عنوان یک جنبش فکری برای شناخت حضرت حق، بخشی از یک انقلاب بشری که در فاعلیّتِ تجلّی مفهوم ارائه می­دهد است، که این انقلاب پله­ های اوّلیه برای رسیدن به مفهومی کلان­تر از فاعلیّت ظهور به خاطر عشق است که اکمل آن یک حقیقت سیالِ در طول زمان می­باشد که با نام یارسان تعریف پیدا کرده است؛ خاصه این­که عرفان، منطبق بر مرتبه­ ی یار شرّ از مراتب یاری است و برخی از مفاهیمی که کلام سرانجام از آن سخن به میان آورده و مربوط به مراتب بالاتر از یار شرّ است در عرفان موجود نیست.

علی­ ای­ حال یاری با شرع و فقه اسلامی منطبق نیست، امّا عرفان اسلامی را یک­جا در خودش دارد، چراکه عرفان اسلامی باطن­گرا است؛ و چون قرآن و احادیث دارای دو بُعد ظاهر و باطن هستند، در نتیجه یارسانی باطن اسلام را در خود دارد، و اگر گفته شود یک اسلامگرای باطن محور معرفی شود می­بایست یک یارسانی را معرفی نمود. این مسئله به منزله آن نیست که یارسان اسلام است، بلکه اسلام ناب یارسان است، و این خود پاسخ به این پرسش است که چرا تمام شخصیت­های طراز اوّل اسلام در  کلام­های یارسان از جایگاه ویژه­ ای برخوردارند؛ بحث دونادون نیز مزید بر علّت است تا یارسانی این شخصیت­ها را همانند شخصیت­های بنیانگذار تفکّر خود بداند، و هیچ تفاوتی مابین آن­ها قائل نباشد. پس یارسانی یک حقیقت سیال در طول زمان است که از زمان ظهور اکمل وجود داشته و تا ابد هم وجود خواهد داشت، و در این بین هر کسی با هر شکل و شمایل و دینی که به ابرانسانی راه یافته می­تواند بگوید که یارسانی است، امّا نمی­توان گفت که یارسانی از  اسلام، مسیحیت، زردشتی­گری یا مهرپرستی … است. 

برای تفسیر و تأویل این مقوله، سعی شده تا با انتخاب مطالب و مواردی به اثبات ادعای مطرح شده پرداخته شود تا در ضمن آن، جهان­بینیِ یارسان- که متأسفانه به دلایل مختلف در پرده­ ای از ابهام قرار گرفته- نیز معرفی گردد. ابتدا خود کلام­ها بررسی می­شوند، سپس مراتب یاری که در این کلام­ها منعکس شده، و در نهایت مؤلفه ­هایی که ایجاد مناقشه کرده است از نظر می­گذرد. این مؤلفه­ ها به خاطر دو بُعدی بودنشان تحت نام «بانگ سرحدّان» آمده و شامل موارد زیر است. ثنویّت، خیر و شرّ ، والله خیرالماکرین، رندی، عزازیل، پارادوکس، ذات و صفات، مراتب هستی، دین و سیاست، نماز و نیاز، هفتن هفتوانه، مرنو و قولتاس، و در آخر رستاخیز و بحث ایوت.

 

کلام­های یارسان به سه عصر تقسیم می­شوند: کلام­ها و متون کهنِ قبل از پردیور؛ کلام­های پردیوری؛ و کلام­های پس از پردیور.

 

