آیات قرآن که درباره امام زمان(عج) است، کدام است؟ | شهر سوال

نوشته شده در موضوع دسته‌بندی نشده در 16 سپتامبر 2017
آیات قرآن که درباره امام زمان(عج) است، کدام است؟ | شهر سوال

امام زمان(عج)

آیات بسیاری درباره امام زمان (عج) در قرآن وجود دارد. و بعضی تا ۲۵۰ آیه از آیات قرآن را مرتبط به امام زمان (عج) دانسته اند.[۱]
ما در این جا تنها به چند آیه به نقل از کتاب مهدی موعود، نوشته علامه مجلسی اشاره می کنیم.[۲]

سوره هود آیه ۸
وَ لَئِنْ أَخَّرْنا عَنْهُمُ الْعَذابَ إِلى‏ أُمَّةٍ مَعْدُودَةٍ لَیَقُولُنَّ ما یَحْبِسُهُ أَلا یَوْمَ یَأْتِیهِمْ لَیْسَ مَصْرُوفاً عَنْهُمْ وَ حاقَ بِهِمْ ما كانُوا بِهِ یَسْتَهْزِؤُنَ؛ اگر عذاب را تا مدت معینى (ظهور امام زمان) بتأخیر بیاندازیم خواهند گفت چه چیز آن را باز داشت (و مانع ظهور امام زمان چیست؟) بدانید روزى كه عذاب مى‏آید از آنها برداشته نمیشود، بلكه بر آنان فرود آمده و آنچه را استهزاء بآن میكردند خواهند دید.
از امیر المؤمنین روایت شده كه در تأویل این آیه شریفه فرمود: أُمَّةٍ مَعْدُودَةٍ اصحاب قائم آل محمد است كه سیصد و سیزده نفر می‌باشند.
امام صادق (ع) فرموده اند: این عذاب قیام امام زمان و امت معدوده یاران او میباشند. كه برابر با سپاه اسلام در جنگ بدر هستند (یعنى ۳۱۳ تن میباشند).

سوره ابراهیم آیه ۵
وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا مُوسى‏ بِآیاتِنا أَنْ أَخْرِجْ قَوْمَكَ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ وَ ذَكِّرْهُمْ بِأَیَّامِ اللَّهِ إِنَّ فی‏ ذلِكَ لَآیاتٍ لِكُلِّ صَبَّارٍ شَكُورٍ موسى را همراه آیات خود فرستادیم تا قوم خود را از ورطه ظلمانى كفر درآورده بوادى نورانى ایمان رهبرى كند، و آنها را بروزهاى خداوندى متذكر گرداند كه در آن آیاتى است براى هر صبركننده شكرگزارى.
در خصال صدوق از امام باقر روایت نموده كه فرمود «ایام اللَّه» سه روز است: روز قیام قائم آل محمد، روز رجعت و روز قیامت.

سوره انبیاء آیه ۱۰۵
وَ لَقَدْ كَتَبْنا فِی الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُها عِبادِیَ الصَّالِحُونَ؛ در زبور (حضرت داود پیغمبر) بعد از كتب آسمانى سابق نوشتیم كه: زمین را بندگان صالح ما بارث میبرند.
و اینان قائم آل محمد و یاران او میباشند.

سوره حج آیه ۳۹
أُذِنَ لِلَّذِینَ یُقاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَ إِنَّ اللَّهَ عَلى‏ نَصْرِهِمْ لَقَدِیرٌ؛ بآنان كه ستم دیده‏اند اگر پیكار كنند، اجازه جنگ داده شده و خداوند قدرت بر یارى آنها دارد.
ابن ابى عمیر از عبد اللَّه بن مسكان از امام جعفر صادق علیه السّلام روایت كرده كه فرمود: او قائم آل محمد است كه براى خون- خواهى حسین علیه السّلام قیام میكند.

سوره صف آیه ۸
یُرِیدُونَ لِیُطْفِؤُا نُورَ اللَّهِ بِأَفْواهِهِمْ وَ اللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْكافِرُونَ؛ مى‌‏خواهند نور خدا را به دهانهایشان خاموش كنند ولى خدا كامل‏ كننده نور خویش است، اگر چه كافران را ناخوش آید.
از حضرت موسى بن جعفر علیه السّلام معنى آیه یُرِیدُونَ لِیُطْفِؤُا نُورَ اللَّهِ را پرسید، حضرت فرمود: مقصود دوستى امیر المؤمنین علیه السّلام است وَ اللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ یعنى خداوند امامت را بآخر میرساند بدلیل آیه شریفه: الذین فَآمِنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ النُّورِ الَّذِی أَنْزَلْنا كه مقصود از نور همان امام است. محمد بن فضیل میگوید: عرض كردم: «هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى‏ وَ دِینِ الْحَقِّ» یعنى چه؟ فرمود: یعنى خداوند به پیغمبرش دستور داد كه لزوم دوستى جانشین خود «امیر المؤمنین» را به مردم اعلام كند، و دوستى وصى پیغمبر «دین حق» است.
عرض كردم «لِیُظْهِرَهُ عَلَى الدِّینِ كُلِّهِ» چیست؟ فرمود: یعنى خداوند بهنگام ظهور قائم ما دین حق را بر همه ادیان باطله پیروز می‌گرداند. چنان كه خود فرموده: «وَ اللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ» یعنى خداوند نور خود را با ولایت قائم آل محمد تمام میكند «وَ لَوْ كَرِهَ الْكافِرُونَ» یعنى هر چند دشمنان على این را نخواهند. عرض كردم: اینكه میفرمائى تنزیل و ظاهر معنى قرآن است! فرمود: آرى آنچه كه گفتم تنزیل و ظاهر معنى قرآن است.

سوره ملک آیه ۳۰
قُلْ أَ رَأَیْتُمْ إِنْ أَصْبَحَ ماؤُكُمْ غَوْراً فَمَنْ یَأْتِیكُمْ بِماءٍ؛ مَعِینٍ اى پیغمبر! بمردم بگو: بمن بگوئید: اگر آبى كه در دسترس دارید در زمین فرو رود كیست كه آب روان براى شما بیاورد؟.
از حضرت امام رضا علیه السّلام روایت است كه فرمود: «مائكم» یعنى (ابوابكم) كه ائمه هستند و ائمه ابواب (ودرهاى رحمت الهى) میباشند «فَمَنْ یَأْتِیكُمْ بِماءٍ مَعِینٍ» یعنى كیست كه علم امام را براى شما بیاورد؟ (و آن درها را بروى شما بگشاید)؟

سوره صف آیه ۹ و سوره توبه آیه ۳۳
هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى‏ وَ دِینِ الْحَقِّ لِیُظْهِرَهُ عَلَى الدِّینِ كُلِّهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ؛ خدا فرستاده خود را با هدایت و دین حق فرستاد تا بر همه دینها غالب شود. هر چند مشركین نخواهند.
راوی می گوید: از امام هشتم از آیه هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى‏ … سؤال كردم. فرمود هنوز موقع تأویل این آیه نرسیده است گفتم: قربانت گردم! كى موقع آن فرا میرسد؟ فرمود؟ ان شاء اللَّه هنگامى كه قائم قیام كند و چون قیام كند هر جا كافر و مشركى باشد، ظهور او را ناخوش دارد تا جایى كه اگر كافرى در دل سنگى پنهان شود سنگ صدا میزند اى مؤمن! كافرى یا مشركى در من پنهان شده او را بكش. خداوند او را بیرون مى‏آورد و یاران قائم او را بقتل می‌رسانند.
و هم در آن كتاب از ابن عباس روایت نموده كه وى در باره آیه لِیُظْهِرَهُ عَلَى الدِّینِ كُلِّهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ گفت: این در زمانى است كه تمام یهودیان و نصارى و پیروان هر كیشى بدین حنیف اسلام بگروند و گرگ و میش و گاو و شیر و انسان و مار از جان خود ایمن باشند، موقعى كه دیگر موش انبانى را پاره نمیكند وقتى كه حكم جزیه گرفتن از اهل كتاب ساقط مى‏شود و هر جا صلیبى است شكسته میگردد و خوگها معدوم مى‌‏شود و این بهنگام قیام قائم آل محمد خواهد بود.

سوره نور آیه ۵۵
وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ لَیُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِینَهُمُ الَّذِی ارْتَضى‏ لَهُمْ وَ لَیُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً یَعْبُدُونَنِی لا یُشْرِكُونَ بِی شَیْئاً؛ خداوند بكسانى- كه از شما ایمان آورده و عمل صالح پیشه ساخته‏اند وعده داده كه آنها را در زمین نماینده خود گرداند چنان كه همانند آنها را سابقا خلیفه كرد. و ثابت میدارد دین‏ آنها را كه براى آنان برگزید، ترس آنها را تبدیل بأمن كنیم و اینان هیچ گاه بمن شرك نیاورند.
در غیبت شیخ روایت میكند كه این آیه نیز در باره مهدى موعود و یاران او نازل شده.

سوره قصص آیه ۵
وَ نُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِینَ؛ و ما بر آن هستیم كه بر مستضعفان روى زمین نعمت دهیم و آنان را پیشوایان سازیم و وارثان گردانیم.
در غیبت شیخ از امیر المؤمنین علیه السّلام روایت میكند كه در تفسیر این آیه فرمود: اینان كه در زمین ضعیف گشته‏اند آل پیغمبرند كه خداوند مهدى آنها را برانگیزد تا آنان را عزیز و دشمنانشان را ذلیل گرداند.

[۱]. جلد پنجم از كتاب معجم احادیث امام مهدی.
[۲]. مهدی موعود، علامه مجلسی، باب پنجم کتاب.

facenama

دیدگاه‌ها

تصویر شهر سوال

با عرض سلام

با عرض سلام
مسائل زیادی درباره امام زمان (عج) وجود دارد و در این جا قصد این نبوده که با ایات وجود امام زمان در زمان فعلی را اثبات کنیم. و اگر بخواهیم آیه ای در این باره بیان کنیم باید به آیات سوره قدر اشاره کنیم که هر شب قدر، باید ولی الهی و خلیفه الله وجود داشته باشد که لایق نزول ملائکه و روح باشد.

تصویر soalcity

با عرض سلام

با عرض سلام
معیار ایمان، دیدن نیست. و اگر شما به صرف دیدن می توانید به چیزی ایمان بیاورید، پس حتما به خدا نیز اعتقادی ندارید. و در این صورت نباید لا مذهب را توهین به شمار آورید.
همچنین اگر دقت بفرمایید کسی که امام زمان (عج) را قبول نداشته باشد، قطعا شیعه نیست. همان گونه که در مسلمانی او نیز تردید جدی وجود دارد. چون اهل تسنن نیز به ولی امر معتقد هستند. هر چند اعتقاد عده ای از آنها به ولی امر غیر معصوم (و چه بسا جبار و خون ریز) بد تر از اعتقاد نداشتن است.

تصویر soalcity

سلام

سلام
ما در اینجا مطلبی درباره شک کردن نداشتیم! و شک کردن بد نیست به شرط اینکه بعد از آن راه درستی طی شود و شک مقدمه تحقیق و رسیدن به حقیقت باشد. تا اگر کسانی مثل شما بدون آگاهی اسلام را قبول کرده اند، آگاهی کسب کنند.

تصویر soalcity

سلام

سلام
آثار خدای متعال یک دلیل عقلی بر وجود خداست.
و لزوم انسان کامل و لزوم امامت و … نیز دلایل وجود امام هستند و غیر آن ملاقات های حضرت خود یک اثر است و …
و درباره چگونگی عمر طولانی کسی که به قدرت خدای متعال باور داشته باشد، این مسائل برایش بسیار سهل خواهد بود.

تصویر soalcity

سلام

سلام
مراجعه بفرمایید:
http://www.soalcity.ir/node/27
و درباره مطلب دیگر، بعید می دانم به شما این گونه جواب داده شده باشد! اگر لطف بفرمایید در ذیل کامنتی که به شما جواب داده شده، اشکال خود را بنویسید، حتما مطلب روشن تر خواهد شد.

دوست گرامی

دوست گرامی
شک در این موارد که ایرادی نداره
اگر تحقیق کنی حتی ایمانت قوی میشه
نمونه های زندگی طولانی مدت مگر قبلا وجود نداشته
حضرت نوح و اصحاب کهف مواردی هستند که قرآن ذکر کرده تا ما بدونیم این موارد شدنی هستن
حتی دور و بر خودمون رو ببینیم
از گذشته تا حالا عمر بیش از ۱۰۰ هم زیاد نبوده اما خداوند برای هدایت ما همیشه مواردی میگذاره که پیرزن و پیرمدی مثلا ۱۴۰ ساله رو اخبار نشون می ده که چیزی خارج از عادت هستن
پس اگر عمر ۱۰۰۰ ساله و خواب ۳۰۰ ساله بوده این که طبیعی هستش

حتی از اصحاب کهف به راحتی میشه نتیجه زیبایی گرفت
دقت کن که یک سوم روز رو ما خواب هستیم
اصحاب کهف ۳۰۰ سال خواب بودند که سه برابرش میشه ۹۰۰ سال که به سن ۱۰۰۰ سالگی هم میرسه
خیلی سادست حتی نیازی به قرآن هم نداشت خیلی ساده قابل درک هستش

و اما در مورد دیدن و آثار چند تا نکته هست دوست گرامی
بحث دیدن که زیاد اتفاق میوفته
ما همه ایشون رو میبینیم اما نمیدونیم که امام زمان ما هستند
روایت هم داریم که وقتی ایشون ظهور می کنن خیلی ها میگن ما که ایشون رو بار ها دیده بودیم

خود ظهور مگر فکر می کنی که چه چیز عجیبی هستش
ظهور چیزی نیست جز اینکه حضرت صاحب الزمان خودشون رو به عنوان صاحب الزمان معرفی می کنند تا همه ایشون رو بشناسند

تصویر پاسخگوی اعتقادی

پاسخ :

پاسخ :
با سلام وتشکر .
در تایید وتوضیح وتبین فرمایش تان باید اضافه نمایم :
پرسشی که از دیر باز در این باره مطرح بوده و ذهنها را به خود مشغول داشته است(۱) و در این زمان نیز گاهی رخ می‌نماید، این است که راز عمر طولانی آن حضرت چیست؟ آیا این امر در راستای قوانین طبیعی عالم است، یا جنبه غیبی و اعجازی دارد؟
آیا امکان دارد از نظر ظاهری، فردی در این عالم، عمری طولانی را سپری کند و شاداب و با طراوت باقی بماند؟ اصولاً چه می‌شد اگر امام زمان(ع) در ظرف زمانی ظهورش به دنیا می‌آمد و در همان زمان، سیاست خود را به انجام می‌رسانید.
برای رسیدن به پاسخ این پرسش، توجه به چند اصل کلی لازم است:
۱. طول عمر، از شاخه‌های مسئله عمومی‌تری به نام (حیات) است. حقیقت و ماهیت حیات، هنوز بر بشر مجهول است و شاید بشر، هیچ گاه هم از این راز سر در نیاورد.
بشری که این اندازه ناتوان است و موضوع حیات را درست نمی‌شناسد و از ویژگیهای آن، آگاهی کامل و همه جانبه ندارد، چگونه می‌خواهد مسئله طول عمر و استبعاد آن را مطرح سازد و به دیده تردید به آن بنگرد؟
۲. اگر پیری را عارض بر حیات بدانیم و یا آن را قانونی طبیعی بشناسیم که بر بافت واندام موجودات زنده، از درون، عامل نیستی را نهفته دارد و به مرور زمان، موجود زنده را خواه ناخواه، به مرحله فرسودگی و مرگ می‌رساند، باز معنایش آن نیست که این پدیده، قابل انعطاف پذیری و در نتیجه تأخیر نباشد. بر همین اساس، دانش بشری، گامهای مؤثری درباره درمان پیری برداشته و هنوز هم براین مهم پای می‌فشرد و رشته‌های تخصصی برای این مسائله به وجود آورده است.
در اواخر قرن نوزدهم، براثر پیشرفتهای علمی، امید به زندگی طولانی تر رونق بیشتری یافت و شاید در آینده نه چندان دور، این رؤیای شیرین به واقعیت بپیوندد(۲).
در مجموع، دانش بشری در زمینه عقب انداختن پیری، موفقیتهای چشمگیری به دست آورده و از رابطه تغذیه و پیری تجربه‌های جدیدی کشف کرده و ارتباط تنگاتنگی بین اسرار تغذیه در مقابله با پیری و فرسودگی ارائه داده است.
در پرتو آنچه اشارت شد،می توان گفت: درباره عمر طولانی مهدی موعود(ع) هیچ گونه شگفتی باقی نمی‌ماند و امکان علمی و نظری آن، جای تردید ندارد او، با دانش خدادادی، بر اسرار خوراکیها، آگاهی دارد و بعدی ندارد که با استفاده از روشهای طبیعی و علمی، بتواند مدتی دراز در این دنیا بماند و آثار فرسودگی و پیری، در وی پدیدار نگردد.
۳. اصولاً، وجود استثناها در هرامری، ازجمله امور طبیعی این عالم، مسائله­ای ست روشن و انکار ناپذیر. گیاهان، درختان، جاندارانی که در دامن طبیعت پرورده می‌شوند واز سابقه کهن و زیستی طولانی برخوردارند، کم نیستند. چه استبعادی دارد که در عالم انسانی هم، برای نگهداری یک انسان و حجت خدا، به عنوان ذخیره و پشتوانه اجرای عدالت و نفی و طرد ظلم و ظالمان، قائل به استثنا شویم و او را موجودی فراتر از عوامل طبیعی و اسباب و علل ظاهری بدانیم که قوانین طبیعت، دربرابرش انعطاف پذیری دارند واو برآنها تفوق و برتری. این امری است ممکن، گرچه عادی و معمولی نباشد.به گفته علامه طباطبائی:
(نوع زندگی امام غائب را به طریق خرق عادت[ می‌توان پذیرفت]. البته خرق عادت، غیر از محال است و از راه علم، هرگز نمی‌توان خرق عادت را نفی کرد. زیرا هرگز نمی‌توان اثبات کرد که اسباب و عواملی که در جهان کار می‌کنند، تنها همانها هستند که ماآنها رادیده ایم و می‌شناسیم و دیگر اسبابی که ما از آنها خبر نداریم یا آثار و اعمال آنها را ندیده­ایم، یا نفهمیده­ایم، وجود ندارد؛ از این روی، ممکن است در فردی و یا افرادی از بشر، اسباب و عواملی به وجود آید که عمری بسیار طولانی، هزار یا چندین هزار ساله برای ایشان تأمین نماید.(۳))
۴. از دیدگاه تاریخی، معمّرین و دراز عمران فراوانی با نام و نشان بوده اند که هر یک چند برابر افراد معمولی زمان خویش، زیسته اند. روشن ترین و در عین حال، مستند ترین آن، حضرت نوح(ع) است. قرآن تصریح می‌کند که ۹۵۰ سال فقط پیامبر بوده است(۴) و حتماً عمر وی بیش از این بوده است. داستان خضر پیامبر نیز، مصداقی دیگر از این اصل کلی است.(۵)
با توجه به این نمونه هاست که می‌توان برخورداری حجت خدا را از عمری طولانی پذیرفت و دلیل امکان آن را وجود انسانهای دراز عمر در تاریخ دانست که تا هزاران سال گفته شده است.(۶)
۵. از همه اینها گذشته، اگر از زاویه ایمان به غیب، به این پدیده بنگریم، پاسخ همه اعتراضها و اشکالها داده می‌شود و نیازی به فلسفه بافی و ارائه شواهد دیگر نیست.
تأثیرگذاری علل و عوامل طبیعی، به دست خداوند است: (لامؤثر فی الوجود ا…لاّ الله).
و اوست که اگر بخواهد شیشه را در بغل سنگ نگه می‌دارد، چگونه از حفاظت وجود نازنین حجت خدا و ذخیره عالم آفرینش ناتوان است.
کریمی که جهان پاینده داردتواند حجتی را زنده دارد به گفته شیخ طوسی:
(براساس آیه شریفه: (یمحوالله مایشاء ویثبت وعنده ام الکتاب) هر آنی که مصلحت در تأخیر، تا زمان دیگر باشد، تداوم عمر آن حضرت، ضرورت می‌یابد و این امر، تاآخرین زمان لازم، ادامه دارد و راز و رمز آن، به دست کسی است که مفاتیح غیب و ام الکتاب در نزداوست.(۷))
پروردگاری که درباره حضرت یونس پیامبر، به هنگامی که در شکم ماهی قرار داشت،
می فرماید:
(ولولا انه کان من المسبحین للبث فی بطنه الی یوم یبعثون)(۸).
پس اگر نه از تسبیح گویان می‌بود، تا روز قیامت در شکم ماهی می‌ماند.
می تواند براساس قدرت و مشیت مطلقه اش، مقدمات و عوامل زنده ماندن امام زمان(ع) را در این عالم آماده سازد و او را تا روز معین و معلومی نگه دارد.
براساس این اصل، طول عمر امام عصر(ع)، در باور مسلمانان جنبه اعجاز دارد. و قانون معجزه، حاکم بر قوانین طبیعی در این عالم است و نمونه‌های فراوان دارد:
* دریا برای موسی شکافته می‌شود(۹).
* آتش برابراهیم سردوسلامت می‌گردد.(۱۰)
* در مورد حضرت عیسی، کار بر رومیان مشتبه می‌گردد و می‌پندارند که وی را دستگیر کردند که چنان نبوده است.(۱۱)
* پیامبر اسلام(ص) از میان حلقه محاصره قریشیان که ساعتها در کمین او بوده­اند، بیرون می‌رود.(۱۲)
هر یک از این موارد و نمونه‌های دیگر، نشانگر تعطیل شدن یکی از قانونهای طبیعی است که به قدرت و لطف خداوند رخ داده است. پاسداری از حجت خدا در مدتی طولانی نیز، از مصادیق همین اصل کلی و باور ایمانی است. بنابراین طول عمر آن حضرت استبعادی ندارد و با دلایل طبیعی و مادی و غیبی و معنوی قابل پذیرش و اثبات است.
اما این که چرا آن حضرت، در ظرف زمانی ظهور، به دنیا نیامد و ایفای نقش نکرد.
اولاً، در باور ما مسلمانان، بویژه شیعیان، زمین، هیچ گاه خالی از حجت نیست، چه آشکار و چه پنهان.(۱۳) همواره باید آسیای وجود بر قطب و مدار امام و حجت بچرخد.
اگر امام زمان(ع)، در آن عصر به دنیا نیامده بود و بعد قدم به دنیا می‌گذاشت، در این فترت، زمین بی حجت و امام می‌ماند و این با ادله قاطع و باور ما مسلمانان سازگار نیست.(۱۴)
ثانیاً، شخصی که می‌خواهد دنیا را متحول سازد و دست به اصلاحی همه جانبه و فراگیر بزند، عدل را بگستراند و ظلم و ستم را در همه اَشکال و انواع آن، بر چیند، تمدّن بشری را که بر اساس زر و زورو تزویر بنا گردیده ویران سازد و تمدنی همه جانبه و براساس ارزشهای الهی و معنوی ایجاد کند، باید دارای عِدّه و عُدّه فراوان باشد، با ابزار مدرن و پیشرفته آشنا باشد، فراز و فرود تمدنها را بشناسد و بالآخره، از علل سقوط و صعود ملتها تجربه بیندوزد، تا بتواند حرکتی اساسی و بنیادی را آغاز و رهبری کند و موانع را از سر راه بشر بردارد.
این امر ممکن نیست مگر از کسی که طلوع و غروب تمدنها را دیده و با کوله باری از تجربه و شناخت به میدان آمده باشد.
بدین سان، امام زمان(ع) در دوران طولانی غیبت، راههای ایجاد جامعه صالح را در مقایسه با دنیای فاسد، پایه گذاری می‌کند و با آگاهی و اقتدار و در زمانی مناسب به اذن خدا، ظهور می‌کند و بر همه تاکتیکها و روشهای دنیای بشری محیط است و راه مقابله با آن را به درستی می‌شناسد و این مسائله، در دوران طولانی امامت و غیبت، تا ظهور، برای آن حضرت، ممکن می‌گردد. غیبت و طول عمر، باعث می‌شود.که آن رهبر ذخیره شده، به گونه ای نیکوتر و فراگیرتر رهبری خویش را آغاز کند.
لازمه انقلابی آن چنان بزرگ و عمیق، موقعیت روحی ویژه ای است که رهبر مکتبی از آن باید برخوردار باشد. مقدار توانایی روحی، بستگی دارد به نشیب و فرازها و دگرگونیهایی که آن رهبر به خود دیده است. مهدی(ع)، در دل تاریخ فرو رفته و از موقعیت امامت و برتری خویش بر تاریخ پرتو افکنده، با آزمودگی و تجربه ای که در این مدت طولانی کسب کرده است، توانایی دگرگونی اساسی جهان را خواهد داشت و به اصلاح همه جانبه دست خواهد زد. ان شاءاللّه.(۱۵).

پی‌نوشت‌ها:
۱.کنز الفوائد، کراجکی، تعلیق شیخ عبداللّه نعمه، ج ۲، ص ۱۱۴ ـ ۱۴۰، دارالذخائر.
۲. امام مهدی حماسه‌ای از نور، شهید صدر، ترجمه کتابخانه بزرگ اسلامی، ص ۳۰.
۳. شیعه در اسلام، علاّمة طباطبایی، ص ۱۵۱، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی.
۴. عنکبوت (۲۹) آیه ۱۴.
۵. کمال الدین، ج ۲، ص ۳۸۵.
۶. کتاب الغیبه، شیخ طوسی، ص ۱۱۳ـ ۱۲۵؛ کنز الفوائد، کراجکی۱۴۰.
۷. همان، ص ۴۲۸؛ رعد (۱۳) آیه ۳۹.
۸. صافات (۳۷) آیه ۱۴۴.
۹. بقره (۲) آیه ۵۰.
۱۰. انبیاء (۲۱) آیه ۶۹.
۱۱. نساء (۴) آیه ۱۵۷.
۱۲. انفال (۸) آیه ۳۰.
۱۳. اصول کافی، ج ۱، ص ۱۷۸.
۱۴. همان، ص ۱۸۰.
۱۵.اقتباس از چشم به راه مهدی، ص ۳۴۷ – ۳۴۱.

تصویر soalcity

سلام

سلام
خدای متعال حکیم است و عالم و قطعا بهترین و درست ترین راه را برای ما بیان کرده است. و هر چیزی را در سر جای خودش قرار داده است.
دستور جنگ و جهاد در اسلام برای شکستن شاخ زورگویانی است که شاخ آنها سبب آسیب های فراوان به دیگران می شود. کما اینکه آیه ۷۵ سوره نساء و آیات متعدد دیگر به وضوح این مطلب را نشان می دهد. و حتی نسبت به همین تجاوزکاران نیز می فرماید به محض آنکه قدرت تجاوزگری شان از بین رفت، دیگر لازم نیست آنها را از بین ببریم. (آیه ۴ سوره محمد)
باید این نکته را درک کنیم که: ترحم بر پلنگ تیز دندان، جفا بود بر گوسفندان! صلح با شعار حاصل نمی شود و باید دقت کنیم که صلح رضایت دو طرف را می خواهد و برای جنگ خواسته یک طرف کافیست. به همین خاطر تنها راه منطقی رسیدن به صلح؛ سرکوب کردن کسانی است که جنگ طلب هستند.

تصویر soalcity

سلام

سلام
اگر واقعا قرآن را خوانده اید، باید متوجه شده باشید که دین فقط مومن و کافر نیست. بلکه ایمان آغاز راه است و مومنان با دستورهای الهی محک خواهند خورد. علاوه بر آنکه قرآن، ایمان به خدا را از قول مشرکین هم نقل می کند.
بنابراین ایمان واقعی جایی است که در تمام زندگی انسان جاری باشد. و آن وقت مشخص می شود که شما یا مطابق یکی از مذاهب فعلی عمل می کنید یا مذهب جدیدی برای خودتان می سازید.
در حالی که تنها یک مذهب حق وجود دارد که امتداد اصلی دین است و با پاک کردن صورت مساله نمی توانید بی جوابی آن را حل کنید و دنبال مذهب حق نباشید.
جواب مفصل تر را در آدرس ذیل ببینید.
http://www.soalcity.ir/node/2867

تصویر soalcity

سلام

سلام
توحید آغاز دین است نه تمام آن. و اگر فقط کلمه توحید کافی بود، به پیامبری نیاز نداشتیم. چون توحید در فطرت انسان وجود دارد. پس معلوم است که توحید باید در جای جای زندگی انسان امتداد یابد و کار پیامبران همین بوده است که برای انسان های معتقد به توحید، دستورات الهی را با توجه به زندگی آنها تبیین کنند. و قطعا این چیزی تمام شده نیست و امروز هم بدان نیاز داریم و امام، جانشین پیامبر، برای همین کار است.

تصویر پاسخگوی اعتقادی

پاسخ :

پاسخ :
با سلام وتشکر .
در باره درک آموزه های وحیانی مثل سایر امور نیاز به کار شناس است ناگزیر باید به گفته های اهل تفسیر مراجعه شود . در تحلیل مسله باید گفت :
تفسیر در لغت کشف وآشکار کردن معنای لفظ است (۱) نیز به معنای برگرفتن نقاب از چهره و پرده برداری و اظهار کردن و بیان کردن معنای لفظ نیز می باشد.
گر چه قرآن نور و هدایت و عربی آشکار و هدایتگر است و کتاب معما نیست که از فهم آن عاجز باشیم و بیان آن به عهده معما شناسان واگذار شده باشد،با این وجود به چند دلیل عموم مردم از فهم همه معانی قرآن ناتوانند و برای فهم مفاهیم آن به تفسیر کنندگان محتاجند.
مفاهیم قران از عمق و ژرفای بی نهایت برخوردار است ،همچنان که اوج بی نهایت نیز دارد . عموم مردم گرچه به هنگام مراجعه به قرآن از سفره گسترده آن طعام هایی ارزشمند بر می گیرند ولی درک و فهمشان از رسیدن به اوج و ژرفای قرآن عاجز است . باید غواصان ماهر و عقابان تیز پرواز را به مدد بطلبند و به کمک آنان مروارید ها شکار کنند.
قرآن به زبان قوم و مردم نازل شده و برای بیان مفاهیم متعالی، راهی جز به کار گیری همین الفاظی که برای مفاهیم محسوس وضع شده اند، نداشته ،پس به ناچار برای بیان بسیاری از مفاهیم چاره نبوده ،جز این که همین الفاظ را با کنایه و قرینه در آن معانی برتر از حس به کار گیرد . ما انسان های مانوس با معانی حسی وقتی آن آیات را تلاوت می کنیم، معانی محسوس
به ذهنمان می آید . معلمان قران که از جانب خدا تعلیم یافته اند ،باید این آیات را برای ما بیان کنند. به این دلایل و دلایل دیگرکه در کتاب های مفصل آمده ، باید به پیامبر ، امامان و عالمان دیندار مراجعه کنیم و بیان و تفسیر و توضیح آیات قرآن را از آنان بخواهیم.

پی نوشت:
۱-مجمع البحرین ،ج۱ ،ص ۴۰۱.

با سلام و سپاس از وقتی که

با سلام و سپاس از وقتی که برای پاسخگویی گذاشتید.

حتی اگر از لفاظی بیش از حدی که در پاسخ به کار بردید چشم پوشی کنم، منطقی در تفاسیر نمی بینم . علی الخصوص که چه بسیارند حدیث من در آوردی و ساختگی برای رسیدن به اهداف شخصی و گروهی که انسان عاقل و متفکر نه تنها نمی تونه بپذیره بلکه نسبت به باقی سخنان هم بدبین میشه. در هر صورت خداوند درهای حقیقت رو برای همه جویندگان روشن کنه ان شاءالله.

تصویر پاسخگوی اعتقادی

پاسخ :

پاسخ :
با سلام وتشکر .
اگر اندک انصاف در کار باشد پاسخ قبل در باره مسله منقطی بودن تفسیر کافی وشافی است .
در باره فرمایش تان در این نوبت باید به چند نکته اشاره گردد :
الف – آیا به نظر شما درک درست معارف قران به عنوان کتاب آسمانی نیاز به کار شناس ومتخصص ندارد ؟ آیا بدون متخصصان قران شناس درک ژرفای آموزه های وحیانی برای همگان میسور است ؟
ب- توجه داشته باشید که برای شناخت احادیث صحیح راه کار عمیق ومطئین دو علم به نام علم رجال وعلم درایه وضع شده در تبین مسله باید گفت : تعریف علم رجال : در منابع رجالى تعاریف گوناگونى در باره این علم ارائه شده که جامع ترین آنها عبارت است از: علم رجال , دانشى است که در آن احوال و اوصاف راویان حدیث و رجال سند, از حیث وثاقت و ضعف , مدح و قدح و جرح و تدیل بررسى می شود.
علم رجال عهده دار بیان حال راویان سند است در حالی که در علم الدرایه و علم الحدیث مجموعه سند و متن خبر بررسى می گردد (طرائف المقال , ۱/۳۵ ـ ۳۸, الفوائد الرجالیه , مظفر, ۳۳, المعجم الموحد, ۱/۲۲). به این ترتیب موضوع علم رجال نیز مشخص می گردد, زیرا چنان که گفته شد محور اساسى این دانش رجال حدیث هستند. پس نباید به اخادیث با آن دید منفی نگرسته شود .
ج- عقل سلیم مانند چراغ برای درک عمیق از آموزه های وداده دینی عمل می کند وهیچ گاه در تعارض با دین نیست . لسان آیات و روایات بیانگر این حقیقت است که از نگرش اسلام، عقل جزئی باید به منشأ خود یعنی، عقل کلی متصل شود و عقل بشری رنگ عقل الهی به خود گرفته و عقل دنیایی عقل آخرتی گردد. عقل اکتسابی باید در راستا و خدمت عقل خدادای باشد. عقل کلی همان عقلی است که موجب هدایت و وصول به مقصد می‏شود و عقل الهی همان عقلی است که خود را تحت فرمان الهی قرار داده و تخطی در برابر او را روانمی‏دارد، از همین رو برای آن که عقل جزئی و نزول یافته با مبدأ خود ارتباط یافته و سیر صعودی خود را به موطن اصلی‏اش آغاز کند، و در پرتو این سیر و اتصال و توجه بتواند راهنمای انسان باشد،

http://www.parsquran.com/data

http://www.parsquran.com/data/show.php?quantity=%20%D8%A8%D8%B2%D9%86%D9.‎.‎.‎
سوره ی ۴۷ آیه ی ۴

اسامی زیر دانشمندانی هستند که کلا به هیچ خدایی اعتقاد نداشتند یعنی کافر بودند، پس اگر اینها در زمان حضرت محمد بودند باید گردن آنها را می زدند؟؟؟

ریچارد داوکینز، استیون هاوکینگ، دیراک، پیتر آتکینز، توماس ادیسون، بی اف اسکینر، پاتریک بلاکت، ایوان پاولف، لینوس پاولینگ، استیون پینکر، آلن تورینگ ، پل دیراک، ریچارد رابرتس، ریچارد فاینمن، زیگموند فروید، فرانسیس کریک، پیر لاپلاس، ارنست مایر، جیمز واتسون، استیون واینبرگ، استیو وزنیاک، جولیان هاکسلی

تصویر شهر سوال

با عرض سلام

با عرض سلام
اشتباه برداشت نموده اید. بحث اختلاف عقیدتی نیست. قرآن درباره کافران می گوید:

لا یَنْهاكُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذینَ لَمْ یُقاتِلُوكُمْ فِی الدِّینِ وَ لَمْ یُخْرِجُوكُمْ مِنْ دِیارِكُمْ أَنْ تَبَرُّوهُمْ وَ تُقْسِطُوا إِلَیْهِمْ إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُقْسِطینَ (۸) إِنَّما یَنْهاكُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذینَ قاتَلُوكُمْ فِی الدِّینِ وَ أَخْرَجُوكُمْ مِنْ دِیارِكُمْ وَ ظاهَرُوا عَلى‏ إِخْراجِكُمْ أَنْ تَوَلَّوْهُمْ وَ مَنْ یَتَوَلَّهُمْ فَأُولئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ (۹ ممتحنه) خدا شما را از نیكى كردن و رعایت عدالت نسبت به كسانى كه در راه دین با شما پیكار نكردند و از خانه و دیارتان بیرون نراندند نهى نمى‏كند چرا كه خداوند عدالت‏پیشگان را دوست دارد. تنها شما را از دوستى و رابطه با كسانى نهى مى‏كند كه در امر دین با شما پیكار كردند و شما را از خانه هایتان بیرون راندند یا به بیرون‏راندن شما كمك كردند و هر كس با آنان رابطه دوستى داشته باشد ظالم و ستمگر است!

حتی در همین آیه ای که نقل کردید، اگر دقت کنید می فرماید: حَتَّى تَضَعَ الْحَرْبُ أَوْزَارَهَا
یعنی شما باید کفاری که بر پا کننده آتش جنگ هستند و زنده ماندن آنها به منزله استمرار جنگ و خونریزی است، بکشید یا اسیرشان کنید. تا جنگ ها پایان یابند.

تصویر شهر سوال

سلام

سلام
تفسیر به رای به تفسیری می گویند که معنای غیر واقعی به قرآن نسبت داده شود. و به معنایی که آیه به وضوح آن را بیان می کند، تفسیر به رای نمی گویند هر چند خلاف میل و خواسته های شما باشد.
زمانی که قرآن از وعده الهی درباره مستضعفان و پیروزی آنها سخن می گوید
زمانی که قرآن از پیروزی دین الهی علیرغم میل کافران سخن می گوید
زمانی که قرآن از به ارث رسیدن زمین به صالحان سخن می گوید و …

بدون نیاز به هیچ حدیثی، این آیات به صراحت اندیشه منجی و مهدویت را تایید می کند. و عجیب تر آنکه احادیث پیامبر (ص) درباره حضرت مهدی (عج) و منجی مورد اتفاق تمام مسلمانان است و همه مسلمانان (شیعه و غیر شیعه) به منجی معتقد هستند! و شما نه به معنای واضح آیات توجه کرده اید و نه به آنچه پیامبر (ص) به وضوح فرموده است. شاید دلیل این امر تعصبی است که ان شاء الله از آن برهید.