کلام­های پیش از پردیور که مقدّمات ظهور بینش یاری می­باشند در مقام طریقتِ این تفکّر بیان شده ­اند، و در آن­ها به شرح و تفسیر یاری در قالب معرفت به قانون بیاوبس پردیوری، و نوید ظهور سلطان اسحاق در قرن هفتم پرداخته شده، و می­توان آن را پایه و پی آیین یاری دانست. کلام­های پردیوری که سرانجام نامیده شده است، و در طول سیصد سال- یعنی از هجرت سلطان اسحاق از برزنجه به پردیور و استقرار پیدا کردن ایشان در پردیور تا پرده گرفتن شاه ویسقلی در ابتدای قرن دهم- ارائه شده که منبع قانونگذار و مرجع دستورات دینی یارسان به شمار می­آید. سرانجام شامل سه بخش است؛ بخش اوّل دوره ­هایی که در آن شخص سلطان اسحاق برزنجه­ ای حضور دارد و به آن کلام­های پردیوری نیز گفته می­شود و شامل 72 دوره است. بخش دوم کلام­های دوره ­ی بغداد و سرانه است که پس از پرده گرفتن سلطان اسحاق و تفویض قیادت یارسانی به بابایادگار و شاه ابراهیم شکل می­گیرد. بخش سوم کلام­های مربوط به جلوه­ ی ثانی سلطان اسحاق با نام شاه ویسقلی است. تمام کلام­هایی که در این سیصد سال ارائه شده است را سرانجام نامگذاری کرده­اند. پس از سرانجام دوره­ ی پس از پردیور است، و شامل کلام­هایی می­باشد که در شرح و تفسیر سرانجام ارائه شده و شامل کلام­های مربوط به ذات میهمانانِ پس از پردیور است. این کلام­ها به دلایل مختلف هم­چون گستردگی، پراکندگی، گنوستیکی بودن و اشراق بالای مفاهیم و دیر فهم بودن آن، تحت پیگرد بودن یارسانی توسط فرهنگ و دین غالب، ترس و کوچ­های اجباری و عدّم ساماندهی و تمرکز، هیچ­گاه گردآوری و تدوین نشده است. عدّم ارائه­ ی کلام­ها و در دسترس نبودن آن­ها سبب شده تا چنان­چه مستشرق و یا محقّقی سعی بر گردآوری مطالبی در خصوص آیین یاری داشته باشد به همین مردم مراجعه کند، و آن­چه که ایشان بیان داشته را در تحقیقات خود بگنجانند. بنابراین آن­چه در تحقیقات این پژوهشگران آمده کمتر قابل اعتماد است و نمی­توان از آن­ها به عنوان منبع استفاده کرد، چراکه برای تحقیق می­بایست منبع اصلی را محور قرار داد و از دل کلام­ها مطالب و موارد مورد تحقیق را استخراج نمود، که این منابع حتّی در دسترس خود یارسانی هم نبوده است. البته شبهه­ ای در میان مردم یاری نیز وجود دارد که اینان خود را اهل حقیقت و در مرتبه­ ی آخر از سیر و سلوک می­دانند؛ در حالی که فرد در این جرگه به واسطه­ ی آمد و رفت روحی مستحق بودن در این بزمگه شده است، و این نه به معنای اهل حقیقت بودن است، بلکه بالقوّه اهل­ حق است، و برای بالفعل در آوردن آن می­بایست زحمات زیادی متحمل گردد. این زحمات و اندازه­ ی تلاشی که در این راه برخود هموار می­سازد مراتبی را تبیین می­کند که آن مراتب به یار خار، یار نزان، یار شرّ، یار وریا، یار بیعت کار، یار درویش… تقسیم­ بندی می­شود. هر کدام از این مراحل شاخصه­ هایی برای بودن و شدن دارد که فرد به واسطه­ ی این شاخصه­ ها می­تواند مرتبه­ ی خود را دریابد. البته افراد در سده­های گذشته که بهره­ ی آن­چنانی از علم نداشته­ اند و کلام­ها نیز در دسترس نبوده، بدون دریافت این مراتب و مسائل، انرژی خود را در عشق و سرمستی صرف می­کرده­ اند، و در عمل نیز بدون لحاظ کردن شرع و چهارچوب ظاهری دین، چهار رکن اصلیِ یاری یعنی راستی، پاکی، نیستی و ردا را با هم به رقابت می­گذاشتند تا هر که جوانمردتر باشد واقعی به شمار آید.

 

پس از آن­که روشن شد « نه هر کس طرف کله کج نهاد و تند نشست/ کلاه داری و آیین سروری داند»، «اهل­ حق» بودن یعنی در هر شرایطی پذیرفتن حق و نداشتن جمود و خمیدگی ذهن. برای شرح این مسائل و واشکافی دیالکتیک ایده­ ئولوژی و جهان­بینی حاکم بر کلام­ها- برای فهم سالم­تر و دقیق­تر- ناگزیر از تطبیق می­گردیم. برای پرداختن به این مقوله، مفاهیم تقریباً کلیدی و زیربنائی تفکّر را مورد مداقه قرار می­دهیم تا ضمن آشنایی خود یارسانی با چند و چون این تفکّر، روشنگری و شفاف­سازی از این آیین سبب شود تا کمتر مورد هجمه و اجحاف قرار بگیرد، چراکه اشراق بالای تفکّر و عدّم تشریح این اشراق از جانب خود یارسانی، و عدّم درک صحیح غیر یارسانیان، باعث شده تا همیشه از جانب فرهنگ غالب، حقوق یارسانیان نادیده گرفته شود.

 

ثنویّت و بحث خیر و شرّ یکی از مطالب و مواردی است که به آن پرداخته شده است. در تشریح ثنویّت گفته می­شود هر تفکّری که قائل به وجود دو مبدأ مستقل از هم، یا دو مبدأ در زیر مجموعه­ ی یک مبدأ باشد ثنویّت است. دوگانه انگاری و دوآلیستی نیز از دیگر نام­های آن می­باشد. ثنویّت به جدالی و افراطی، معادباور، کیهانی، ضد کیهانی تقسیم می­شود.