تصویر soalcity

سلام

سلام
اگر دقت بفرمایید عرض کردیم در اینجا با معانی واضح و روشن مواجه هستیم. پس سخن از اسرار نیست.
و هیچ کس هم نمی تواند ادعا کند پیامبر (ص) درباره منجی چیزی نگفته است.

تصویر soalcity

ُسلام

ُسلام
یعنی شما فکر می کنید با آمدن مسیح، زمین به صالحان رسید؟ پس چرا عده ای در صدد کشتن خود مسیح بودند؟ چگونه چنین چیزی با تسلط صالحان هماهنگی دارد؟

تصویر soalcity

سلام

سلام
آیه ای که مورد اشاره است، از تسلط صالحان بر زمین سخن می گوید. و طبیعتا وقتی صالحان بر زمین مسلط باشند، گردنکشان نمی توانند این گونه به ظلم و ستم بپردازند! و در صدد قتل انبیاء باشند. پس بسیار روشن است که وعده مطرح شده در آیه مورد اشاره، مربوط به حضرت مسیح نیست.

تصویر soalcity

ضمن عرض سلام

ضمن عرض سلام
به نظر می رسد دروغ گفتن و تعصب ورزیدن با اندک التفاتی روشن می شود. به عنوان نمونه تنها بعضی از مواردی که علامه طباطبایی در تفسیر المیزان، مرتبط به امام زمان (عج) دانسته اند را با ذکر آدرس نقل می کنم:
مراد از امت معدوده در آيه شريفه، امام زمان(ع) و اصحاب اويند (ترجمه الميزان ج‏۱۰، ص۲۶۷)
آيه:” هل ينظرون …” و آيات مشابه آن به ظهور مهدى ع نيز تفسير شده اند( ترجمه الميزان، ج‏۲، ص ۱۵۹)
ليظهره على الدين كله و تفسير آن به ظهور حضرت مهدى(ع) (ترجمه الميزان ،ج‏۹، ص۳۴۰)
أتى أمر الله به ظهور مهدى عليه السلام تطبيق شده است (ترجمه الميزان ،ج‏۱۲، ص۳۲۷)
وعده استخلاف در آيه، جز با اجتماعى كه با ظهور مهدى(عليه السلام) بر پا مى‏شود با هيچ مجتمعى قابل انطباق نيست . (ترجمه الميزان،ج‏۱۵،ص۲۱۵)
آيات و لو ترى إذ فزعوا ناظر بر فرو رفتن لشكر سفيانى در زمين(در زمان ظهور حضرت مهدى عج ) مى‏ باشد (ترجمه الميزان ،ج‏۱۶، ص۵۹۲)

تصویر soalcity

سلام

سلام
معیارهای دقیق و منطقی برای اعتماد به حدیث وجود دارد. مثل آنکه اگر خبری متواتر بود، جای شک و تردید در آن نمی ماند.
همچنین بعضی از آیات مورد اشاره آن قدر واضح هستند که هر کسی به راحتی می تواند حقیقت را از آن دریابد.
در ضمن توجه کنید که ظهور منجی امری قطعی و مسلم است. و فرق اسلامی در اصل آن هیچ اختلافی ندارند.

تصویر soalcity

سلام

تصویر soalcity

سلام

سلام
البته جسارتا فکر کردن با خیال پردازی فرق می کند. چون آنچه به نقل از کتابها نوشته اید، چیزی است که در خیال شما موجود است. نه در منابع دینی. علاوه بر آنکه اگر به دین و امام زمان (عج) اعتقاد دارید، باید متوجه شوید که این دنیا تنها گذرگاه است و نباید تمام هم و غم شما مصروف به آن باشد.

تصویر soalcity

سلام

سلام
حداقل یک دلیل کوچک هم برای سخنانتان بیان می کردید تا فرق آن با خواسته های نفسانی روشن شود.
و البته متهم کردن مسلمانان به شرک، که شعار مسلمان کشی شده است، خود نشانه ای از متصل بودن به دستگاه کفر است .

اهل سنت هستید کاملا پیداست

اهل سنت هستید کاملا پیداست
من در اینجا جز ترجمه آیه چیزی ندیدم و اون رو با عقل و داشته های دینی خودم تطبیق میدم که کاملا منطقی و عقلی هستن
با خوندن قرآن چه کسی از دین بیزار شد؟ اگر شما بیزار شدی مشکل از خود شماست
ما با خوندن قبلمون آرامش پیدا می کنه
تهمت شرکی که شما زدید رو چجوری می خواید حلالیت بگیرید
شما نیز بترس از روزی که حقایق آشکار بشه

من با شما اهل سنت بحث کردم بعضیاتون کاملا چشماتونو بستید
حتی حاضر نیستید یه ذره فکر کنید
فقط چیزایی رو میگید که بهتون گفتن
نمیرید تحقیق کنید ببینید جریان چیه
البته بعضیاتون هم تحقیق می کنید و تا تحقیق می کنید می خورید به سوالات بیشتر اونقدر که دیگه توی مذهبتون شک می کنید بعد تازه می فهمید که شیعه چی میگه

شما اهل سنت کی هستید؟
از سنت کی پیروی می کنید؟
پیامبر صحابه یا امامانتون حنبلی و شافعی و ابو حنیفه
کاملا پیداست که از کی پیروی می کنید
از خلفا

یه نمونه ساده
شما اهل سنت حتی خبر ندارید که دست بسته نماز خوندن شما واجب هم نیست
حتی رهبران مذهبی خود شما با خلیفه دوم به خاطر این مخالفت کردن
وقتی خلیفه دوم شما گفت نماز رو دست بسته بخونید رهبران مذهبی شما گفتن نه پیامبر اینجوری نماز نخوند
می تونید به صحیح مسلم مراجعه کنید و ببینید جریان چیه

شما از سنت پیامبر پیروی نمی کنید
از سنت خلفا پیروی می کنید

اما شیعه از سنت پیامبر پیروی می کنه
حالا هر چی میخوای شبهه بنداز و بپرس
ما جواب میدیم ان شاء الله

بذار من سوالی بپرسم
حدیثی هست از حضرت پیامبر صلی الله علیه و آله که می فرماید
کسی که بمیرد و امام زمان خود را نشناسد به مرگ جاهلیت مرده است
توی کتابای خود شماست
اونقدر هم معتبره که هیچ ایرادی نمیشه بهش گرفت
حالا بگو ببینم امام زمان تو کیه؟

مدیر سایت شما هم پر قدرت ادامه بده

تنها کسی کافره که خدا رو قبول

تنها کسی کافره که خدا رو قبول نداشته باشه و یا برای اون شریکی قائل بشه حالا چه اون شریک یک بت باشه و چه یک امام یا پیامبر مثل حضرت عیسی و ….. یکی دیگه از ویژگیهای افراد کافر براساس خود ایات قران ، اینه که کسانی هستن که به کتاب خدا دروغ میبندن و کلامشو بر اساس نیازشون تفسیر میکنن…

خدا در قران میگه کشته باد کسانی که برای من شریکی قائل می شن… حضرت محمد آخرین فرستاده خدا بودن و این در قران ذکر شده… همه ادیان منتظر موعود هستن و اون موعود حضرت محمد هست، ما کافر هستیم اگر بعد از آمدن حضرت محمد باز منتظر فرد دیگری باشیم و اینجوری به ایات قران دروغ ببندیم برای منافع خودمون و هر جور دوست داشتیم آیات رو تفسیر کنیم، اونم در مورد یک موضوع با این درجه اهمیت!!!!

در قران نوشته شده که جز خدا هیچ کس نمی دونه که تفسیر واقعی آیات چی هست (هر چیزی که در معنی آیات قران تو پرانتز بیاد و روی درست بودنش پافشاری بشه، یعنی دروغ به قران) …
اگر قرار بود فردی بعد از پیامبر ظهور کنه و این همه کارای مهم انجام بده قطعا در موردش مستقیما در قران صحبت می شد. مثل بشارت آمدن حضرت محمد در تورات و انجیل … چطور ممکنه که خداوند قادر و متعال فراموش کنه که یک سوره برای امدن منجی یا حداقل یک ایه در مورد آن بیاره تا کسی که می خواد به کتابش ایمان بیاره به راه اشتباه نره !!!!!!!!

من یک مسلمان هستم، کسی که نه شیعه هست و نه سنی. ویژگیهای یک مسلمان در کتاب خدا اومده و هیچ جای این کتاب ننوشته که برای مسلمان بودن باید به آمدن موعودی بعد از حضرت محمد اعتقاد داشته باشم. هیچ اسلام جدیدی هم براساس نیاز خودم و به زور نمی سازم.

فقط مسلمانم بی هیچ پسوند و پیشوند ساختگی دست بشر که خیلیا بازیچه اون شدن و جز قران به هیچ چیز دیگه ای اعتقاد ندارم و تنها چیزی که برام مهمه ایمان به وجود خدا و ذات پاک و بدون اشتباهش هست.

فقط به کلام خدا ایمان دارم و به خاطر معجزات فراوانی که داره میدونم قران کلام انسان نیست و هیچ وقت در زندگی کلام نقل قول شده یک انسان رو که هیچ شاهدی بر درست بودنش نیست نخواهم پذیرفت…

چقدر راحت و بدون اینکه از خدا بترسیم از کلام خدا سوء استفاده میکنیم و به جای اینکه به مطالبی که در قران اومده توجه کنیم و بهش عمل کنیم ، دور خودمون رو با احادیث پر کردیم …. قران کتاب کاملی هست و به هیچ منبا دیگه ای برای کامل شدن نیاز نداره !!! کسانی که غیر از این عمل کنن دنبال منافع شخصیشون هستن و هیچ جوری نمیشه به راه راست هدایتشون کرد….

تصویر soalcity

سلام

سلام
به نظر می رسد که تهمت هایی که زده اید، در حق خودتان معنا دارد.
آیا قرآن بارها به وجود معلم برای قرآن اشاره نکرده است؟ آیا قرآن بارها دستور نداده که هر چه رسول الله (ص) فرمود، اطاعت کنیم؟
چرا چشم بر این همه آیه می بندید و دلخواسته های خود را به قرآن نسبت می دهید و این گونه آشکارا تحریف می کنید؟
شما که مسلمان هستید، و قرآن را قبول دارید، چگونه دستور قرآن برای نماز خواندن را انجام می دهید در حالی که نه شیعه هستید و نه سنی و نه حدیث را قبول دارید؟ آیا حرفهای نفس خود را بر قول رسول الله (ص) مقدم می کنید؟
کار شما ایجاد یک فرقه جدید و انحرافی است مثل روندی که در ساخت آئین سیک ها انجام شد و به بهانه مبارزه با اختلاف مردم هند در هندوئیزم و اسلام، دو دستگی آنها را به سه دستگی تبدیل کردند و بر افتراق و جدایی افزودند. تنها راه مبارزه با اختلاف و افتراق، تقویت حق است نه اضافه کردن یک باطل در کنار باطل های دیگر

تصویر soalcity

سلام

سلام
اولا قرآن دچار تحریف لفظی نمی شود و الا تحریف های دیگر در خود قرآن مورد اشاره قرار گرفته است. مثل آیه ۹۱ سوره حجر
ثانیا حال که در روایات تحریف ممکن است ایا باید روایات را یکسره رها کنیم؟ پس دستور قرآن برای تمسک به دستورات پیامبر و اولی الامر (علیهم السلام) چه می شود؟
اگر آگاه شوید در حدیث ضوابطی وجود دارد که با آنها می توان حدیث صحیح را از غیر صحیح شناسایی کرد. اگر بخواهند نظر شما را عمل کنند باید به خاطر چند طلای تقلبی همه طلاها را بی ارزش اعلام کنند.

تصویر soalcity

سلام

سلام
مساله اینجاست که سلیقه شخصی را نمی توان ملاکی برای تکذیب و تائید روایت قرار داد و از هر کدام خوشمان نیامد بگوییم این جعلی است. تشخیص روایات جعلی از غیر آن با معیارهای چون رجال حدیث؛ عرضه بر قرآن و … است که هر کدام از این معیارها نیز منطق خود را دارد.

تصویر شهر سوال

با سلام وتشکر از دقت نظر شما

با سلام وتشکر از دقت نظر شما
اصلاح گردید

عزیزم چطور حضرت عیسس میتونه

عزیزم چطور حضرت عیسس میتونه زنده باشه ولی امام زمان ما نمیتونه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

بایدبدونی که خداوند عادله وبین هیچ کدوم از قومها در زمانهای مختلف فرقی نمیزاره عزیزم ماحتما یه امامی داریم ولی متاسفانه لیاقتشونداریم اگه به دلت رجوع کنی خودتم میدونی که هست
امیدوارم هممون عاقبت بخیربشیم÷

تصویر پاسخگو

با سلام

با سلام
اولا مگه همه چیز باید در قرآن آمده باشد تا ما قبول کنیم ؟ اگر این گونه باشد اکثر معارف دینی ما بی مبنا خواهد بود . مثلا کجای قرآن آمده که نماز صبح دو رکعت هست ؟ یا طواف دور خانه خدا هفت دور است ؟و …
ثانیا ادله معتبر زیادی از پیامبر و ائمه بزرگوار به دست ما رسیده که هم وجود و هم عمر طولانی ایشان را برای ما بازگو کرده اند .
گذشته از آن آنقدر اخبار راست و صحیح از وجود و رؤیت حضرت ولی عصر (عج) به دست ما رسیده که هیچ انسان منصف و بی غرضی نمی تواند همه آنها را انکار کند .

تصویر soalcity

سلام
نظر حقایق ثواب دارد.

سلام
نظر حقایق ثواب دارد.

تصویر soalcity

سلام

سلام
خوب است درباره آنچه می گوییم حداقل ذره ای دقت کنیم.
رمز امام زمان (عج) بودن عصمت است، ایا شما عصمت دارید؟
بله انسان می تواند خوب باشد و می تواند بعضی از امور را اصلاح کند. اما آن معصومی که آرزوی همه انبیاء را برآورده می کند و حکومت صالحان را مستقر می کند، ربطی به بنده و شما ندارد.

تصویر شهر سوال

با سلام و تشکر

با سلام و تشکر
اشکالی ندارد. البته سپاسگزار خواهیم بود در صورت امکان با ذکر منبع باشد

تصویر پاسخگو

خواهر گرامی ،

خواهر گرامی ،
معلوم می شود متن اصلی ما رو نخوندید و فقط نظر خودتون رو گذاشته اید .
از شما خواهش می کنم پس از مطالعه آیاتی که در بالا بدان اشاره شده ، چنانچه نقدی دارید ارائه بفرمایید .

تصویر soalcity

سلام

سلام
معیار دقیق و روشن بودن چیست؟ اینکه نتوان در مقابل آن بهانه جویی کرد؟
در این صورت هیچ چیزی روشن و دقیق نیست. حتی اصل وجود خدا!
اما اگر بنگریم که بحث حاکمیت عدل و پیروزی دین خدا و …… است، این مطلب بسیار روشن در امام زمان (عج) معنا می شود.

تصویر soalcity

سلام

سلام
آیه ۵ یک اراده کلی را بیان کرده و هرگز نگفته که این اراده منحصر به زمان و شرایط خاصی است. مثل آن است که کسی بگوید سرما خورده ام و وقتی مریض می شوم، به دکتر مراجعه می کنم. حال به نظر شما اگر این شخص دچار مریضی دیگری شود، به دکتر مراجعه نمی کند؟ و این مراجعه فقط برای آن مورد خاص از سرماخوردگی بوده؟

تصویر soalcity

سلام

سلام
دل خوش کردن بی خودی این است که انسان بدون منطق و استدلال صحیح، چیزی را برای خود توجیه کند.
حال به نظر شما، الان شما بیانی منطقی برای نفی دین داشته اید؟
ممکن است برای خودتان روشن کنید در این عبارت چه چیز را نقد کرده اید؟ نیامدن امام زمان؟ نیاز به امام زمان؟ صحیح بودن قرآن؟ یا …
خب اگر اشکال و سوالاتی دارید، می توانید به دنبال یافتن جواب آن سوالات باشید.
اما اینکه به جای سوال کردن و یافتن جواب، در صدد این باشید که فوری نتیجه گیری کنید و بدون منتظر ماندن برای جواب اعلام کنید، دین دروغ است، خب معلوم است که در حال تلاش برای دل خوش کردن خود هستید.
اگر جواب سوالاتتان را می خواهید، از بخش جستجوی سایت کمک بگیرید که به همه آنها جواب داده شده، و اگر دنبال دل خوش کردن خود هستید، مزاحم نمیشویم.

دل خوش کردن به چی ؟ به دوروغ

دل خوش کردن به چی ؟ به دوروغ ؟ جالبه واسه گرفتن حق از کسی باید یه رسید داشته باشی تازه با اونم شاید نتونی حقتو بگیری بد توقع داری من باور کنم که مسلمانها راست میگن یا مثلا یهودیها ؟ یا هر مودل دیگش . پس ملوم نیست که کی راست میگه کی دروغ . از طرفی گیریم همه حرفهای شما درست چه دردی از زندگی انسانها دوا میشه ؟ جوز اینکه فلآ داره ازش سوء استفاده میشه ؟! شاید من نخوام همه چیزو بگم اما اگه از من میپورسی من اره دلمو خوش نمیکنم که روزی یکی میاد و….. فیلم هندی و…. در حال حاضر ترجیح میدم همه تو جهل و نادانی شیرینشون باغی بمونن چون درست نمیشه . خدا میگه به خاطر حضرت ادم و امتحان ما مارو اینجا فرستاده البته از طریق پدر و مادر گرامی . من چرا باید به خاطر کاری که حضرت ادم کرده یا هر چی امتحان بشم ؟ من شاید نخوام ! پس حقی نیست کاملآ یک طرفه و به زور این اتفاق افتاده ! حالا هم که همه عدیان ادعا دارن ما راست میگیم ! باشه منم میگم باشه ! شما راست میگی اما اونجای ادمی که دروغ بگه ! اونم در مورد مسعله به این مهمی ! خدا اگه بود الان نیازی نبود منو شما بحث کنیم چون حقیقت اشکار بود .

چون نیست حقیقت و یقین اندر دست
نتوان به امید شک همه عمر نشست
هان تا ننهیم جام می از کف دست
در بی خبری مرد چه هشیار و چه مست

شماها انقدر دروغ میگید که حتی شراب داخل رباعیات و.. رو به خدا تبدیل میکنید خوب کاری نداره چند ایه رو هم به یه چیز دیگه تبدیل میکنید !

تصویر soalcity

سلام

سلام
واقعا فکر می کنید، با این چند اشکالی که یا از روی اشتباه شماست، یا تهمت و … می توانید به سادگی این همه آیت و برهان واضح بر وجود پروردگار هستی را انکار کنید، به فرض که یافتن حقیقت کمی دشوار باشد، این که بهانه ای برای رها کردن آن نمی شود.
و با این همه دلیل، کسی که اندک تلاشی برای یافتن حقیقت نکرده، قطعا محکوم خواهد بود.

تصویر p_qurani

سلام . امیدوارم به جوابتون

سلام . امیدوارم به جوابتون رسیده باشد و در غیر این صورت بفرمایید تا با توضیح کاملتر خدمتتان باشم

تصویر soalcity

سلام

سلام
بحث فخر فروشی نیست. بلکه بحث راه درست است. و بحث پیدا کردن بهترین رهبری. رهبری معصوم که بدون هر گونه خطایی بشر را به سر منزل مقصود می رساند.
و اگر دقت کنید، این خوبی و بدی از اول عمر بشر پیدا بوده، اما می بینید که وضع عالم چگونه است.
و ضمنا با شعار نمی توان مطالبی که دلیل محکم دارد را رد نمود.

من یه تشکر ویژه میکنم از مدیر

من یه تشکر ویژه میکنم از مدیر سایت که با صبر و حوصله پاسخگوی تمامی سوالات هستن.وبنظرم اکثر پاسخ های ایشون هم قانع کننده باشن.ولی خواهشا در بحث های اعتقادی به جبهه ی مقابل بی احترامی نکنید.شاید از روی عصبانیت نعوذبالله کلامی در توهین به پیامبر یا خدا گفته شود که فردای قیامت نتوانیم پاسخگو باشیم.

به انتظار ننشینیم…به انتظار بایستیم…به امید ظهور منجی عالم(عج)

عاشقان مهدی(عج)…او خواهد آمد…
و من الله توفیق.

تصویر soalcity

سلام

سلام
اگر مشکل از گفتن باشد، حق با شماست، اما به اندازه کافی گفته شده و اینکه بعضی به خاطر تعصب ها و گرایشاتشان نمی خواهند بپذیرند و مدام بهانه سازی می کنند، مساله دیگری است.

تصویر p_qurani

سلام.این نظر شما در تضاد با

سلام.این نظر شما در تضاد با بسیاری از آیات قرآن هست.چون در قرآن ایات زیادی وجود داره که پیامبر رو موظف به تعلیم و تبیین آیات قرآن می کند . خب اگر آیات قرآن مشخص و مبین هست چه نیازی هست که پیامبر به عنوان مبین و معلم قرآن معرفی بشه؟؟؟؟

تصویر p_qurani

سلام.همانطور که در متن ذکر

سلام.همانطور که در متن ذکر شده آیات زیادی در قرآن وجود داره که دلالت بر ظهور امام زمان و منجی آخر الزمان دارد . نکته مهم این است که دلالت این آیات به صورت مبهم یا معما گونه مطرح نشده است . این که شما سه بار خواندید و متوجه نشدید برای این است که قرآن نیاز به مفسر و تبیین توسط کسی دارد که آشنا به قواعد تفسیر و اصول حاکم بر آیات قرآن باشد.اما این که در رابطه با روایات گفتید معلوم نیست ………این نیز نادرست است . چرا که در رابطه با امام زمان و ظهور ایشان یکی دوتا روایت نیست بلکه روایات متواتر در این زمینه وجود دارد که براساس آن جای هیچ گونه شکی در این زمینه وجود ندارد .

تصویر p_qurani

سلام . کلام شما صحیح است و در

سلام . کلام شما صحیح است و در برخی از کتب کلامی نیز به این نکته اشاره شده است . شبیه این پاسخ در سوال این که چرا نام حضرت علی ع در قرآن ذکر نشده نیز ذکر شده است .

تصویر p_qurani

سلام . آنچه که در متن پاسخ به

سلام . آنچه که در متن پاسخ به سوال ذکر شده از امامان معصوم علیهم السلام می باشد. در رابطه آیه ۷ آل عمران بد نیست بدانید که تاويل در اصل لغت به معنى” بازگشت دادن چيزى” است، بنا بر اين هر كار و يا سخنى را كه به هدف نهايى برسانيم تاويل ناميده مى‏شود، مثلا اگر كسى اقدامى كند و هدف اصلى اقدام او روشن نباشد و در پايان آن را مشخص كند اين‏كار را” تاويل” مى‏گويند.لذا اگر انسان خوابى مى‏بيند كه نتيجه آن روشن نيست سپس با مراجعه به كسى، يا مشاهده صحنه‏اى تفسير آن خواب را دريابد به آن” تاويل” گفته مى‏شود، همانطور كه يوسف ع پس از آنكه خواب مشهورش در خارج تحقق يافت و به اصطلاح به نهايت بازگشت، گفت: هذا تَأْوِيلُ رُءْيايَ مِنْ قَبْلُ ” اين تفسير و نتيجه و پايان خوابى است كه ديدم”البته لازم به ذکره که هر چند مطابق روايات در كتاب اصول كافى و ساير كتب حديث در اين زمينه تفسير” راسخون فى العلم” به پيامبر ص و ائمه هدى ع منافاتى با وسعت مفهوم اين تعبير ندارد، لذا از ابن عباس نقل شده كه مى‏گفت: من هم از راسخان در علم هستم، منتها هر كس به اندازه وسعت دانشش از اسرار و تاويل آيات قرآن، آگاه مى‏گردد، و آنان كه علمشان از علم بى‏پايان پروردگار سرچشمه مى‏گيرد طبعا به همه اسرار و تاويل قرآن آشنا هستند در حالى كه ديگران تنها قسمتى از اين اسرار را مى‏دانند.

تصویر p_qurani

سلام. مراجعه کردن به روایات

سلام. مراجعه کردن به روایات بنابر آیات قرآن بوده و طبق تصریح آیات قرآن ، پیامبر معلم و مبین و مفسر آیات می باشد.در واقع شریعت اسلامى با قرآن آغاز مى شود و قرآن به عنوان اولین منبع شناسایى دین مطرح است. بعد از قرآن نوبت به سنت مى رسد که در واقع مفسر قرآن است. سنت؛ که همان فعل، قول یا تقریر معصوم (ع) باشد از آن جهت حجت است که از معصوم صادر می شود. این عصمت همان طور که باعث مى‏شود ما از سنت نبى اکرم (ص) به عنوان منبع دین بهره گیریم، موجب تمسک ما به سنت اهل بیت ‏(ع) نیز مى‏گردد. سنت (فعل، قول و تقریر معصوم‏) مى‏تواند مقید یا مخصص قرآن کریم باشد؛ زیرا معصوم‏ (ع) و خداوند تبارک و تعالى به منزله متکلم واحد هستند، پس می توان گفت که در واقع اهل بیت (ع) مفسران واقعى قرآن هستند و به اشاره حدیث ثقلین، قرآن و سنت مکمل یکدیگرند. قرآن مى‏فرماید: “مانا این قرآنى کریم است در کتابى پنهان که آن را جز مطهران مس نمى‏کنند؛ زیرا این از جانب پروردگار جهانیان نازل شده است. واقعه، ۷۵- ۷۹.قرآن در جایی دیگر به معرفی مطهران پرداخته است که آنان کسانى جز اهل بیت عصمت و طهارت (ع) نیستند. احزاب، ۳۳ “إِنَّما یُریدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهیراً”.

تصویر p_qurani

سلام . برای مطالعه بیشتر در

سلام . برای مطالعه بیشتر در این زمینه به این آدرس مراجعهه نمایید :

http://www.soalcity.ir/node/415

تصویر پاسخگوی اعتقادی

پاسخ :

پاسخ :
باسلام وتشکر .
تعبیرات تند به کار برده اید ، معلوم نشد چه کسی منظور تان بوده است ، بحث علمی با تند حوی به نتبجه نمی رسد .
چه این که آن شاعر نیز پند حکیمانه ی داده وگفته است :
افتادگی آموز گر طالبی فیضی
هر گز نخورد آب زمینی که بلند است .
در هر صورت به چند نکته خوب دقت نماید ومطمئن باشید که این پاسخ دقیق وکار شناسانه وبر اساس آموزه های وحیانی تقدیم می شود :
۱- در باره آینده بشر و فرجام انسان دیدگاه های متفاوت مطرح است .(۱) از نظر اسلام جامعه بشری به سوی سعادت، امید، در حرکت می‌باشد، در اسلام تحقق جامعه مطلوب قطعی است که ما از آن به عنوان جامعه آرمانی و یا آرمان شهر مهدویت یاد می‌نمایم. یکی از مفاهیم بلند فرهنگ مهدیت ترسیم تشکیل حکومت جهانی است که در آن همه خواست‌های انسان، مانند، عدالت، امنیت، عبودیت و حاکمیت دین خدا… محقق خواهد شد. این همان جامعه ای است که همه انبیا، معصومان و اولیا ی خدا در صدد تحقق آن بوده و آرزوی تحقق آن را داشته‌اند. گرچه موفق به تشکیل آن نشدند. تشکیل چنین جامعه خواست همه انسان ها بوده و هست، زیرا عدالت خواهی امر فطری است، از این رو است که ‏انسان همواره به‏ دنبال تأسیس جامعه ‏ای برین بوده است.
آینده‌گرایی یکی از دغد‌غه های همه انسان‌ها به خصوص مصلحان و نظریه سازان محسوب می‌شود. از این رو عده‏ای از متفکران و اصلاح طلبان به طرح جامعه برین یا بهشت موعود پرداخته‌اند. چنین جامعه و حکومت فرضی را در زبان لاتین «اتوپیا»، در زبان و ادبیات عرب «مدینه فاضله» و در فرهنگ فارسی «آرمانشهر»‏ نام نهاده‌اند.
یکی از مباحث مهم جامعه مطلوب امام زمان (ع) امکان وعدم امکان ایجاد آن است. عقیده داریم که این جامعه ایجاد خواهدشد ، زیرا خداوند و معصومان وعده آن را داده‌اند و وعده الهی تخلف ناپذیر است.
در قرآن بسیاری از مطالب بنا بر مصالحی به طور آشکار بیان نشده است. به عنوان مثال جزئیات برخی احکام به تفصیل نیامده است. چه بسا به خاطر آن که ارتباط مردم با پیامبر و امامان(ع) نهادینه شود، زیرا مردم جهت یادگیری مسایل و معارف دینی به آنان مراجعه نمایند. گرچه آیات صریح در باره جامعه امام زمان وجود ندارد ، ولی آیات متعددی درباره امام زمان (ع)و حکو مت جهانی وی تاویل شده است. آیات مربوط به حضرت مهدی(عج) در قران مجید فراوان است. آیاتی که خبر از موضوعاتی می‏دهد، از قبیل:
نفی فتنه در کل جهان، غلبه دین خدا و یکتاپرستی، اتمام نور خدا بر زمین، نابودی باطل، به ارث رسیدن زمین برای صالحان و پرهیزگاران و غلبه قطعی خط انبیا ، همگی در زمان حکومت قائم‏آل محمد (عج) صورت می‏پذیرد. متجاوز از یکصد آیه است(۲)که در این جا به بعضی اشاره می‌شود:
۱- حکومت مستضعفان
– «و نرید ان نمن علی‏ الذین استضعفوا فی‏ الارض و نجعلهم ائمة و نجعلهم الوارثین، و نمکن لهم فی‏ الارض‏.. ؛ (۳) بر آن هستیم که بر مستضعفان روی زمین نعمت دهیم و آنان را پیشوایان سازیم و وارثان گردانیم».
این آیه اگر چه به مناسبت داستان فرعون و موسی و بنی‏ اسرائیل نازل شده ، اما مدلول آن عام بوده و بیانگر سنتی است که خداوند در میان مردم جاری ساخته است.
آیه بیان می‏کند که خداوند مستضعفان را بر مستکبران غالب سازد. آن ها را وارث شهر و سرزمین مستکبران نماید. در حدیثی که «مفضل‏بن عمر» روایت کرده آمده است:
از اباعبدالله (امام صادق)شنیدم : پیامبر نگاهی به علی، حسن و حسین، علیهم‏السلام، انداخت. در حالی که گریه می‏کرد فرمود: شما مستضعفان پس از من هستید.
مفضل می‏گوید: پرسیدم معنای این سخن چیست؟ امام فرمود: معنا این است که شما امامان بعد از من خواهید بود. خداوند می‏فرماید: « بر آن هستیم که بر مستضعفان روی زمین نعمت دهیم و آنان را پیشوایان سازیم و وارثان گردانیم. » (۴)
۲- حاکمیت صالحان
– «و لقد کتبنا فی الزبور من بعد الذکر ان‏الارض یرثها عبادی الصالحون‏؛ (۵)
در زبور، پس از ذکر (تورات) نوشته ‏ایم که زمین را بندگان صالح من به میراث خواهند برد».
مراد از «زبور» زبور داود است. در سوره نساء (آیه‏۱۶۳) و سوره اسراء (آیه ۵۵) آمده است: «و اتینا داود زبورا؛ به داود زبور را ارزانی داشتیم».
زبور«مزامیر» است که در ضمن کتاب عهد قدیم آمده است. در این کتاب می‏خوانیم:
«از خشم دوری کن. از دشمنی بپرهیز، فریب کارهای ناشایست را نخور زیرا کسانی که کار ناشایست انجام می‏دهند برکنده خواهد شد… (۶)
کسانی که انتظار پروردگار را می‏کشند، وارث زمین می‏شوند (۷)
اما کسانی که به سکون و آرامش دست‏یافته‏ اند، وارث زمین می‏شوند. در نهایت‏ سلامت ‏به کامجویی می‏پردازند. (۸)
زیرا خجستگان و برکت‏ یافتگان از آن ها وارث زمین می‏شوند. نفرین شدگان از آن ها ریشه‏ کن می‏شوند. (۹)
درستکاران وارث زمین شده و تا ابد در آن ساکن می‏شوند. (۱۰)
۳- جانشینی مؤمنان
– «وعدالله الذین امنوا منکم و عملواالصالحات لیستخلفنهم فی‏ الارض کما استخلف ‏الذین من قبلهم و لیمکنن لهم دینهم الذی ارتضی لهم و لیبدلنهم من بعد خوفهم امنا یعبودننی لایشرکون بی‏شیئا؛ (۱۱)
خدا به کسانی از شما که ایمان آورده‏اند و کارهای شایسته کرده‏اند، وعده داد که روی زمین جانشین دیگران شان کند، همچنان که مردمی را که پیش از آن ها بودند، جانشین دیگران کرد. دین شان را، که بر ایشان پسندیده است، استوار سازد. وحشت شان را به ایمنی بدل کند. مرا می‏پرستند. هیچ چیزی را با من شریک نمی‏کنند».
یکی از آیات قرآنی که صالحان را به استقرار نظام توحیدی و انسانی بشارت می‏دهد، همین آیه است. در شأن نزول این آیه آمده است که به دنبال هجرت مسلمانان به مدینه و استقبال انصار از آنان، تمامی عرب بر ضد آن ها قیام کردند، به طوری که ناچار شدند اسلحه را از خود دور نکنند و با سلاح بخوابند و با سلاح برخیزند. ادامه این حالت توأم با ناامنی و اضطراب، بر مسلمانان سخت آمد. از پیامبر (ص) می‏پرسیدند که آیا زمانی خواهد رسید که آرامش حکمفرما گردد؟ آیه فوق در بشارت به آن ها نازل شد. گرچه نمونه‏ای از این زندگی ایده‏آل در اواخر عمر رسول خدا (ص) در مدینه حاصل شد، اما آیه یک قاعده کلی را بیان می‏کند و مصداق کامل آن حکومت مهدی (ع) است که طبق عقیده شیعه و سنی، سراسر روی زمین را پر از عدل و داد می‏کند. (۱۲)
در تفسیر المیزان، ذیل این آیه می‏خوانیم:
این جامعه طیب و طاهر، با صفاتی که از فضیلت و قداست دارد، هرگز تاکنون در دنیا منعقد نشده، دنیا از روزی که پیامبر(۱۳) مبعوث به رسالت گشته، تاکنون چنین جامعه‏ ای به خود ندیده، اگر مصداقی پیدا کند، در روزگار مهدی عج) خواهد بود، چون اخبار متواتری که از پیامبر (ص) و ائمه (ع) در خصوصیات آن جناب وارد شده، از وجود چنین جامعه‏ای خبر می دهد ‏ ابن حجر هیثمی می‏گوید:
«مقاتل بن سلیمان‏» و کسانی دیگر از مفسران که از او پیروی می‏کنند، گفته‏اند: این آیه در شان مهدی نازل شده است. در ادامه نیز می‏گوید: «بزودی احادیثی که در آن ها تصریح شده که او از اهل بیت پیامبر است، خواهد آمد».(۱۴)
۴- حاکمیت دین در جهان
– «هُوَ الَّذِی‌َّ أَرْسَل‌َ رَسُولَهُ بِالْهُدَی‌َ وَدِین‌ِ الْحَق‌ِّ لِیظْهِرَه‌ُ عَلَی الدِّین‌ِ کلِّه وَلَوْ کرِه‌َ الْمُشْرِکون‌؛(۱۵)
او کسی است که رسولش را با هدایت و آیین حق فرستاد تا او را بر همه آیین‌ها غالب گرداند، هر چند مشرکان خوش نداشته باشند».
این آیه با اندکی تفاوت در دو مورد دیگر نیز آمده (۱۶) تصریح شده است که اسلام‌، روزی سراسر جهان را فرا خواهد گرفت. این وعده‌، تا کنون تحقق پیدا نکرده است‌. از امام صادق(ع) ‌در تفسیر این آیه نقل شده :
” به خدا سوگند! هنوز محتوای این آیه تحقّق نیافته است. تنها زمانی تحقق می‌پذیرد که قائم خروج کند. در وقتی که او قیام کند، کسی که خدا را انکار نماید، در تمام جهان باقی نخواهد ماند”. (۱۷)
امام باقر(ع) در تفسیر این آیه‌می فرماید:
” وعده‌ای که در این آیه است‌، به هنگام ظهور مهدی آل‌محمد(ص) تحقق پیدا می‌کند. در آن روز هیچ کس در روی زمین نخواهد بود، مگر این که به حقّانیت محمد(ص) اقرار می‌کند”. (۱۸)
شهید مطهری بر اساس روایات و آیات جامعه آرمانی امام زمان را مطرح کرده است:
پیروزی نهائی نیروی حق و صلح و عدالت بر نیروی باطل و ستیز و ظلم، گسترش جهانی ایمان اسلامی، استقرار کامل و همه جانبه ارزش های‏ انسانی، تشکیل مدینه فاضله و جامعه ایده‏آل، و بالاخره اجرای این ایده‏ عمومی و انسانی به وسیله شخصیتی مقدس و عالی قدر که در روایات متواتر اسلامی، از او به ” مهدی ” تعبیر شده ، اندیشه‏ای است که کم و بیش همه فرق و مذاهب اسلامی – با تفاوت ها و اختلاف هائی – بدان مؤمن و معتقدند زیرا این اندیشه، به حسب اصل و ریشه، قرآنی است.
این قرآن مجید است که با قاطعیت تمام، پیروزی نهائی ایمان اسلامی (۱۹)، غلبه قطعی صالحان و متقیان (۲۰)، کوتاه شدن دست‏ ستمکاران و جباران برای همیشه (۲۱) و آینده درخشان و سعادتمندانه بشریت‏ (۲۲) را نوید داده است. این اندیشه بیش از هر چیز مشتمل بر عنصر خوشبینی نسبت به جریان کلی‏ نظام طبیعت و سیر تکاملی تاریخ و اطمینان به آینده، و طرد عنصر بدبینی‏ نسبت به پایان کار بشر است، که طبق بسیاری از نظریه‏ها و فرضیه‏ها فوق‏العاده تاریک و ابتر است. امید و آرزوی تحقیق این نوید کلی جهانی انسانی، در زبان روایات اسلامی‏، ” انتظار فرج ” خوانده شده است . عبادت – بلکه افضل عبادات – شمرده شده است. اصل انتظار فرج از یک‏ اصل کلی اسلامی و قرآنی دیگر استنتاج می‏شود و آن اصل ” حرمت یأس از روح‏ الله ” است. (۲۳)
۵ـ گسترش عدل و دادگری
” اعْلَمُوَّاْ أَن‌َّ اللَّه‌َ یحْی‌ِ الاْ َرْض‌َ بَعْدَ مَوْتِهَا؛ بدانید که خداوند زمین را بعد از مرگ آن زنده می‌کند”.
از خصوصیات عصر ظهور حضرت مهدی‌برپا داشتن عدل و دادگری است‌. عدالت یکی از مولفه‌های مهم جامعه امام زمان است. در پرتو عمل به دستورهای اسلام‌، امنیت‌، صلح و آرامش‌، در زمین ایجاد می‌گردد. ظلم و ستم قطع می‌شود. برکت و توسعه روزی در آن زمان‌، برای توده مردم فراهم می‌گردد. فقیر و مستمند در جامعه پیدا نمی‌شود. امام باقر(ع) فرمود: “منظور زنده شدن زمین به وسیله عدالت است‌، بعد از آن که با جور و ظلم مرده باشد”.
حضرت فرمود: “خداوند زمین را به وسیله حضرت مهدی‌زنده می‌کند، بعد از آن که مرده باشد. منظور از مردن زمین‌، کفر زمینیان است”. (۲۴)
زمین دارای دو حیات است‌؛ حیات مادّی که منظور فراوانی نعمت و برکت در روزی است‌،
حیات معنوی که مراد، برپایی عدل و ایجاد امنیت و آسایش و توجه به خدا و معنویات است. هر دو در زمان ظهور امام زمان‌تحقّق می‌پذیرد.
پس خلاصه سخن این که درست است بر اساس آموزه های قران کریم خداوند بر اساس حکمت بالغه خود ساختن جهان را به خود انسان های صالح واگذار نموده ولی امام ورهبر این جامعه وافراد انسان کامل حضرت مهدی موعود است .
۲- شگفت آور است که جناب تان چرا تردید دارید که اگرمنظور شما اصل ولایت این بزرگواران است ، باید عرض کنیم که ولایت ایشان در قرآن آمده و نه تنها اشاره بلکه تصریح بدان هم شده است . یکی از این آیاتی که تصریح به ولایت امیر المؤمنین دارد ،آیه ای است معروف به آیه ولایت :
« انما ولیکم الله و رسوله والذین آمنواالذین یقیمون الصلوة و یوتون الزکاة و هم راکعون » (۲۵) به تصریح تمام مفسران شیعه و سنی این آیه در شأن امیر المومنین علی علیه السلام نازل شده است ؛ وقتی حضرت در مسجد مشغول نماز بودند و سائلی آمد و از مسلمانان درخواست کمک کرد، امیر المومنین در حالی که در رکوع نماز بودند ،انگشتر خود را به او انفاق فرمودند ، که بلافاصله این آیه نازل شد .
در مورد بقیه ائمه هم در قرآن اشارات نزدیک به تصریح وجود دارد مثل آیه :
« یا أیهاالذین آمنوا أطیعواالله و أطیعوا الرسول و اولی الأمر منکم … الآیة » (۲۶)این آیه می فرماید که مومنان باید از خدا و رسول و اولی الامر اطاعت کنند . از این که اطاعت اولی الامر را در کنار اطاعت از رسول به صورت مطلق آورده ،استفاده می شود که اولی الامر باید معصوم باشد و گرنه خدا امر به اطاعت مطلق و بدون قید وشرط کسانی که احتمال خطا و اشتباه در فرامین شان وجود دارد نمی کند ، بنابراین اینان باید معصوم باشند ؛
از طرف دیگر معصومان را در آیه تطهیر معرفی می کند :« انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس أهل البیت و یطهرکم تطهیراً » (۲۷)یعنی اهل بیت معصومند و کسی غیر از ایشان در بین امت از عصمت برخوردار نیست .
تمام مسلمانان اتفاق نظر دارند که کسی غیر از اهل بیت علیهم السلام معصوم نیست و غیر از ایشان همه صحابه و غیر صحابه در عمر خود دچار گناه و لغزش و خطا شده اند . از کنار هم قرار دادن این دو آیه به خوبی روشن می شود که منظور از اولی الامر یعنی اهل بیت
اما اگر منظور این است که چرا اسمی از آنها در قرآن به تصریح نیامده است ؛ این مسأله دلائل متعددی دارد که اولین آن جلوگیری از بروز اختلاف و فتنه در بین مسلمانان از جانب مسلمان نماهائی بود که قلبا ایمان به اسلام نداشتند و منتظر فرصتی بودند که به بهانه های مختلف جامعه اسلامی را دچار آشوب و فتنه کنند و اتحاد کلمه مسلمانان را در زمانی که اسلام هنوز تازه پا گرفته بود ، از بین ببرند.
از طرف دیگر مگر در مورد همه چیز به جزئیات در قرآن تصریح شده است ؟ امر به نماز و روزه و حج و زکات و خمس و دیگر موارد مهم در قرآن آمده اما جزئیات و تفصیل آن به تبیین پیامبر واگذار شده است .
ولایت اهل بیت نیز در قرآن همان گونه که بیان شد ، به تصریح آمده است اما اینکه اسم آنها چسیت ،به عهده پیامبر
گذاشته شده است . پیامبر هم در موارد و موقعیت های متعدد اسم آن بزرگواران را برده و به مسلمانان معرفی کرده است . بیش از ۱۰۰ روایت در این مورد از شیعه وسنی نقل شده است که بحث در مورد آنها جایگاهی دیگر می طلبد.
۳- طبق دیدگاه شیعه پیامبر اسلام – صلی الله علیه وآله وسلم – در طول زندگانی خود هیچ گاه آلوده به گناه ومعصیت کوچک یا بزرگ وحتی دچار خطا واشتباه نشدند .
شیعیان معتقدند که پیامبر و امامان دارای عصمت هستند و آنها را با عنوان معصومین و یا چهارده معصوم یاد می کنند.
شیعیان معتقدند، «عصمت» از ویژگی ها و بلکه ضروریات پیامبر اسلام و امام است، یعنی امام باید معصوم از خطا و اشتباه باشد .در غیر این صورت پیروان به چه تضمینی می توانند امام را ولی جان و مال و عرض خود بدانند؟!
شیعیان معتقدند عصمت نیرویی است نوری و ملکوتی که دارنده‌اش را از هر عیب، زشتی و گناه نگهداری می‌کند. به نظر برخی از آنان، صاحب عصمت حتی نیت گناه نمی‌کند و غفلت و سهو و نسیان در او راه نمی‌یابد.
شیعه معتقد است که پیامبران از هر گناه (چه کبیره و چه صغیره) معصوم‌اند و از سایر گناهان نیز عصمت دارند. زیرا که امت را به پیروی از آنها در عمل و گفتارشان مأمور کردند . اگر در عمل و گفته آنها احتمال خطا و یا معصیت باشد، پیروی آنها جایز نیست. از نظر شیعه اهل بیت پیامبر، شامل فاطمه زهرا و ۱۲ امام بعد از پیامبر نیز معصوم‌اند.
از قول امام صادق آمده‌است: «أن الانبیاء لا یذنبون لأنّهم معصومون مطهّرون و لا یرتکبون ذنباً لا صغیراً و لا کبیراً ؛ پیامبران گناه نمی‌کنند زیرا معصوم و پاک هستند و مرتکب گناه صغیره و کبیره هم نمی‌شوند».(۲۸)
پی‌نوشت‌ها:
۱. شهید مطهری، انقلا ب مهدی
۲.به ترتیب: انفال(۸) آیه ۳۹؛ توبه(۹) آیه ۳۳؛ صف(۶۱) آیه ۸؛ اسراء(۱۷) آیه ۸۱؛ انبیاء(۲۱) آیه ۱۰۵؛ مجادله(۵۸) آیه ۲۱. بیش از صد آیه مربوط به ظهور مهدی(ع) را مرحوم سید هاشم بحرانی در کتاب المحجه فیما نزل فی القائم الحجه جمع‏آوری نموده است.
۳. قصص (۲۸)، آیه ۵.
۴.صدوق، معانی‏الاخبار، ص‏۷۸-۷۹.
۵. انبیا (۲۱)، آیه ۱۰۵.
۶. زبور داود، مزمور ۸-۹.
۷. همان، مزمور ۱۰.
۸- همان، مزمور۱۱.
۹. همان، مزمور۲۲.
۱۰. همان، مزمور۲۹.
۱۱. نور (۲۴) آیه ۵۵.
۱۲ . تفسیر نمونه، ۱۴، ص ۵۲۶ و ۵۳۰.
۱۳. تفسیرالمیزان، ترجمه موسوی همدانی، ج ۲۹، ص ۲۲۴.
۱۴. هیثمی، احمدبن حجر، الصواعق‏المحرقة، ص‏۹۶.
۱۵. توبه(۹)آیه۳۳.
۱۶. صف‌(۶۱) آیة ۹ و فتح‌(۴۸) آیه۲۸.
۱۷. تفسیر نورالثقلین‌، ج ۲، ص ۲۱۱ ؛ تفسیر نمونه‌، ج ۷، ص ۳۷۳.
۱۸.تفسیر مجمع البیان‌، علامه طبرسی‌؛، ج ۵ـ۶، ص ۲۵.
۱۹.توبه، آیه ۳۳.
۲۰.صف، آیه ۹.
۲۱.انبیا(۲۱) ۱۰۵.
۲۲ . قصص(۲۸) آیه ۵ ۴.
۲۳.قیام و انقلاب مهدی، ص ۵ به بعد.
۲۴. تفسیر صافی‌، فیض کاشانی‌، ج ۵، ص ۱۳۵ ؛ تفسیر نمونه‌، ج ۲۳، ص ۳۴۳.
۲۵- مائده (۵)آیه ۵۵
۲۶- نساء (۴)آیه ۵۹
۲۷- احزاب (۳۳)آیه ۳۳
۲۸. خصال شیخ صدوق.