 

پرداختن به ثنویّت منوط به دخیل دادن مبحث خیر و شرّ است، که آن در نزد افکار و ادیان مختلف- متناسب با آن ایده­ ئولوژی- مطرح شده است. این مبحث روشنگرِ مسائلی در قیاس، توانایی و سطح تعالی فکری در نزد ادیان و نحله­ ها می­باشد، تا در پاسخ به بسیاری از پرسش­­ها و پاسخ­هایی که در این حوزه مطرح می­شود دریافت که کدام مقبول­تر است. با طرح این مبحث نیز می­توان به دسته ­بندی­های ملکوتی و مأموریت­هائی که به ملائک در هر دسته بندی داده شده پی برد و در سایه­ ی این تفکیک هر مَلَکی را در هر مرتبه­ ای که هست تعریف کنیم. علاوه بر آن بایدی واقع­گرایانه بخشیده می­شود تا دیگر آرمان­گرائی را در مباحث نظام ­مندیِ کائناتی دخیل ندهیم. 

 

«والله خَیرُالماکرین» بخشی از آیه­ ی 54 سوره­ ی آل عمران است؛ یعنی « خداوند بهتر از همه کس مکر تواند کرد». مفهوم آن ارائه­ ی شبیخون در مقابل نقشه­ های اهریمن و یا ایجاد مانع کردن برای پختگی، امتحان و مجازات است. در کلام­های یارسان نیز با عناوین مختلفی هم­چون رتبازی، حیله گری، رنگبازی، انعکاس داده شده، و در عرفان با رندی و عیاری نمود پیدا کرده است. این حیله ­گری اغلب ایجاد شبهه می­کند که آن بر می­گردد به محدودیّت فکری و عدّم اشراف انسان بر متافیزیک، نه آن­که خللی در نظام ­مندی وجود داشته باشد. این مفهوم در نوع ابتدایی و اخلاق انسان­مدار در جامعه­ ی انسانی تحت عنوان رندی و یا عیاریتعریف پیدا می­کند و با ملامتیه بودن رابطه ­ای تنگاتنگ دارد. عیاری و یا رندی شیوه ­ای رفتاری در ادبیات عرفانی است که در قرن دوم هجری بنیان گذاشته شده و رفتار آن مبتنی بر جوانمردی است، که در ادبیات کلامی یارسان با ردا تعریف پیدا می­کند. در واقع طعنه­ کشی یا طعنه­ بار بودنی که کلام­ها از آن یاد کرده است نه به معنای تو سری خور بودن یا حرف زور شنیدن باشد؛ بلکه منظور از طعنه­ کشی همین بار ملامت به دوش کشیدن است، یعنی در مقابل رفتار و گفتار حق­ مداری آزار ببینی، تهمت و توهین بشنوی، سرزنش شوی؛ چراکه گفتن حرف حق هزینه به دنبال دارد. این رندی و  حیله­ گری در نظام کائناتی توسط نیرویی قوی و تأثیرگذار یعنی «داود» به راه برده  می­شود. عزازیل (شیطان) نیز به عنوان وسیله­ ای در دست داود مأمور است تا بخشی از این حیله­ گری و به غلط انداختن را بر عهده بگیرد. این به غلط انداختن و دو بُعدی بودنِ مفاهیم در فلسفه و ادبیات استدلالی پارادوکس یا تناقض­ نما نام گرفته است.

 

در عرفان، پارادوکس با کفر و ایمان، وجود و عدّم، جبر و اختیار، کثرت و وحدت، تعریف می­شود؛ و در ادبیات کلامی برای معرفی آن از واژه ­ی «کوپه­ سا» کمک گرفته شده است.

 