تصویر پاسخگوی اعتقادی

پاسخ :

پاسخ :
باسلام وتشکر .
۱- سوال اول تان دو فراز دارد که هر کدام باید جداگانه جواب داده شود :
الف در باره بخش اول سوال تان باید گفت : حضرت پیامبر ص فرستاده خدا و آورنده دین اسلام و روش مسلمانی است .
بی تردید خودش به شریعت خود ایمان داشته از این رو خودش نخستین مسلمان است .
نکته دیگر در باره شناخت شیعه وفرایند تاریخی آن وزمان ظهور مذهب اهل سنت است ، در ابتدا باید گفت :
شیعه در لغت به معناى پیرو و یارى دهنده است، اما در اصطلاح بدین معنا است که کسى به امامت و خلافت بلافصل على(ع) معتقد باشد. شیعیان بر این عقیده‏اند که مرجعیت سیاسى و دینى و علمى بعد از پیامبر(ص) بر دوش امام على (ع) و سپس بر عهده فرزندان معصومش است و بر این عقیده‏اند که امامت او از طریق نص جلى یا خفى ثابت شده است و امامت حق او و فرزندان او است. (۱)
پیامبر(ص) در تفسیر آیه «اولئک هم خیر البریه»(۲) خطاب به على(ع) فرمود: «انت و شیعتکم یوم القیامه راضین مرضیین؛(۳) تو و شیعیان تو در روز قیامت از خدا خشنودند و خدا از آنان خشنود است».
نیز فرمود: «ان هذا و شیعته لهم الفائزون یوم القیامه؛(۴) على و شیعیانش در روز قیامت پیروز و سعادتمندند».
در زمان پیامبر چهار نفر از صحابه، سلمان، ابوذر، مقداد و عمار یاسر به عنوان شیعه على شناخته مى‏شدند.(۵) برخى از علما همانند سید على خان شیرازى و سید محسن امین جبل عاملى بسیارى از صحابه را نام برده‏اند که این‏ها شیعه على بودند. (۶) و بعد از صحابه در میان تابعین (نسل بعد از صحابه) شیعیان به قدرى زیاد شدند که به قول «ذهبى» در «میزان الاعتدال» در میان تابعین تشیع به حدى افزون شده بود که اگر این‏ها نبودند، آثار پیامبر (ص) نابود شده بود.(۷)
بعد از رحلت پیامبر(ص) دو تفکر در حوزه سیاست اسلامى در برابر یکدیگر قرار گرفت.
یکى تفکر خلافت است که در سقیقه بنى ساعده و با در دست گرفتن قدرت سیاسى توسط ابى بکر سر درآورد،
و دیگرى تفکر شیعى یا تفکر امامت است که با تمسک به حدیث ثقلین و غدیر به امامت امام على(ع) باور داشتند.
این دو تفکر با فراز و نشیب‏هاى‏ گوناگون تا به امروز به حیات خویش ادامه داده است. بنابراین انشعاب اولیه شیعه و اهل سنت به زمان رحلت پیامبر بر می گردد.
در تفکری که از سقیفه برخاسته بود در آغاز به آن عنوان تسنن و مکتب اهل سنت داده نشده بود. عنوان اهل سنت و سنی بعداً و از دوره خلافت عثمان به بعد پدید آمد ؛ چرا که در شورای شش نفره­ای که عمر برای جانشینی انتخاب نموده بود و ریاست آن را به عبد الرحمان بن عوف داده بود، در آن جا عبدالرحمان بن عوف نخست به امام علی (ع) رو کرد و گفت :می خواهم با تو بیعت کنم با این شرایط که به کتاب خدا قرآن و سنت پیامبر و به سنت دو خلیفه گذشته یعنی ابو بکر و عمر وفادار باشی.
حضرت در پاسخ فرمود: به دو شرط اول و دوم یعنی به قرآن و سنت پیامبر وفادارم و خودم را متعهد می دانم که به آن دو پایبند باشم. اما شرط سوم یعنی سنت ابوبکرو عمر را قبول ندارم ؛ بدین جهت عبدالرحمان بن عوف با امام علی (ع) بیعت نکرد.
او سپس به عثمان پیشنهاد کرد و عثمان پذیرفت. با این پذیرش سنت ابوبکر و به ویژه سنت عمر در زمره مصادر اسلام شناسی قرار گرفت و کم کم به آنانی که پذیرای این کار بودند، سنی اطلاق شد ؛ بنا بر این اهل سنت و مذهب سنی بدان مناسبت و بعدا پدید آمد. این گروه از این که قرن‏هاى متمادى قدرت سیاسى را در اختیار خویش داشتند، از جهت تعداد پیروان، مقام اول را دارند. خود این گروه اهل سنت به فرقه ها و مذاهب گوناگونی منشعب شدند. این ها در طول چند قرن اول عالمان و مفتیان متعددی داشتند که آنان متاثر از مکتب علمی امام باقر و امام صادق(ع) بودند.
توضیح این که: در دوره حکومت امویان تا زمان عمر بن عبدالعزیز نه تنها حکومت در پى تشویق مردم به گسترش علم نبود، بلکه مانع آن بود و تا پایان قرن اول هجرى نوشتن تاریخ و روایات ممنوع بود، به همین جهت این دوره را عصر بى­خبرى دینی نام نهاده‏اند. از زمان عمر بن عبدالعزیز به بعد وضع دگرگون شد و امام باقر و امام صادق(ع) توانستند از فضاى موجود بهره بگیرند و شاگردان بسیارى تربیت کنند. کم کم برخى از همین شاگردان خودشان کرسى درس برقرار کردند و گاهى هم با تحریک حکومت‏ها در برابر امامان اهل بیت(ع) قرار گرفتند. این‏ها مرجع دینى مردم شدند. روز به روز بر تعداد این عالمان، نیز بر اختلاف آراى آنان افزوده مى‏شد؛ از تضاد فتوایى این عالمان کار بر حکومت و بر مردم دشوار شد، تا این که در اواخر قرن چهارم خلیفه عباسى، «القادر بالله » به چاره اندیشى رو آورد و دستور داد، پیروان هر یک از مکاتب فقهى اگر بخواهند رسمى شوند باید چهار هزار مثقال طلا به حکومت بدهند. تنها طرفداران چهار مذهب فقهى اهل سنت مبلغ مذکور را پرداخت نمودند و مذهب آنان رسمى شد. این چهار مذهب بدین قرار است:
۱ – مذهب حنفى: گروندگان به این مذهب، از پیروان ابو حنیفه، نعمان بن ثابت (۸۰ – ۱۵۰) هستند.
شاخص فقه حنفى رأى و اجتهاد است. ابوحنیفه از اهل حدیث دورى مى‏کرد. و قیاس (۱) و استحسان (۲) را در آراى خویش پذیرفت. مذهب فقهى او مبتنى بر هفت اصل است: قرآن، سنت، اقوال صحابه، قیاس، استحسان، اجماع و عرف به پیروان ابوحنیفه «اصحاب رأى» اطلاق مى‏شود. در برابر دیگر فرقه‏ها که آنان را «اهل حدیث» مى‏گویند.
۲ – مذهب مالکى: گروندگان به این مذهب، از پیروان مالک بن انس (۹۰ – ۱۷۹) هستند. مالک فقه خویش را بر اساس روایات نبوى بنا نهاد و به اقوال صحابه توجه داشت، و به قیاس و مصالح مرسله متوسل مى‏شد.
۳ – مذهب شافعى: گروندگان به این مذهب، از پیروان عبداللَّه بن ادریس شافعى (۱۵۰ – ۲۰۴) هستند. وى در فقه نظر خود را با روایات در هم آمیخت و مذهبى تلفیقى از بین دو مذهب حنفى و مالکى به وجود آورد. او فقه خود را بر چهار اصل: قرآن، سنت نبوى، اجماع و قیاس قرار داد.
۴ – مذهب حنبلى: گروندگان به این مذهب، از پیروان احمد بن حنبل (۱۶۴ – ۲۴۱) هستند. احمد از به کارگیرى رأى در فقه دوری نمود. او تنها به قرآن و حدیث نبوى استدلال مى‏کرد. فقه حنبلى بر قرآن، سنت، فتاواى صحابه، قول صحابه اگر موافق با قران و سنت باشد. و همه روایات مرسل و ضعیف استوار شده است.(۸)
ب- در باره بخش دوم سوال تان باید گفت پیامبر اسلام خود دارای مقام امامت مطلقه بود ه است بدین بیان که مقام امامت؛ یعنی رهبری و پیشوایی خلق. امام کسی است که با تشکیل حکومت الهی و به دست آوردن
قدرت‌های لازم سعی می‌کند، احکام خدا را به مردم تعلیم داده و آنها را اجرا و پیاده نماید و اگر نتواند رسمأً تشکیل حکومت دهد، تا آن جا که در توان دارد، در اجرای احکام می‌کوشد. وظیفة امام اجرای دستور الهی است، در حالی که وظیفة رسول ابلاغ این دستورها می‌باشد. بنابراین مقام امامت مقامی است که در رتبه بالاتری از مقام نبوت قرار گرفته است.
بسیاری ازپیامبران مانند پیامبر اسلام (ص )هر سه مقام ( نبوت ، رسالت ، امامت ) را دارا بودند. امامت هدایتی است تشریعی و تکوینی. امام علاوه بر آموزش شریعت و دین به مردم ، خود با آنان همراه شده و تا سر منزل مقصود آنان را همراهی می کند، لکن نبوت هدایتی است در حد ابلاغ و آموزش شریعت به مردم. این دو مقام ، برخی موارد در بعضی افراد جمع شده ، یک نفر هم دارای مقام نبوت بود و هم دارای مقام امامت. مانند حضرت ابراهیم و برخی دیگر از انبیا.
حضرت رسول دارای هر دو مقام بودند. این مطلب از بررسی آیاتی که تعیین وظایف پیامبر را بر عهده دارند و نیز آیاتی که به تبعیت تمام از ایشان مردم را تحریص می کند، روشن می شود.(۹)
به علاوه در روایات هم به این امر تصریح شده است مانند روایت امام صادق علیه السلام :
« ْ فَالنَّبِيُّ ص إِمَامٌ وَ نَبِيٌّ وَ عَلِيٌّ ع إِمَامٌ لَيْسَ بِنَبِيٍّ وَ لَا رَسُول‏ ؛(۱۰) پيامبر اكرم صلّى اللَّه عليه و آله هم امام بود و هم نبىّ ،ولى على عليه السّلام امام بود ،نه نبىّ و رسول‏ ».
۲- چه کسی گفته است که امامت حضرت ابراهیم فراموش شده ؟
هرگز فراموش نشده است بلکه در پرتوی تعالم قران وعترت زنده وماندگار است امام صادق (ع)فرمود: «خداوند ابراهیم را بنده خاص خود قرار داد پیش از آن که پیامبرش قرار دهد. خداوند او را به عنوان نبی انتخاب کرد پیش از آن که او را رسول خود سازد. او را رسول خود انتخاب کرد پیش از آن که او را به عنوان خلیل خود برگزیند. او را خلیل خود قرار داد پیش از آن که او را امام قرار دهد. هنگامی که همه این مقامات را جمع کرد فرمود: تو را امام مردم قرار دادم، این مقام به قدری در نظر ابراهیم بزرگ جلوه کرد که عرض نمود: خداوندا از دودمان من نیز امامانی انتخاب کن، فرمود : پیمان من به ستمکاران آن ها نمی­رسد. ». (۱۱) و بدین ترتیب امامت ابراهیمی نه تنها فراموش نشده بلکه در وجود امامت پیامبر ختمی و اهل بیت او متجلی وماندگار شده است .
پی‌نوشت‏ها:
۱. توضیح الملل، ج ۱، ص ۱۹۱.
۲. بینه (۹۸) آیه ۷.
۳. سیوطى، تفسیر در المنثور، ج ۸، ص ۵۳۸.
۴. همان.
۵. اعیان الشیعه، سید محسن امینى، ج ۱، ص ۲۰.
۶. همان، ص ۲۹.
۷. همان، ص ۳۰.
۸. براى اطلاع بیشت ر. ک: مبلغى، ادیان و مذاهب جهان، ج ۳، ص ۱۱۸۵ – ۱۱۹۷.
۹. حشر(۵۹)آیه۷ – توبه(۹)،آیه ۷۳ و…
۱۰. شيخ صدوق‏، علل الشرائع ، انتشارات داورى‏، قم ، چاپ اول ، ج ۱ ص ۱۷۵ .
۱۱. آیه الله مکارم شیرازى ناصر، تفسیر نمونه، دار الکتب الإسلامیه، تهران، چاپ اول، ۱۳۷۴ ش، ج ۱، ص ۴۴۰.