اما نغزترین مفهومی که در بیان بانگ سرحدّان آمده است بحث «ذات» و «صفات» می­باشد. بر اساس فلسفه­ ی تجلّی حضرت حق در ابتدای ظهور اکمل که  دوره ­ی درّ است بر ملائک متجلّی می­شود و هر کدام از ملائک را موکل بر اموری قرار می­دهد. در این مرتبه از هستی ذات و صفات بر فرشتگان تفویض می­گردد و هر دسته­ ای موکل بر ذات و صفات خواهند شد. در پایان دوره­ ی خاوندکاری که خلقت آدم شکل می­گیرد بحث ذات و صفات برای اوّلین بار نمود پیدا می­کند و در این نمود، گفتمان برای چراها شکل داده می­شود که در ادبیات کلامی یارسان با «جنگ سرمیل» آمده است. سرمیل همان سراندیل است که مصطفی یا عزرائیل مشتی خاک برای ساختن قالب آدمی از آن بر می­دارد و به درگاه احدیّت می­ آورد. پس از ساخته شدن قالب، حضرت حق دستور به سجده می­دهد، که هفتن ممانعت می­کنند، امّا هفتوانه که صفات بر آن­ها تجلّی پیدا کرده بود بدون درنگ سجده می­کنند، چراکه رسالت هفتوانه و رسالت آدم(ع) یکی می­باشد. امّا آن­چه خداوند در خلقت آدم مد نظر داشت خلیفة­الله بودنِ انسان بر روی زمین بوده است. کسی که دارای علم ازلی- یعنی هزار و یک اسم اعظم را دانستن- است، کسی که شبهات مختلف را نمی­پذیرد و خالی از شرور است. پس آن­چه که اهمیت دارد انسانیت و به جا آوردن مؤلفه­ های انسان­مدار است نه دین و دیانت؛ چراکه شرع بی درکِ دین نیز تعلّق است و رسیدن به جایگاه خلیفةالله یعنی رهایی و نداشتن تعلّق. کما این­که شمر مؤمن و مسلمان بود، شانزده بار با پای پیاده به حج رفت و پیشانی پینه بسته­ ای هم داشت، یا ابن ملجم که تا صبح نماز می­گذارد و قرآن می­خواند تا بتواند بر فرق علی(ع) ضربه وارد کند. علم حضوری و علم حصولی نیز از جمله مباحثی است که در این موضوع مطرح می­شود و اگر واقع­بینانه و با درکی عمیق به آن پرداخته نشود ایجاد خرافه و بی معنایی خواهد کرد.

 

امّا بحث ذات و صفات و چگونگیِ تشریح آن، و هم­چنین فراتر از این بحث ما را به تقسیم بندی در مراتب هستی رهنمون می­کند؛ که از دیدگاه یارسان به هفت بخش تقسیم می­شود:

1- کس نزان 2- ذات بحت 3- ظهور اکمل 4- تجلّی 5- مظهر اکمل 6- شهادت   7- عدّم .

 

درک این مفاهیم و رسیدن به معنای این مراتب سبب می­شود که شرع دین را متناسب با همان دین و در آن مرتبه بدانیم. البته این نه به معنای آن است که هر دینی که از موهبت معنا برخوردار باشد، فارغ از شرع و چهارچوب است، بلکه شرع و چهارچوب هر دینی با شرع و چهارچوب دین دیگر متفاوت است. به عنوان نمونه به نماز یا شیوه ­ی پرستش و عبادت در ادیان­های مختلف پرداخته می­شود. نماز در آیین یاری متفاوت است با نماز در اسلام و یا سایر ادیان. البته ناگفته نماند که در مقابل نماز بحث نیاز پیش کشیده می­شود که آن هم بحث مفصلی دارد. در تمام ادیان هم نماز وجود دارد و هم نیاز. نماز یعنی پرستش و عبادت حضرت حق، و نیاز یعنی احساسی که فارغ از عادت، ترس، مصلحت فردی، طمع و حرص بهشت، در وجود شکل می­گیرد و باعث می­شود تا نماز را به شیوه­ ای عاشقانه به جا آورد. 

 

آیین یارسان به خاطر آن­که هفتنی است و تفکّر آن مبتنی بر ایده­ ئولوژی حاکم بر بودن هفتن است، در نتیجه در مقام نیاز قرار دارد و نمازی که ایشان بر آن قیام می­کند در مرتبه ­ی نیاز ارائه می­شود، به همین خاطر برخی از آداب و رسوم و یا کلام­هایی که در مرتبه­ ی شرع ارائه شده را به دست فراموشی سپرده است. توده­ ی مردم نیز بدون آن­که حتّی مفهوم نیاز را دانسته باشند در مقابل این سؤال که چرا نماز نمی­خوانید؟! می­گویند: نیازی هستیم؛ و وقتی گفته می­شود نیازی یعنی چه؟! می­گویند: مقداری خوراکی به جم می­بریم و آن را دعا می­دهیم که آن به جای نماز است. در حالی که این مقوله نمادی از مفهومی کلان­تر است که متأسفانه در بی­ سرانجامی رها شده است. این بی سرانجامی و عدّم رسیدگی متوجّه متولیان و سادات یارسانی بوده که جامعه­ ی این­چنینی بیانگر اندازه فعالیت و وقت صرف شده­ ی آن­ها برای مردم است.

 

بحث سادات به میان آمد که این بحث خود به خود فرد را به قیادت، ابرانسانی، سلطنت الهی بر روی زمین … رهنمون می­سازد. در ایران زمین که خاستگاه بینش یارسان است، بحث ابرانسانی و داشتن فرّ ایزدی از دیرباز مطرح بوده است. در مهرپرستی با واژه­ ی «پتر» و در زردشتی­گری با داشتن فرّ ایزدی نمود پیدا می­کند. پس از ظهور اسلام و ورود آن به ایران رنگ و بوی خاصی به خود می­گیرد و با انتخاب حضرت علی (ع) به عنوان یک جوان­مرد، آن را در مظهریّت حضرت حق تعریف  می­دهد. هر چند که در خود اسلام بحث ابرانسانی یک اصل عبادی اعتقادی به حساب می­آید و حضرت محمّد(ص) به عنوان بنیانگذار دین اسلام رهبر دینی و سیاسی است، امّا در ایران دین اسلام متفاوت­تر است از آن­چه در کشورهای عربی می­باشد. در اسلام دین از سیاست جدا نیست، چراکه قرآن به عنوان اوّلین منبع قابل رجوع، احادیث و شیوه­ ی زندگی حضرت محمّد(ص) تماماً گواه بر سیاسی بودن دین اسلام است. امّا در یارسان دین از سیاست جداست، و دین یاری یک دین سیاسی نمی­باشد. در بیان کلّی می­توان شباهت­هایی برای چگونگیِ تعامل و تعریف این دو دیدگاه ارائه کرد. این شباهت در شرع نیست، بلکه در هرمنوتیک آیات و احادیث است.

 

یکی دیگر از مواردی که به شکل نمادین در تعریف ظاهر و باطن مطرح می­شود قولتاس و واقعه ­ی مربوط به آن است. در بانگ سرحدّان که تشریح نمادهای مربوط به ظاهر و باطن است، از مرنو به عنوان رمز و نماد باطن، و از قولتاس به عنوان رمز و نماد ظاهر صحبت به میان می ­آید. نادیده گرفتن این ایام و روزه نگرفتن این سه روز، قصور و گناه است؛ چراکه این ایام به عشق ظاهر، صفات، هفتوانه است، و هر کدام از هفتن یا هفتوانه موکل بر اموری از امورات کائناتی می­باشند که نادیده گرفتن ظاهر یا باطن یعنی نقص و خلل. هفتن و هفتوانه نظام سرسپردگی را در خود به وجود می­ آورند که آن لایتغیر است. هفتن در خود سرسپرده می­گردد و هفتوانه نیز به همین شیوه حرکت می­کنند. حضرت حق نیز به پیربنیامین سر سپرده می­شود.

 

داود به عنوان فرشته­ ی طراز اوّل دستگاه حقیقت، بانگ سرحدّان و دو بعد ظاهر و باطن یا یمین و یسار را در حیطه­ ی انرژی خود ساماندهی می­کند. در واقع مَلَکِ بر ظاهر و مَلَکِ بر باطن که همان شاه ابراهیم و بابایادگار می­باشند در برخی از مواقع برای انجام رسالت داود مأمور می­گردند. رمز و رموزات مربوط به ظاهر و باطن تحت امر داود نمود پیدا می­کند، و اگر حیله، رنگبازی، رتبازی، و یا همان والله خَیرُالماکرین که قرآن از آن یاد کرده ارائه شده به واسطه­ ی موجودیّت داود است. داود به عنوان مَلَکِ بر رمز و راز کائنات مسئول بر حرکت و انرژی دادن است، یعنی هر آن­چه که حرکت دارد از داود انرژی خود را می­گیرد. داود دارای دو مفهوم است، و هر مفهومی دو بُعد دارد. یک مفهوم داود خوب و بد است، و یک مفهوم دیگر مرگ و زندگی. داود به واسطه­ ی راهبری و دلیل بودن بر هست کائنات، تمام مفاهیم مربوط به خیر و شرّ را راهبری و ساماندهی می­کند. یعنی یک بُعد یا یک روی آن خیر است، و یک بُعد و روی دیگر آن شرّ. مفهوم دیگر داود، موسی سیاوه بودن و هم­چنین خود داود بودن است. یعنی یک بُعد و روی آن موسی سیاوه که مرگ و بلیه و کشتار و آشوب است، و یک بُعد و روی دیگر آن به عنوان وکیل بر زندگی و حیات، خود داود می­باشد. با القاب فرهاد، قیس، قنبر، رهبر، که ­وسوار، فریادرس، طاووس، دلیل، معرفی می­شود، و نماد آن ستاره شش پر است که به آن پرچین پولاد و یا گرز شش پر گفته می­شود. ستاره شش پر از دو مثلث زیرین و بالایی که نماد پستی و رفعت (ظاهر و باطن یا خیر و شرّ) است تشکیل یافته است، که در ادبیات کبالا به ماگن داوید اشتهار دارد. 

 

در تفکّر یاری بسیاری از حرکات و آداب اعتقادی و جابجایی­ های متافیزیکی به واسطه­ ی وجود داود و با اسباب و عللی مرتبط انجام می­گیرد. یکی از این رموزات اعتقادی بحث مرنو که نماد باطنی است می­باشد. چگونگی ایجاد مرنو، جنگ مربوط به مرنو، چرایی این جنگ، زمان وقوع این جنگ، علت تکریم این واقعه … تماماً در کلام­های یارسان شرح داده شده، که نماد آن عقرب، و زمان این نماد، نیش عقرب، و چرایی تکریم این واقعه، انرژی حاصل از نیش زدن عقرب است که تماماً در حیطه­ ی موجودیّت داود نمود پیدا می­کند. زمان وقوع واقعه­ ی مرنو بر اساس محاسبات علم گاهشمار و نجوم، در ماه اوّل زمستان کردی گرمسیری است، که روز اوّل آن مطابق با 20 آبان شمسی برابر با 14 فوریه میلادیمی­باشد.