تصویر soalcity

سلام

سلام
قرآن کتاب تاریخ نیست که بخواهد قضایای گذشته را نقل کند تا صرفا تاریخ بیاموزیم!
قرآن مطالبی را گفته که انسان ها در زندگی خود به آن نیاز دارند، از همین رو در احادیث آمده است که قرآن به مانند ماه و خورشید جاری است.
گویی هر روز طلوع می کند و راه را به طالبان هدایت نشان می دهد. پس حتما آیات مورد اشاره برای امروز ما نیز نکته هایی دارد. نه آنکه در گذشته محبوس شود.
ضمن آنکه اعتقاد به بطون قرآن مطلبی مسلم در نزد مسلمانان است.

تصویر p_qurani

سلام . اولا لازم به ذکر است

سلام . اولا لازم به ذکر است مراجعه به روایات جدا از مراجعه قرآن نیست چرا که مراجهه به روایات بر اساس آیات قرآن بوده لذا به جوان امروزی نیز این مطلب باید گفته شود. ثانیا . در خود قرآن نیز آیات مختلفی وجود دارد که تنها تفسیر منطقی و صحیح آن تفسیر به امام زمان خواهد بود. مانند این آیه لبه
لیظهره علی الدبن کله . با توجه به نظر برخی از مفسرین با توجه به این که غلبه بر همه ادیان تا کنون صورت نگرفته بنابراین تنها تفسیر آن ظهور امام زمان خواهد بود .

تصویر پاسخگوی اعتقادی

پاسخ :

پاسخ :
باسلام وتشکر .
در این باره به دو نکته دقت شود :
الف – انسان از حقیقتی به نام روح و بدن ترکیب گردیده ( ونه سه روح ) و ترکیب آن ها به اصطلاح فلسفی ترکیب اتحادی است و نه ترکیب انضمامی ، یعنی روح و بدن دو حقیقت متحد است و نه ضمیمه شده.(۱) نفس عبارت از قوه ای است که در جسم موجود است یا به آن تعلق می گیرد و منشأ آثار گوناگون است.
برخی اجسام دارای آثاری می باشند که به صورت یکنواخت از آن ها ظهور می یابند، مثلاً آتش همواره دارای اثر سوزندگی یا ایجاد حرارت است. یخ همواره سرد و خورشید همیشه سوزان است و نور افشانی می کند . بنابراین آثار این اجسام به صورت یکنواخت ظاهر می گردد. اما برخی اجسام دیگری هستند که آثار یکنواختی ندارند، مثلاً انسان گاهی نشسته است و گاهی ایستاده؛ زمانی می خندد و زمانی می گرید؛ هم چنین دارای ادراکات متفاوتی است . این آثار از خاستگاه واحدی سرچشمه می گیرد که نام آن را نفس می گذاریم که بعد و ساحت فرا طبیعی انسان را تشکیل می دهد. پس نفس امری است که منشأ آثار مختلف و ناهمگون در جسم می شود.(۲)
نفس انسان دارای مراتب است:
مرتبه حیات نباتی آن را طبع گویند.
مرتبه حیات حیوانی آن نفس.
مرتبه توجه آن به عالم غیب را قلب.
مرتبه نفس ناطقه را روح.
مرتبه معرفت حق که سرّ الهی را با همه موجودات مشاهده می‌کند ،سرّ گویند.
مرتبه مشاهده حق را خفی.
مرتبه فنای از فنا را اخفا می‌گویند.(۳)
این مراتب برای نفس در آموزه‌های فلسفی نیز آمده، ولی با تعبیرات متفاوت آمده ،مثلاً فلاسفه از مراتب یاد شده نفس به عقل هیولانی، عقل بالملکه، عقل بالفعل، عقل بالمستفاد، محو، طمس و محق یاد کرده اند.(۴)
بنابراین انسان موجودی دو ساحتی است که یکی مادی که همان بدن است و ساحت دیگر آن فرا مادی که نفس و دارای مراتب است .
برتری انسان بر سایر موجودات مربوط به ساحت جسمانی او نخواهد بود، چون ممکن است موجودات دیگر در عالم باشند که از نظر جسمی پیچیده‌تر از بدن انسان باشند، پس برتری و شرافت انسان بر سایر موجودات به لحاظ ساحت روحی و قوانی نفس ناطقه ،نظیر عقل و معرفت قلبی خواهد بود. انسان به اعتبار ساحت روحانی خود می‌تواند خلیفه خدا در زمین باشد. خلافت که به معنای مظهریت اسما، و صفات الهی است، ملاک برتری و شرافت انسان است، نه جنبه جسمانی او . چه بسا ویروس که ریزترین موجود است و حتی با چشم دیده نمی‌شود، جسم انسان را از پای در ‌آورد. (۵)
ب – آنچه از میان تفاسیر مختلف نسبت به روح که در شب قدر نازل می شود مناسب تر به نظر مى‏رسد ، این است که، منظور از” روح” یکى از فرشتگان بزرگ الهى است که طبق بعضى از روایات حتى از جبرئیل برتر است، چنان که در حدیثى از امام صادق مى‏خوانیم: “هو ملک اعظم من جبرائیل و میکائیل: او فرشته‏اى است بزرگ تر از جبرئیل و میکائیل” (۶).
اما روحی که به انسان نسبت داده می شود ، عبارت است از حقیقت وجود انسان که از آن تعبیر به نفس انسانی نیز می شود . هر فرد انسان عبارت است از روح و نفس انسانی که از آن تعبیر به من می کند . جدا از هم نیستند. بنابراین روحی که در سوره قدر می فرماید که در شب قدر به همراه ملائکه دیگر نازل می شود، غیر از روح انسانی است که مخصوص هر فرد از انسان است و وجودی مغایر با آن دارد.
بنابر تفاسیر گوناگون روح ذکر شده در سوره مبارکه قدر که به همراه ملائکه نزول پیدا می کند ، فرشته ای است بزرگ و یا موجودی است بزرگ تر از ملائکه و یا اسم دیگر جبرئیل است . روح منسوب به انسان که معروف است به روح آدمی و یا نفس انسانی عبارت است از وجود مجرد آدم ها که با تولد انسان در دنیا به بدن عنصری او تعلق می گیرد . با مرگ از این بدن عنصری قطع تعلق می کند.
پی‌نوشت‌ها:
۱. عبد الرزاق لاهیجی، گوهر مراد، ص ۹۷، نشر کتابفروشی اسلامیه، تهران ۱۳۷۷ق.
۲. محمد سعیدی مهر ، شرح جلد هشتم اسفار اربعه (جزء اول )،ص۴۰.نشر موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی قم، ۱۳۷۵ ش.
۳. حسن زاده آملی، ممد الهمم فی شرح فصوص الحکم، ص ۵۵، نشر وزارت ارشاد اسلامی، ۱۳۷۸ش.
۴. محمد تقی آملی ،درر الفوائد، ج ۱، ص ۱۳۱،نشر اسماعیلیان ،قم، بی تا.
۵. امین صادقی ،نشر پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، قم، ۱۳۸۸ ش .
۶.تفسیر نمونه، ج‏۲۶، ص ۵۷.

تصویر پاسخگوی اعتقادی

پاسخ :

پاسخ :
با سلام وتشکر .
این گفته تان گرچه سوال نیست ولی باید اصلاح گردد لذا توجه داشت باشید اگر مراد از دمیده شدن روح خدا در آدم به خوبی روشن گردد، این نکته به طور کامل روشن خواهد شد،
این تصور که کسی گمان کند روح خداوند به عنوان جزئی از هستی او در آدم دمیده شده، کاملاً نادرست . منظور از دمیده شدن روح خدا در آدم اضافه اشراقیه واشرافیه است مراد اضافه‌ای است که در ادبیات آن را اضافه تشریفی می‌نماند، در اضافه و نسبت دادن کم ترین مناسبت کافی است،‌ از این رو از کعبه به عنوان «بیت الله» یاد می‌شود ،با این که خداوند از خانه داشتن منزه است.
پس از این اضافه و نسبت نباید تصور شود که یک عنصر خدایی در بدن انسان وجود دارد، بنابر این روح مثل بدن مخلوقی از مخلوقات خداوند است ،ولی به دلیل شرافت به خدا نزدیک‌تر است، از این رو خداوند روح آدمی را به خود نسبت داده است.(۱) بنابر این جسم انسان ظرف روح خدا نیست، بلکه ظرف روح خودش است واین روح همواره با او هست قبل از هبوط وبعد از هبوط در زمین .
گفتی است بر اساس حکمت متعالیه روح انسان نیز خاستگاه مادی دارد، یعنی از ماده جسمانی که بدن خلق می‌شود، روح نیز از همان آفریده می‌شود و به تدریج به مقام تجرد می‌رسد، و گرنه اصل و مبدأ نخست پیدایش روح ماده جسمانی بدن است.(۲)
مبدأ پیدایش انسان در اصل خاک و گِل است و در فرایند خلقت صورت‌های به خود می‌گرد که بر اساس حکم شرع محکوم به نجاست است. خداوند این فرایند را در قرآن بدین صورت بیان کرده است:
«به یقین انسان را از عصاره‏اى از گل آفریدیم، سپس او را [به صورت] نطفه‏اى در جایگاهى استوار قرار دادیم، آنگاه نطفه را به صورت علقه درآوردیم .پس آن علقه را به صورت مضغه گردانیدیم . آنگاه مضغه را استخوان هایى ساختیم .بعد استخوان ها را با گوشتى پوشانیدیم. آن گاه جنین را در آفرینشى دیگر پدید آوردیم . آفرین باد بر خدا که بهترین آفرینندگان است».(۳)
خداوند در پایان بیان فرایند خلقت انسان با عظمت تمام یاد کرده است. حال این موجود چه اندازه ارزش‌مند است که خداوند در پی خلقت او با آن فرایند و مواد یاد شده، با عظمت و ستایش یاد می کند؟
عظمت خلقت انسان همین است که از ماده بد بو و نجس، خلقتی با عظمت می آفریند که اشرف مخلوقات شده و او را به روح خود نسبت می دهد.
پی‌نوشت‌ها:
۱. معارف قرآن، مصباح یزدی، ص ۳۵۷.
۲. نتایج کلامی حکمت صدرایی، ص ۲۷۸.
۳. مؤمنون (۲۳) آیه ۱۲ ـ ۱۴.

ان مع العسر يسري

ان مع العسر يسري

اللهم عجل لوليک الفرج

تصویر پاسخگوی اعتقادی

پاسخ :

پاسخ :
با سلام و تشکر .
در ابتدا باید اشاره شود دین اعم از مذهب است، و در اصطلاح کلامی، دین به مجموع قوانین و دستورهایی اطلاق می‌شود که از سوی خداوند به وسیله پیامبر ابلاغ شده است تا انسان‌ها با استفاده از معارف آسمانی و احکام الهی در بخشی اعتقادات و عمل طبق آن احکام عمل نمایند و زندگی و سعادت دنیا و آخرت خود را تأمین کنند.
ممکن است از آموزه‌های آسمانی تفسیرهای گوناگون و بنیادین ارائه شود که از آن تفسیرهای بنیادین اصطلاحاً به مذهب یاد می‌شود، مثلاً تفسیری که اهل بیت(ع) از دین اسلام ارائه داده‌اند ، مذهب شیعه نامیده می‌شود.
تفسیری که از غیر طریق اهل بیت(ع) از دین اسلام شده است ، مذهب سنی نامیده می‌شود که اهل سنت نیز به مذاهب فقهی و کلامی گوناگون تقسیم می‌گردد.
در باره ضرورت شناخت ائمه باید توجه داشت شناخت امامان (ع) ضرورت انکار ناپذیر و اهمیت انکار ناپذیر دارد
مثلا از نظر تکلیف، شناختن امام شرعاً و عقلاً واجب است . به حکم حدیث معروف شیعه وسنی آن را نقل نموده است : «مَنْ ماتَ وَ لَمْ یعْرِفْ اِمامَ زَمانِهِ ماتَ مَیتَهَ جاهِلِیهِ؛ . هر کس بمیرد و امام زمان خود را نشناخته باشد، مرده است (همانند) مردن جاهلیت».
چه این که ژرف انديشي در خداشناسي اگر خداوند و صفات و اسماي او را به طور حقيقي بشناسيم، مي‏توانيم انسان‏هاي کامل راستين (امامان) را نيز بشناسيم؛ زيرا آنان آيینه تمام‏ نماي صفات جمال و جلال حضرت حق‏ اند و در نامگذاري به اسماي الهي، از تمامي موجودات عالم امکان برترند.
بر اين اساس، با شناخت خدا و صفات او، مي‏توانيم به اوصاف و ويژگي‏هاي امامان نيز آگاه گرديم. شايد دعايي که سفارش شده در زمان غيبت خوانده شود، ناظر به همين حقيقت باشد:
« اللَّهُمَّ عَرِّفْنِي نَفْسَكَ فَإِنَّكَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِي نَفْسَكَ لَمْ أَعْرِفْ نَبِيَّكَ اللَّهُمَّ عَرِّفْنِي نَبِيَّكَ فَإِنَّكَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِي نَبِيَّكَ لَمْ أَعْرِفْ حُجَّتَكَ اللَّهُمَّ عَرِّفْنِي حُجَّتَكَ فَإِنَّكَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِي حُجَّتَكَ ضَلَلْتُ عَنْ دِينِي‏ ،
خداوندا! خود را به من بشناسان که اگر خود را به من نشناساني پيامبر را نمي‏شناسم؛ خدايا! پيامبرت را به من بشناسان که اگر به پيامبرت معرفت پيدا نکنم، نمي‏توانم امامم را بشناسم؛ خدايا! حجت و امامت را به من بشناسان که اگر امام را نشناسم، در دين خود گمراهم».(۱)
حال باید دید که آیا اضافه بر دین نیاز به مذهب هست ؟
تفاوت دین با مذاهب و فرقه‏ های اسلامی این است که دین یک معنای جامع دارد و مذهب تفسیرهای مختلف و اصول آن را تبیین می‏کند، یعنی خطوط کلی در فرقه‏های اسلامی یکی است ولی در اصول و احکام، اختلافاتی وجود دارد و یا بعضی از بخش‏های دین حذف گردیده است. پیامبر اسلام دین خدا را به صورت کامل بیان فرمودند و پس از ابلاغ ولایت، خداوند اعلام فرمود : امروز دین خود را کامل کردم و نعمت را بر شما تمام نمودم(۲).
پس دین مجموع تعالیم آسمانی است که از سوی خداوند توسط پیامبران گفته شد. اما مذهب که به معنای راه و طریقه و آیین هم آمده، این است که میان پیروان یک دین، به خاطر اندیشه‏ های ویژه، یا برداشت و تفسیر خاص و… گروهی خود را از دیگران جدا می‏کنند. اختلاف برداشت اگر در بعد اعتقاد باشد از آن به مذهب یا مذاهب کلامی یاد می‏کنند . اگر در بخش احکام عملی باشد از آن به مذهب یا مذاهب فقهی یاد می‏کنند. همه مذاهب وابسته‏ به یک دین، اصول آن دین را می‏پذیرند و در این جهت با یکدیگر مشترکند.
برای واضح شدن مطلب و فرق بین دین و مذهب دو مثال می‏آوریم:
۱- دین مسیحیت عبارت است از مجموعه‏ تعالیم حضرت مسیح (ع)، پیروان این دین به علل مختلف به سه مذهب تقسیم شده ‏اند: کاتولیک، ارتدوکس، پروتستان.
۲- دین اسلام، عبارت است از مجموعه تعالیمی که حضرت محمد (ص) از طرف خداوند برای هدایت انسانها آورده است. مسلمانان به علل مختلف به گروه‏ها و مذاهب فقهی مختلف تقسیم شده ‏اند، مانند: مذهب جعفری، مذهب حنفی، مذهب حنبلی، مذهب شافعی و مذهب مالکی.
حال بعد از این مقدمه می گوییم :
قرآن متن وحیانی دین و مهم ترین منبع شناخت آن است .در آیات قرآن محکم ومتشابه داریم و متشابهات می تواند وسیله ای در دست فتنه انگیزان برای گمراه کردن باشد.تا زمانی که رسول خدا در قید حیات بودند ،باتفسیر حق و باطل کردن تفسیر های باطل، هدایتگری را تحقق بخشیده و مانع گمراه گری می شدند؛ ولی با وفات ایشان تفسیرهای مختلفی از اصول دینی رواج یافت ، حال آیا مفسری از جانب خدا و توسط ایشان معرفی شده یا نه؟
اگر مفسری معرفی نشده باشد، هر کس باید به قرآن و سخنان پیامبر رجوع کرده و به فهم خود عمل کند. طبیعی است که فهم ها مختلف و گاه متضادند و هیچ فهمی را نمی توان تخطئه کرد . هیچ فهمی (به شرط نبودن قصور و تقصیر) باطل نیست و فهم ها و مذاهب مختلف پیدا می شود ؛ زیرا مذهب چیزی جز فهم فرد بنیان گذار مکتب، از دین نیست. مذهب کلامی -فقهی شیعه فهم امام علی و فرزندان او از قرآن است . مذهب کلامی معتزلی، فهم واصل بن عطا و شاگردان او ؛ مذهب کلامی اشاعره فهم اشعری و شاگردانش؛ مذهب فقهی مالکی فهم مالک بن انس و… می باشد.
اگر پیامبر فرد خاصی را تعیین نکرده باشد هیچ کدام از مذاهب و فهم و تفسیر های بالا باطل نبوده و همه برای معتقدانش جایز و حجت می باشد . اصولاً باطل معنا پیدا نمی کند مگر در تفسیر ها ی بی حساب و کتاب و مخالف با نص صریح قرآن.
اگر امر این گونه باشد ، بر خلاف هدف عمل شده زیرا دین برای رفع اختلاف و تعیین حق آمده و حق هم یکی بیش نیست ،از این رو در عصر پیامبر هر تفسیری که با تفسیر پیامبر منافات داشت بی اعتبار و باطل بود.
بعد از پیامبر هم باید به همان راه حق و یگانه راهنمایی شود و باید معیاری برای شناخت دین و رفع اختلاف باشد.
مراجعه به تاریخ پیامبر و سنت ایشان نشان می دهد آن حضرت به امر خدا مفسر دین و قرآن و حل کننده اختلاف را تعیین فرموده ، موظفیم به تفسیر او گردن نهیم و تفسیر های دیگر، تفسیر های غیر مجاز هستند و هیچ حجت و دلیلی بر پیروی از آنها نیست.
پیامبر در حدیث متواتر ثقلین علی بن ابیطالب و فرزندان معصومش را به عنوان مفسر دین و قرآن معرفی فرمود . ما باید پیرو تفسیر آنان از قرآن و سنت پیامبر یعنی شیعه باشیم . تفسیر های دیگر تا آنجا که با این تفسیر همراهند ، حق بوده و آنجا که غیر این تفسیر باشند ،باطلند.
بنا بر این مذهب یعنی تفسیری که از میراث پیامبر می شود و ملاک عمل می گردد . بعد از پیامبر باید به عالمان میراث او رجوع کرد و تفسیر و فهم عالمان را ملاک عمل ساخت .
اگر عالمان اجازه تفسیر داشته و ما مجاز به پیروی از آنان باشیم ، می شود مذهب حق اما اگر نه آنان جواز تفسیر و نه ما جواز پیروی داشته باشیم ،می شود مذهب باطل.
به عقیده ما مذهب تشیع چیزی جز تفسیر صحیح از اسلام نیست ؛ بنابراین مذهب ما عین اسلام می باشد.