 

یکی از دوره ­های کلامی که در بیان شرع و باطن، یا همان بانگی که در سرحدّان تعریف پیدا می­کند دوره­ ی کلامی درّه ­شیش می­باشد. این دوره­ ی کلامی شرح جهان­بینی و ایده ­ئولوژی یارسان است که در آن دین هفتنی با دین هفتوانه­ ای به مناظره می­پردازند و در نهایت تفکّر یاری که مبتنی بر عشق و ایثار است پدر مأبانه بر خورد می­کند و قربانی می­شود. این دوره­ ی کلامی در ظاهرِ امر یک عشق افلاطونی را مطرح می­کند که سبب ساز توطئه، تهمت و افترا می­شود، و این­که در جرگه­ ی یاری که مدعی است در مرتبه ­ی حقیقت قرار دارد در برخی از دوران اهریمن در آن موجودیّت پیدا می­کند. این دوره­ ی کلامی وسعت فکری و عدّم محدودیت را به ما می ­آموزاند، و این­که برای رسیدن و واصل شدن می­بایست آزاداندیشی پیشه کرد و نسبت به مسائل و مفاهیم با انعطاف بیشتری برخورد کنیم. بحث شهادت­ طلبی و شهادت پذیری مقوله­ ای دیگر است که این دوره­ ی کلامی به آن پرداخته است. 

 

در پایان به مبحث رستاخیز یا قیامت پرداخته می­شود که آن با کلام و سایر منابع در ادیان دیگر تشریح و تأویل شده است. امّا پیش از آن می­بایست به مقوله ­ی ایوت پرداخته شود، چراکه ایوت پیش ­زمینه­ ی وقوع جنگ آخرالزمان است. در تشریح بانگ سرحدّان گفته شد ندایی است که از سر مرزها بلند می­شود، مرز بین خوبی و بدی، قانون و عشق، نور و ظلمت، هستی و نیستی، رهائی و بند…  و در این میان هر حرکت و جنبشی که به وجود بیاید انرژی آن حرکت از داود حاصل می­گردد و آن انرژی همان ایوت است. ایوت به شکل کلان سه مرتبه موجود می­شود؛ یک مرتبه برای به وجود آوردن کامل­ترین شرع و قانون یعنی ظهور اسلام؛ مرتبه­ ی دوم برای به وجود آوردن مفهوم باطن و حقیقت، که در پردیور است. بار سوّم در آخرالزمان است که صور می­شود در دستان اسرافیل. ایوت اتحاد دو نیروی بزرگ کائناتی یعنی موکلین مربوط به ظاهر و باطن است، و هرگاه این دو مَلَک یعنی شاه ابراهیم و بابایادگار با هم اتحاد ببندند تشکیل نیروی عظیم ایوتی یعنی بیدار کنندگی، هوشیاری، پرستاری… می­دهند. 

 

در تفکّر یاری دو نوع قیامت تعریف شده است، یکی واصل شدن فرد پس از هزار و یک دون نمره قبولی در ذات باری­تعالی، که به قول بایزید بسطامی قطره­ وار واصل دریا شدن است؛ دیگر قیامت کبری که در پایان جهان رخ می­دهد. می­توانیم بگوییم که تمام ادیان معتقد به این رخداد عظیم هستند، و هر دینی گواهی­ هایی در این خصوص ارائه داده است. آیین یاری نیز در این باب کلام­های بی­ شماری دارد. در واقع چون منبع راوی در ادیان مختلف یکی بوده در نتیجه تمام این گواهی­ها نزدیک به هم و با اختلاف ناچیزی عنوان شده است. در نتیجه در تطبیق این پیشگوئی­ها می­توان از تمام کتب آسمانی کمک گرفت.

 

مقدّمات ظهور با صف آرائی دول و کشورها در مقابل هم و تقسیم این دول در دو صف شرق و غرب شکل می­گیرد. پیش از آن­که جنگ عظیم جهانی به راه بیافتد خرده فرهنگ­ها از میان برداشته می­شوند، مرز کشورها تحت نام جهانی شدن از بین می­رود، ارزش­ها تغییر پیدا می­کند، مردان همانند زنان خود را آرایش می­کنند، حرمت­ها شکسته می­شود، سادات ظلم و ناحقیِ خود را به اوج می­رسانند، مؤلفه­ های مطرح در دین نادیده گرفته می­شود، تعصبات غیر توجیهی در دین قوّت می­گیرد، بحث ایده­ ئولوژیک داغ می­شود، و آن بهانه خواهد شد برای مقابله و رویارویی. در واقع تنها علّت جنگ آخرالزمان بحث دین یا جنگ ایده­ ئولوژیک است، و پیش از آن­که این جنگ شکل بگیرد مذاهب موجود در دین­های سه­ گانه – یعنی اسلام، مسیحیت و یهود- به قلع و قمع همدیگر می­پردازند، و در نهایت، این مذاهب در این سه دین بزرگ حل  می­شوند.

 

خاورمیانه به خاطر مهد ظهور و بروز این سه دین، تنها نقطه­ ی جرقه­ ی جنگ خواهد شد، و در همین­جا هم حضرت حق ظهور خواهد کرد. تمام کشورهای دنیا در دو صف شرق و غرب شرکت خواهند داشت و مدرن­ترین سلاح­های کشتار جمعی- خاصه بمب اتم و سلاح­های لیزری- به کار برده می­شود. کعبه دو مرتبه با خاک یکسان  می­شود و پس از مرتبه ­ی سوّم دیگر هیچ وقت درست نمی­شود. جوی خون به راه خواهد افتاد و زمین به کلّی دگرگون می­شود. سپاه خیر به سرکردگی سام (مهدی) پیروز میدان می­شود و بنیان یک زندگی جدید را بر روی کره­ ی زمین می­گذارد. در این شرایط دیگر بحث دین و دیانت مطرح نمی­شود، بلکه انسانیت و مؤلفه­ های انسان­مدار حرف اوّل را خواهد زد. 

در كلّ تمام آن­چه در اين چند صفحه كه كتابي را تحت عنوان بانگ سرحدّان- با تمام مطالب و فصل­ هايي كه به هم مرتبطاند- شامل شده را ميتوان تأويلي از نيروي عظيم كائناتي با رسالتش كه راهبري است دانست. آن مَلَك «داود» نام دارد كه دليلِ قدرتِ مطلق نيز ميباشد؛ يعني ادله و سندي براي اثبات يا نفي. يعني منبعي كه نور و ظلمت از ايشان توان ميگيرند، و انرژيِ به راه بردنِ تمام آن­چه كه حركت دارد است، چراكه راهنماست. در ابتدا تحريك ميكند، در میانه با نظام­ مندي به انجام ميرساند و در آخر هم موكلي خواهد بود كه ختم به خير ميكند؛ و آن با عبارت­هاي مختلف، بسته به دستهبنديهاي مطرح شده- قانون، راهبري، حيلهگري و رندي- تعريف مي­شود. لنگر آسمان و زمين را در دست دارد و دو كس از هفتن (شاهابراهيم و بابايادگار) را در اختيار ميگيرد كه به واسطهي آن­ها ايجاد بانگ كند. اين ملك كسي است كه شيخ امير در خصوصش ميفرمايد:

 

(داود ژه نويرهن بي خاو و خوه رده­ ن      دهرياي كهرامات ئهو پهي نهكه رده­ ن)

 

يعني داودي كه اين همه عظمت دارد كسي است كه در بارگاه باري­تعالي به اسرار پی نبرده است، تو خود حديث مفصل بخوان از اين مجمل. و اين همان حيرتي است كه كلامهاي يارسان فرد را دچار آن ميكند، تا متوجّه شود كه در دستگاه حقيقت و آن­چه كه معماي مربوط به اين حقيقت است، ناچیز است و هیچ­گاه نمی­تواند به آن برسد؛ درنتیجه مطلق­ پنداری عبث است و تعمّق در ذات خداوندی پس از حصولِ مؤلفه­ های انسانی ارزشمند است. پس پرداختن به انسانيت اولاتر از بحث فرا انساني است، به همین خاطر می­بایست که خدا را در خلال روابط اجتماعی و انسانیت جستجو کرد.

 این مهم سبب تفهیم بزرگ اندیشی، فراخی در اندیشه و بیشتر اندیشیدن می­گردد، تا شخص متوجّه شود به خاطر دین و دیانت انسان­ها را مورد ظلم و ستم، اجحاف و تبعیض، قتل و کشتار قرار ندهد و تکثر و حرمتِ به این تکثر که خداوند بانی آن است را در رفتار و باورش نهادینه کند. آن­گاه تسامح از جمله خصایص بارز رفتاری­ اش می­گردد و دیگر مطلق اندیشی، همگون­ طلبي، نژادپرستي، بنيادگرایي، تعصبات خشك مذهبي كه به مطلق­گرائي مي ­انجامد، خودبرتربيني­هاي مذهبي يا مطلق­گوئي و بي مدارائي در برابر غير، نسب­ سالاري، تابوگرائي در رفتار و کردارش نمود پیدا نخواهد کردو  مصداق این بیت از شیخ امیر می­گردد که می­فرماید:

 

ياري جه‌نه‌ته‌ن ئازار نه‌داروَ       كـه‌سي وه كه‌سي كـاري نه‌داروَ[2]

( تفکّر یاری همانند بهشت است که در آن هیچ آزاری نیست/ چراکه در یاری یا همان بهشت کسی به کسی کاری ندارد)

 

سخن آخر آن­که تمام مفاهيم و مطالبي كه توسط راسلين و پيامبران، فلاسفه و مفسرين … در  قالب­ هاي گوناگون و مكاتب مختلف ارائه شده است به يك خاطر مي­باشد، و آن رستگاري و تعالي و تكامل انسانيت است. و از آن­جايي كه اين تكامل و تعالي نسبي است و درك حقيقت هم به تبع آن نسبي، و خود حقيقت هم دست نيافتني، پس هيچ مكتب و ديني نيست و نيامده كه داراي اين نسبيّت نباشد؛ بنابراین به خاطر آن­كه دچار قشريگري نشويم و محدود نگرديم، تا بتوانيم مدارج كمال را طي كنيم، ميبايست اين نكته را مدّ نظر داشته باشيم که:

 «اصلاح اخلاقمداري و حقيقتپذيري با توجه به رشد فزايندهي شعور و نحوهي زندگيِ جوامع بشري و دسترسي نوع انسان به چگونگيِ بهتر زندگي كردن و تشريح و تفسير اخلاق مداري با ارائهي انواع مكاتب فلسفي و اخلاق مدار، لزومي بر پا فشاري و اصرار روي تفكّر و ديني كه متناسب با ظرف زمان و پله و پايهي روحيِ فرد نيست نخواهد بود».

 

 

 

طيب طاهري

 

 


1- اشاره به گفتهي حلاج است: «پيكار با خدا نكردن ديوانگي است و دل به آشتي او خوش داشتن نافرزانگي».

2- دیوان شیخ امیر، حسین روحتافی، نسخه خطی نگارنده

 

Article source: http://www.yaresan.com/84-books

نتایج جستجو قمشه
               
عکس محصول عکس محصول عکس محصول عکس محصول
     
مجموعه سخنرانی دکتر حسین الهی قمشهای 1 اورجینال کاملترین مجموعه سخنرانی های دکتر الهی قمشه ای (به صورت اورجینال)(DVD) وصال عشق، دکتر الهی قمشهای اورجینال مجموعه سخنرانی دکترحسین الهی قمشهای 2 اورجینال
     

تعداد 4 عدد CD

شامل ۲ CD با بالاترین کیفیت

مجموعهای منتخب از سخنرانیهای دکتر حسین الهی قمشهای

قابل پخش در تمامی دستگاههای خانگی

     
8,000 تومان خرید مجموعه سخنرانی دکتر حسین الهی قمشهای 1 اورجینال 8,700 تومان خرید کاملترین مجموعه سخنرانی های دکتر الهی قمشه ای (به صورت اورجینال)(DVD) 8,000 تومان خرید وصال عشق، دکتر الهی قمشهای اورجینال 8,000 تومان خرید مجموعه سخنرانی دکترحسین الهی قمشهای 2 اورجینال
     
     
               
عکس محصول عکس محصول عکس محصول عکس محصول
     
روضه الرضوان، نور عرفان، دکتر الهی قمشه ای اورجینال گلچین 34 سخنرانی دکتر الهی قمشه ای/اورجینال متن کامل 52 سخنرانی از دانشمند بزرگ دکتر الهی قمشه ای/اورجینال متن کامل 52 سخنرانی از دانشمند بزرگ دکتر الهی قمشه ای/اورجینال
     

تعداد 1 عدد DVD

گلچین 34 سخنرانی دکتر الهی قمشه ای
 

متن کامل 52 سخنرانی از دانشمند بزرگ دکتر الهی قمشه ای

متن کامل 52 سخنرانی از دانشمند بزرگ دکتر الهی قمشه ای

     
8,000 تومان خرید روضه الرضوان، نور عرفان، دکتر الهی قمشه ای اورجینال 7,000 تومان خرید گلچین 34 سخنرانی دکتر الهی قمشه ای/اورجینال 6,500 تومان خرید  متن کامل 52 سخنرانی از دانشمند بزرگ دکتر الهی قمشه ای/اورجینال 5,500 تومان خرید  متن کامل 52 سخنرانی از دانشمند بزرگ دکتر الهی قمشه ای/اورجینال
     
     
               
عکس محصول      
     
گلچین 34 سخنرانی دکتر الهی قمشه ای/اورجینال      
     

گلچین 34 سخنرانی دکتر الهی قمشه ای

     
     
5,000 تومان خرید  گلچین 34 سخنرانی دکتر الهی قمشه ای/اورجینال            
     

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code