پي نوشت ها:
۱. كمال الدين و تمام النعمة ، شيخ صدوق‏ ،تهران ، اسلاميه‏ ،ج ۲ ،ص ۵۱۲ .
۲ – مائده (۵) آیه۳.

تصویر پاسخگوی اعتقادی

پاسخ :

پاسخ :
با سلام وتشکر .
خداوند حکیم نازل کننده قرآن است که همه کارهایش از روی حکمت می باشد و ما کوچک تر از آنیم که به حکمت کارهای خدا دست یابیم. آنچه قطعی است این که خداوند حکیم و هدایتگر برای راهنمایی بشر به شاهراه سعادت، از هیچ اقدام لازمی فرو گذار نکرده است .تعیین و معرفی امام یکی از این اقدام های لازم است که هم در تعیین و هم در معرفی امام آنچه لازم بوده ، انجام داده و حجت را تمام کرده است.
اما این که چرا نام امامان از جمله حضرت مهدی در قرآن نیامده، وجوه مختلفی به ذهن می رسد. شاید یکی از وجوه آن امتحان و ابتلا باشد. یکی از سنت های خداوند سنت امتحان و ابتلا است. خدا بندگان را به فتنه و گرداب های امتحان می اندازد تا گمراه طلبان از حق جویان مشخص گردند و به دست بهانه جویان بهانه می دهد تا مومنان واقعی آشکار گردند.
یکی دیگر از وجوه آن شاید تدبیر خدا برای در امان ماندن قران از دستکاری و تحریف باشد. معمولا بین ایمان آورندگان، افرادی هستند که از سر ترس و یا به امید منفعت و.. اظهار ایمان کرده و منتظر مرگ پیامبر هستند تا بعد از وفات ایشان به عنوان پیروان او وارث وی گردند و جریان را به قهقرا بر گردانند. اگر نام جانشین و جانشینان و مطالب مربوط به جانشینی به صراحت و وضوح تمام در کتاب خدا ذکر شده باشد ، آنان مجبور می شوند به تحریف و کتمان کتاب خدا اقدام کنند .؛ اما اگر این مسائل در کتاب خدا به صراحت نیامده باشد ، مجبور به تحریف کتاب نمی شوند.
از سوی دیگر شیوه قرآن مجید در باره ائمه هدی(ع) این است که به معرفی”شخصیت” ممتاز و برجستگی‏‌های آنان بپردازد، نه به معرفی “شخص”.
قرآن مجید درموارد متعددی پرده از امتیازات و ویژگی­‌های رفتاری ائمه هدی(ع) برداشته است که ایات ذکر شده و برخی آیات دیگر بیانگر معنا است.
شیوه ذکر شده حکمت‌های متعددی دارد از جمله:
۱- این مسئله می‌تواند آزمونی باشد تا کسانی که ایمان واقعی دارند، از افرادی که به ظاهر ایمان آوردند، باز شناخته شوند که آیا حقیقت را آن گونه که هست خواهند پذیرفت یا آن گونه که هوا‌های نفسانی شان اقتضا می‌کند، آن را تحریف خواهند کرد.؟
۲-انگشت گذاردن روی اشخاص به طور اساسی شاید چندان نقشی در روشنگری نداشته باشد، بلکه نهایتاً به نوعی تبعیت و پیروی کورکورانه می‏کشاند . البته مانع از آن نیست که در مورد لزوم افراد نیز معرفی شوند، ولی معرفی شخصیت معرفی الگوهاست . در نتیجه جامعه را به جای گرایش متعصب آمیز و جاهلانه به سمت تعقل و ژرف اندیشی و توجه به ملاک‌ها و فضایل و امتیازات واقعی سوق می‏دهد.
معرفی شخصیت زمینه ساز پذیرش معقول است در حالی که معرفی شخص در مواردی موجب دافعه می‏شود. چه بسا در ذهن توده انسان‌ها کتاب آسمانی را در حد یک کتاب خانوادگی و قبیل‌های تنزل دهد.
این روش به­ ویژه در شرایطی که شخص از جهاتی تحت تبلیغات سوء قرار گرفته باشد یا جامعه به هر دلیلی آمادگی پذیرش وی را نداشته باشد بهترین روش است.
این مسئله در مورد امیرالمومنین(ع) و اهل­بیت واز جمله مهدی ع وجود داشته است. برای شناخت درست این مسئله کافی است شرایط و ویژگی­‌های جامعه اسلامی زمان نزول قرآن را در نظرگیریم تا در پرتو جامعه شناسی آن زمان و روانشناسی اجتماعی خاص آن جامعه بتوانیم به درک صحیحی از مسئله نایل آییم.
با توجه به این اسرار معلوم می شود که ذکر نام حضرت مهدی در قران موجب پی آمدهای بسیاری می شد از این رو به صراحت ذکر نشده است.

تصویر soalcity

سلام

سلام
متاسفانه نوشته شما نشان دهنده عدم انسجام فکری شماست که آسیب بزرگی بر سر راه خرد ورزی و اندیشه است.
در حالی از دیگران به خاطر بر حق دانستن خود انتقاد می کنید، که خودتان آن قدر بر سر تفکراتتان تعصب دارید که از توهین به دیگران هیچ ابایی ندارید! و هر که را مثل شما فکر نکند، تهی مغز و خرافاتی می خوانید!
بدون در نظر گرفتن شیوه درست بررسی مطالب، انبوهی از مطالب پراکنده را پشت سر هم ردیف می کنید. بدون آنکه ارتباط آنها با یکدیگر و روش درست بررسی آنها را مد نظر قرار داده باشید.
و نظراتتان نشان دهنده آن است که بدون شناخت درست مسائل در حال قضاوت درباره آنها هستید.
شما نمی دانید که جنگ ها و نابسامانی ها، ثمره اختیار دادن به بشر است. و این دنیا همه هستی نیست که فکر کنید، در این میدان امتحان، نقصان عیش شما، نشان عدم قدرت خداست!
شما توجه ندارید که دیده های عقلی، بسیار معتبرتر از دیده های چشم است و کسی که نتواند علیرغم این همه آیات، خدا را ببیند، در اوج نابینایی است.
شما نمی دانید که مناط احتیاج به علیت، صدها سال پیش پاسخ داده شده است و مشخص است چرا خالق احتیاجی به علت ندارد.
شما در حالی مظلوم نمایی می کنید که خشونت از جای جای کلماتتان می بارد و با خرسندی از دزدی مال همسایه هایتان می گویید. و خدا می داند اگر امثال شما قدرتی داشته باشید، چه فجایعی می آفرینید.
شما فکر می کنید که با تکرار کردن چند شبهه نخ نما شده و پاسخ داده شده، آسیبی به ما می رسانید؟ بهتر است کمی به حال خود بیندیشید و سعی کنید از عقل تان به نحو شایسته استفاده کنید. و بدانید با شعار بیهوده علم سر دادن ، بهره ای نخواهید برد.

تصویر پاسخگوی اعتقادی

پاسخ :

پاسخ :
با سلام وتشکر .
گرچه سوال کمی مبهم است ومعلوم نیست پرسشگر محترم در پی طرح چه سوالی در باره این آیه بوده است ولی به طور کلی باید گفت
علامه طباطبایی در تفسیر این آیه با اشاره به رویکر های دیگر مفسران می نویسد:
منظور از” امام مبين” لوح محفوظ است، لوحى كه از دگرگون شدن و تغيير پيدا كردن محفوظ است، و مشتمل است بر تمامى جزئياتى كه خداى سبحان قضايش را در خلق رانده، در نتيجه آمار همه چيز در آن هست، و اين كتاب در كلام خداى تعالى با اسم هاى مختلفى ناميده شده : لوح محفوظ، ام الكتاب، كتاب مبين، و امام مبين، كه در هر يك از اين اسماى چهارگانه عنايتى مخصوص هست. آيه شريفه نسبت به ما قبل در معناى تعليل است، گويا فرموده آنچه گفتيم و آنچه از اوصاف آنان كه كلمه عذاب بر ايشان حتمى شده برشمرديم، و آنچه در باره پيروان قرآن گفتيم كه به غيب از پروردگارشان خشيت دارند، همه مطابق با واقع است. زيرا زمام حيات همه به دست ماست، و اعمال و آثارشان نزد ما محفوظ است، پس ما در هر حال به سرانجام هر يك از دو گروه، علم و اطلاع داريم. (۱)
اما در روایات شیعه “امام مبین” به علی بن ابی طالب تطبیق شده که به واسطه رسول خدا ، علم همه چیز در او احصا و به ودیعه نهاده شده است. (۲)
علامه در باره این روایات می نویسد که مضمون این روایات مربوط به بطن و تأویل قرآن است و مانعی ندارد که خداوند همه معلوماتی که در کتاب مبین و لوح محفوظ است را به بنده ای که به توحید خالص رسیده بدهد و امام علی بعد از پیامبر، کسی است که به این مرتبه رسیده است. (۳)

پی نوشت ها:
۱. طباطبایی ، المیزان، ترجمه موسوی همدانی ، قم ، انتشارات اسلامی ، ۱۳۷۴ ش ، ج ۱۷ ، ص ۹۶-۹۸.
۲. بحرانی ، البرهان ، تهران ، بنیاد بعثت ، ۱۴۱۶ ق ، ج ۴ ، ص ۵۶۹.
۳. طباطبایی ، همان ، ص ص ۱۰۲.

تصویر پاسخگوی اعتقادی

پاسخ :

پاسخ :
با سلام وتشکر .
بسیاری از امور را نمی توان با دلایل عقلی محض اثبات نمود . این نقص و ضعفی در خصوص آن عقیده به حساب نمی آید، زیرا حوزه استدلالات و براهین عقلی حوزه محدود ومشخصی است ؛ مثلا آیا می توان به طور عقلی ثابت کرد که مردم ایران عاطفی و دین دار هستند یا برای اثبات این امر نیاز به مقدمات تجربی و آماری است ؟ البته در هر استنتاج و نتیجه گیری جمع بندی و سامان دادن به یک فکر و نظر به وسیله عقل انجام می پذیرد اما به معنی عقلانی محض بودن هر عقیده ای نیست .
اساس تفکر مهدویت و حتی امامت به عنوان یکی از مستقلات عقلی که بتوان بر فقدان آن دلیل و استحاله عقلی اقامه کرد ، محسوب نمی شود ؛ در حقیقت اگر نبود ساختار مشخص و معین تاریخی و اجتماعی که بر دین اسلام و مراحل رشد و تکامل و تداوم آن عارض شد ، شاید اصلا ضرورتی تحت عنوان مهدویت و وجود امام غایب آن هم با عمر طولانی به وجود نمی آمد ؛ اما شرایط به گونه ای رقم خورد که این مساله به عنوان حقیقتی دینی در شاکله تفکرات اسلامی مطرح شد .
استاد جعفر سبحانی در این باره می گوید: «مبانی کلامی مهدویت گاهی مبانی نقلی و گاهی مبانی عقلی است… امّا مبانی کلامی عقلانی؛ می دانید که عقل نمی تواند هیچ وقت فرد مشخصی را برساند. نمی توانیم روی فرد برهان عقلی اقامه کنیم. یکی از مبانی برهان عقلی این است که نبوت و امامت یک فیض معنوی است… مسلمانان هم می گویند که این فیض تا وجود پیامبر اکرم(ص) باقی است. اهل سنت می گویند که این فیض معنوی که در لباس نبوت و امامت بود، با فوت پیامبر(ص) قطع شد. پس ارتباط بشر با عالَم بالا قطع شد. مگر خَلَف بدتر از سَلَف است؟ آیا خلف از نظر کمالات، از سلف کمتر است؟ چرا خدا چنین فیضی را به آن ها داده، اما این فیض را به ما نداده است؟ مگر ما از آن ها کم تر هستیم؟ شیعه امامیه این مشکل را حل کرده است. ارتباط به صورت نبوت نیست، که رسالت، تکالیف و دین جدیدی باشد، بلکه فیض الهی به واسطه انسان کاملی برقرار است و از طریق انسان کامل به بشر می رسد، و امروزه آن واسطه حضرت حجّت (عج) است».
این برهان را علامه طباطبایی برای پروفسور کربُن بیان داشته است.(۱)
در خصوص مسئله وجود امام زمان(ع) چون مربوط به شخص خاصی است ، از دلایل عقلی محض که مربوط به کلیات است، نمی توان بهره گرفت ، اما در آن از دلایل ترکیبی عقلی و نقلی می توان سود جست. همچنین می توان برای اصل امامت به دلایلی عقلی تمسک کرد، آن گاه آن را در زمان حاضر بر امام زمان منطبق دانست . یکی از این دلایل ، لزوم وجود انسان کامل و ولی معصوم (ع) و حجت الهی در هر عصر و زمان است. بنابر دلایل امامت که معتقد به خاتمیت و لزوم وجود امام (ع) بعد از پیامبر هستیم ، وجود امام در زمان حاضر نیز باید پذیرفته شود. هم چنین طبق آیه ای که خداوند با آفرینش انسان او را خلیفه و جانشین خود روی زمین دانسته ، باید این جانشین (که انسان کامل و معصوم است) در هر عصر و زمانی وجود داشته باشد. کسی که واسطه فیض الهی روی زمین است.
بر اساس همین ضرورت وجود انسان معصوم و حجت الهی بر زمین می توان بر اثبات زنده بودن امام زمان (ع) هم برهان اقامه کرد. اگر لزوم وجود امام زنده ثابت شد و از طرف دیگر ثابت گشت که امام قبلی از دنیا نرفته ،بلکه به دلایل گوناگون نقلی ،حیات اعجاز گونه وی به ما رسیده ، می توان به این باور رسید که امام دوازدهم ما شیعیان همچنان زنده است ؛ در واقع ادله تاریخی و روائی بیانگر ولادت و حیات حضرت مهدی(ع) است .از طرف دیگر دلیلی بر رحلت ایشان در دست نیست . به دلایل گوناگون نقلی ثابت شده که ایشان عمری متفاوت از عمر عادی انسان ها خواهند داشت ، پس اثبات می شود که در این زمان حضرت(عج) تنها واسطه فیض الهی است و زنده هم می باشد(۲)
البته اصل حیات طولانی حضرت که از موارد اعجاز و عنایات ویژه خداوند است ، همانند هر معجزه و امر خارق العاده ای قابل اثبات و استدلال عقلی نیست . تنها کمک عقل در این زمینه آن است که بدانیم عقل برانکار آن دلیلی اقامه نمی کند . اصل این امر از نظر عقل محال و ناممکن نیست . با اثبات این حقیقت می توان گفت از نظر عقل عمر طولانی حضرت ناممکن ومحال نیست .در نتیجه اگر دلیل دیگری بر اثبات این عمر طولانی اقامه شود ، می تواند به کمک این دلیل عقلی مورد پذیرش و قبول قرار گیرد .

پی نوشت ها :
۱. فصلنامة انتظار، ج۱، ص ۶۶ – ۷۰.
۲. برخی از پژوهشگران بیش از صد نفر از دانشمندان اهل سنت را نام برده اند که در تألیفات شان ولادت امام مهدی(عج) را متذکر شده اند.

تصویر پاسخگوی اعتقادی

پاسخ :

پاسخ :
با سلام وتشکر .
یکی از مباحث مهم جامعه مطلوب امام زمان (ع) امکان و عدم امکان ایجاد آن است. عقیده داریم که این جامعه ایجاد خواهدشد ، زیرا خداوند و معصومان وعده آن را داده‌اند و وعده الهی تخلف ناپذیر است.
در قرآن آیات متعددی وجود دارد که به حکومت جهانی امام زمان (ع)و کارهائی که انجام می شود ، تاویل شده است. آیات مربوط به حضرت مهدی(عج) در قران مجید فراوان است. آیاتی که خبر از موضوعاتی می‏دهد، از قبیل:
نفی فتنه در کل جهان، غلبه دین خدا و یکتاپرستی، کامل گشتن نور خدا بر زمین، نابودی باطل، به ارث رسیدن زمین برای صالحان و پرهیزگاران و غلبه قطعی خط انبیا ، همگی در زمان حکومت قائم‏آل محمد (عج) صورت می‏پذیرد. متجاوز از یکصد آیه است(۱)که در این جا به بعضی اشاره می‌شود:
۱- حکومت مستضعفان
– «و نرید ان نمن علی‏الذین استضعفوا فی‏الارض و نجعلهم ائمة و نجعلهم الوارثین، و نمکن لهم فی‏الارض‏.. ؛ (۲) بر آن هستیم که بر مستضعفان روی زمین نعمت دهیم و آنان را پیشوایان سازیم و وارثان گردانیم».
این آیه اگر چه به مناسبت داستان فرعون و موسی و بنی‏اسرائیل نازل شده ، اما معنای آن عام بوده و بیانگر سنتی است که خداوند در میان مردم جاری ساخته است.
آیه بیان می‏کند که خداوند مستضعفان را بر مستکبران غالب سازد. آن ها را وارث شهر و سرزمین مستکبران نماید. در حدیثی که «مفضل‏بن عمر» روایت کرده آمده است:
از اباعبدالله (امام صادق)شنیدم : پیامبر نگاهی به علی، حسن و حسین، علیهم‏السلام، انداخت. در حالی که گریه می‏کرد فرمود: شما مستضعفان پس از من هستید.
مفضل می‏گوید: پرسیدم :معنای این سخن چیست؟ امام فرمود: معنا این است که شما امامان بعد از من خواهید بود. خداوند می‏فرماید: « بر آن هستیم که بر مستضعفان روی زمین نعمت دهیم و آنان را پیشوایان سازیم و وارثان گردانیم. » (۳)
۲- حاکمیت صالحان
– «و لقد کتبنا فی الزبور من بعد الذکر ان‏الارض یرثها عبادی الصالحون‏؛ (۴)
در زبور، پس از ذکر (تورات) نوشته‏ایم که زمین را بندگان صالح من به میراث خواهند برد».
مراد از «زبور» زبور داود است. در سوره نساء (آیه‏۱۶۳) و سوره اسراء (آیه ۵۵) آمده است: «و اتینا داود زبورا؛ به داود زبور را ارزانی داشتیم».
زبور«مزامیر» است که در ضمن کتاب عهد قدیم آمده است. در این کتاب می‏خوانیم:
«از خشم دوری کن. از دشمنی بپرهیز، فریب کارهای ناشایست را نخور زیرا کسانی که کار ناشایست انجام می‏دهند برکنده خواهد شد… (۵)
کسانی که انتظار پروردگار را می‏کشند، وارث زمین می‏شوند (۶)
اما کسانی که به سکون و آرامش دست‏یافته‏اند، وارث زمین می‏شوند. در نهایت‏ سلامت ‏به کامجویی می‏پردازند. (۷)
زیرا خجستگان و برکت‏یافتگان از آن ها وارث زمین می‏شوند. نفرین شدگان از آن ها ریشه‏کن می‏شوند. (۸)
درستکاران وارث زمین شده و تا ابد در آن ساکن می‏شوند. (۹)
۳- جانشینی مؤمنان
– «وعدالله الذین امنوا منکم و عملواالصالحات لیستخلفنهم فی‏الارض کما استخلف‏الذین من قبلهم و لیمکنن لهم دینهم الذی ارتضی لهم و لیبدلنهم من بعد خوفهم امنا یعبودننی لایشرکون بی‏شیئا؛ (۱۰)
خدا به کسانی از شما که ایمان آورده‏اند و کارهای شایسته کرده‏اند، وعده داد که روی زمین جانشین دیگران شان کند، همچنان که مردمی را که پیش از آن ها بودند، جانشین دیگران کرد. دین شان را، که بر ایشان پسندیده است، استوار سازد. وحشت شان را به ایمنی بدل کند. مرا می‏پرستند. هیچ چیزی را با من شریک نمی‏کنند».
یکی از آیات قرآنی که صالحان را به استقرار نظام توحیدی و انسانی بشارت می‏دهد، همین آیه است. در شأن نزول این آیه آمده است که به دنبال هجرت مسلمانان به مدینه و استقبال انصار از آنان، تمامی عرب بر ضد آن ها قیام کردند، به طوری که ناچار شدند اسلحه را از خود دور نکنند و با سلاح بخوابند و با سلاح برخیزند. ادامه این حالت توأم با ناامنی و اضطراب، بر مسلمانان سخت آمد. از پیامبر (ص) می‏پرسیدند که آیا زمانی خواهد رسید که آرامش حکمفرما گردد؟ آیه فوق در بشارت به آن ها نازل شد. گرچه نمونه‏ای از این زندگی ایده‏آل در اواخر عمر رسول خدا (ص) در مدینه حاصل شد، اما آیه یک قاعده کلی را بیان می‏کند و مصداق کامل آن حکومت مهدی (ع) است که طبق عقیده شیعه و سنی، سراسر روی زمین را پر از عدل و داد می‏کند. (۱۱)
در تفسیر المیزان، ذیل این آیه می‏خوانیم:
این جامعه طیب و طاهر، با صفاتی که از فضیلت و قداست دارد، هرگز تاکنون در دنیا منعقد نشده، دنیا از روزی که پیامبر(۱۲) مبعوث به رسالت گشته، تاکنون چنین جامعه‏ای به خود ندیده، اگر مصداقی پیدا کند، در روزگار مهدی
خواهد بود، چون اخبار متواتری که از پیامبر (ص) و ائمه (ع) در خصوصیات آن جناب وارد شده، از وجود چنین جامعه‏ای خبر می دهد ‏ ابن حجر هیثمی می‏گوید:
۴- حاکمیت دین در جهان
– «هُوَ الَّذِی‌َّ أَرْسَل‌َ رَسُولَهُ بِالْهُدَی‌َ وَدِین‌ِ الْحَق‌ِّ لِیظْهِرَه‌ُ عَلَی الدِّین‌ِ کلِّه وَلَوْ کرِه‌َ الْمُشْرِکون‌؛(۱۳)
او کسی است که رسولش را با هدایت و آیین حق فرستاد تا او را بر همه آیین‌ها غالب گرداند، هر چند مشرکان خوش نداشته باشند».
این آیه با اندکی تفاوت در دو مورد دیگر نیز آمده (۱۴) تصریح شده است که اسلام‌، روزی سراسر جهان را فرا خواهد گرفت. این وعده‌، تا کنون تحقق پیدا نکرده است‌. از امام صادق(ع) ‌در تفسیر این آیه نقل شده :
” به خدا سوگند! هنوز محتوای این آیه تحقّق نیافته است. تنها زمانی تحقق می‌پذیرد که قائم خروج کند. در وقتی که او قیام کند، کسی که خدا را انکار نماید، در تمام جهان باقی نخواهد ماند”. (۱۵)
امام باقر(ع) در تفسیر این آیه‌می فرماید:
” وعده‌ای که در این آیه است‌، به هنگام ظهور مهدی آل‌محمد(ص) تحقق پیدا می‌کند. در آن روز هیچ کس در روی زمین نخواهد بود، مگر این که به حقّانیت محمد(ص) اقرار می‌کند”. (۱۶)
شهید مطهری بر اساس روایات و آیات جامعه آرمانی امام زمان را مطرح کرده است:
پیروزی نهائی نیروی حق و صلح و عدالت بر نیروی باطل و ستیز و ظلم، گسترش جهانی ایمان اسلامی، استقرار کامل و همه جانبه ارزش های‏ انسانی، تشکیل مدینه فاضله و جامعه ایده‏آل، و بالاخره اجرای این ایده‏ عمومی و انسانی به وسیله شخصیتی مقدس و عالی قدر که در روایات متواتر اسلامی، از او به ” مهدی ” تعبیر شده ، اندیشه‏ای است که کم و بیش همه فرق و مذاهب اسلامی – با تفاوت ها و اختلاف هائی – بدان مؤمن و معتقدند زیرا این اندیشه، به حسب اصل و ریشه، قرآنی است.
این قرآن مجید است که با قاطعیت تمام، پیروزی نهائی ایمان اسلامی (۱۷)، غلبه قطعی صالحان و متقیان (۱۸)، کوتاه شدن دست‏ ستمکاران و جباران برای همیشه (۱۹) و آینده درخشان و سعادتمندانه بشریت‏ (۲۰) را نوید داده است. این اندیشه بیش از هر چیز مشتمل بر عنصر خوشبینی نسبت به جریان کلی‏ نظام طبیعت و سیر تکاملی تاریخ و اطمینان به آینده، و طرد عنصر بدبینی‏ نسبت به پایان کار بشر است، که طبق بسیاری از نظریه‏ها و فرضیه‏ها فوق‏العاده تاریک و ابتر است. امید و آرزوی تحقیق این نوید کلی جهانی انسانی، در زبان روایات اسلامی‏، ” انتظار فرج ” خوانده شده است . عبادت – بلکه افضل عبادات – شمرده شده است. اصل انتظار فرج از یک‏ اصل کلی اسلامی و قرآنی دیگر استنتاج می‏شود و آن اصل ” حرمت یأس از روح‏ الله ” است. (۲۱)
۵ـ گسترش عدل و دادگری
” اعْلَمُوَّاْ أَن‌َّ اللَّه‌َ یحْی‌ِ الاْ َرْض‌َ بَعْدَ مَوْتِهَا؛ بدانید که خداوند زمین را بعد از مرگ آن زنده می‌کند”.
از خصوصیات عصر ظهور حضرت مهدی‌برپا داشتن عدل و دادگری است‌. عدالت یکی از مولفه‌های مهم جامعه امام زمان است. در پرتو عمل به دستورهای اسلام‌، امنیت‌، صلح و آرامش‌، در زمین ایجاد می‌گردد. ظلم و ستم قطع می‌شود. برکت و توسعه روزی در آن زمان‌، برای توده مردم فراهم می‌گردد. فقیر و مستمند در جامعه پیدا نمی‌شود. امام باقر(ع) فرمود: “منظور زنده شدن زمین به وسیله عدالت است‌، بعد از آن که با جور و ظلم مرده باشد”.
حضرت فرمود: “خداوند زمین را به وسیله حضرت مهدی‌زنده می‌کند، بعد از آن که مرده باشد. منظور از مردن زمین‌، کفر زمینیان است”. (۲۲)
زمین دارای دو حیات است‌؛ حیات مادّی که منظور فراوانی نعمت و برکت در روزی است‌،
حیات معنوی که مراد، برپایی عدل و ایجاد امنیت و آسایش و توجه به خدا و معنویات است. هر دو در زمان ظهور امام زمان‌تحقّق می‌پذیرد.

پی‌نوشت‌ها:
۱. به ترتیب: انفال(۸) آیه ۳۹؛ توبه(۹) آیه ۳۳؛ صف(۶۱) آیه ۸؛ اسراء(۱۷) آیه ۸۱؛ انبیاء(۲۱) آیه ۱۰۵؛ مجادله(۵۸) آیه ۲۱. بیش از صد آیه مربوط به ظهور مهدی(ع) را مرحوم سید هاشم بحرانی در کتاب المحجه فیما نزل فی القائم الحجه جمع‏آوری نموده است.
۲. قصص (۲۸)، آیه ۵.
۳. معاني الأخبار- ترجمه محمدى‏،ج۱،ص۱۸۸،دار الكتب الاسلاميه‏، تهران‏، ۱۳۷۷ ش‏،نوبت چاپ: دوم‏
۴. انبیا (۲۱)، آیه ۱۰۵.
۵. زبور داود، مزمار ۸-۹.
۶. همان، مزمار ۱۰.
۷. همان، مزمار۱۱.
۸. همان، مزمور۲۲.
۹. همان، مزمار۲۹.
۱۰. نور (۲۴) آیه ۵۵.
۱۱ . تفسیر نمونه، ۱۴، ص ۵۲۶ و ۵۳۰. تهران ، دارالكتب الاسلاميه ، ۱۳۷۴ هـ . ش ،
۱۲. تفسیرالمیزان، ترجمه موسوی همدانی، ج ۲۹، ص ۲۲۴.چ پنجم ، قم ، دفتر انتشارات اسلامی ، ۱۳۷۴ش
۱۳. توبه(۹)آیه۳۳.
۱۴. صف‌(۶۱) آیة ۹ و فتح‌(۴۸) آیه۲۸.
۱۵. تفسیر نورالثقلین‌، ج ۲، ص ۲۱۱ ؛ تفسیر نمونه‌، ج ۷، ص ۳۷۳.
۱۶. ترجمه مجمع البيان في تفسير القرآن، ج‏۱۱، ص ۷۶
۱۷.توبه(۹) آیه ۳۳.
۱۸.صف(۶۱) آیه ۹.
۱۹.انبیا(۲۱) ۱۰۵.
۲۰ . قصص(۲۸) آیه ۵ ۴.
۲۱.قیام و انقلاب مهدی ،شهید مطهری ، ص ۵ به بعد،صدرا
۲۲. تفسیر صافی‌، فیض کاشانی‌، ج ۵، ص ۱۳۵ ‏‏، انتشارات الصدر، تهران‏، ۱۴۱۵ ق‏ ؛ تفسیر نمونه‌، ج ۲۳، ص ۳۴۳.

تصویر پاسخگوی اعتقادی

پاسخ :

پاسخ :
با سلام وتشکر .
در ابتدا باید اشاره شود گرچه با آمدن مقام ختمی مرتبت دوره نبوت کامل شده وحجت بر مردم تمام گردیده ولی باید توجه داشت :
-اولا :
انسان موجودی خردمند و مختار و در عین حال کمال جو است؛ از این رو و با توجه به کمی آگاهی، نیاز به هادی و راهنما دارد، تا او را در مسیر کمال و تعالی هدایت و راهنمایی کند. و اين هادیان بشر- كه ضرورت وجودشان ذكر شد- گاهی در کسوت پیامبر و نبی و زمانی، در کسوت امام اند.
طبق قانون ثابت و ضروری هدایت عمومی، هر نوع آفرینش از راه تکوین و آفرینش به سوی کمال و سعادت، هدایت و رهبری می‌شود؛ نوع انسان نیز- که یکی از انواع آفرینش است- از کلیت این قانون عمومی مستثنی نیست. انسان از راه غریزه واقع بینی و تفکر اجتماعی در زندگی خود به روشی خاص باید هدایت شود که سعادت دنیا و آخرتش را تأمین نماید!
باید به نوعي، اعتقادات و وظایف عملی خود را درک نموده، روش زندگی خود را با آن ها تطبیق کند تا سعادت و کمال انسانی خود را به دست آورد.
تنها راه درک این برنامه زندگی- که به نام دین نامیده می‌شود- راه عقل نیست؛ بلکه از راه دیگری هم – كه به نام وحی و نبوت كه در برخی از پاکان جهان بشریت به نام انبیا یافت می‌شود- مي‌تواند باشد.
پیامبران، وظایف انسانی مردم را به وسیله وحی از جانب خدا دریافت داشته، به مردم می‌رسانند تا در اثر به کار بستن آن ها تامین سعادت کنند.
روشن است که این دلیل، چنان که لزوم و ضرورت چنین درکی را در میان افراد بشر به ثبوت می‌رساند، هم چنین لزوم و ضرورت پیدایش افرادی را هم که پیکره دست نخورده این برنامه را حفظ کنند و در صورت لزوم به مردم برسانند، به ثبوت می‌رساند.
چنان که از راه عنایت خدایی لازم است اشخاصی پیدا شوند که وظایف انسانی را از راه وحی درک نموده، به مردم تعلیم کنند، هم چنان لازم است که این وظایف انسانی آسمانی برای همیشه در جهان انسانی محفوظ بماند و در صورت لزوم به مردم تعلیم داده شود، یعنی پیوسته اشخاصی بايد وجود داشته باشند که دین خدا نزدشان محفوظ باشد و در وقت لزوم، در متن جامعه‌ي بشري پياده گردد.
کسی که متصدی حفظ و نگاهداری دین‌ آسمانی است و از جانب خدا به این سمت اختصاص یافته، امام نامیده می‌شود.
بنابراین به همان دلیل که انسان برای حیات معنوی و به دست آوردن معارف وحیانی نیاز به پیامبر دارد، به همان دلیل هم نیاز به امام دارد، چون انسان، موجودي مکلف است و تکالیف دینی خود را از طریق پیامبر و بعد از او، از طریق امام معصوم به دست می‌آورد و راه دیگری برای آن وجود ندارد.
در اين ميان، مناظره هشام با برخي از عالمان اهل سنت شنيدني است.
هشام مي‌گويد:
روزي نزد عمرو بن عبيد، عالم اهل بصره رفتم و به او گفتم : مسافرم، اجازه دهيد سؤالي از شما داشته باشم، اجازه داد؛
گفتم : چشم داريد؟
گفت : اين چه سؤالي است كه مي‌پرسي؟
گفتم :سؤالات من از همين نوع است!
گفت: گرچه سؤال احمقانه‌ايي است، ولي بپرس.
سؤال خود را مجددا تكرار كردم.
گفت: بلي چشم دارم.
گفتم: با آن چكار مي‌كنيد؟
گفت: رنگ ها را مي‌بينم.
سؤال كردم: آيا زبان داريد؟
گفت: بلي.
گفتم :با آن چكار مي‌كنيد؟
گفت: طعم غذا را مي‌چشم.
سؤال كردم: قلب داريد؟
گفت: بلي.
گفتم: با آن چكار مي‌كنيد؟
گفت: هرچه حواس پنجگانه درك كند، با آن تمييز و تشخيص مي‌دهم.
گفتم: آيا اين حواس، از قلب تو بي‌نياز نيست؟
گفت: هر گاه حواس در درك آنچه مي‌يابند، دچار اشتباه شوند، به قلب مراجعه مي‌كنند و مشكل درك‌شان را برطرف مي‌سازند.
به او گفتم :پس خدا قلب را براي برطرف ‌كردن شك و اشتباه در درك حواس پنجگانه آفريده، پس چگونه خداوند بندگان خود را بدون امام و راهنما رها ‌كند كه هنگام حيرت، شك و اختلاف به او مراجعه نكنند؟
او سكوت كرد و چيزي نگفت. (۱)
بنابراين معلوم مي‌شود كه نياز انسان به امام معصوم كم تر از نياز اعضا و حواس او به قلب نيست! اگر انسان در زندگي به قلب نياز دارد، در امور حيات معنوي هم به امام معصوم نيازمند است.
– دوم:
نیاز انسان به امام معصوم (ع) در ساحت امامت و هدایت باطنی اعمال اوست؛ امام همچنان که نسبت به ظاهر اعمال بشر پیشوا و راهنماست، در باطن نیز سمت پیشوایی و رهبری دارد؛ اوست قافله سالار کاروان انسانیت که از راه باطن به سوی خدا سیر می‌کند.
بسیار اتفاق می‌افتد که یکی از ما کسی را به امری نیک یا بد راهنمایی مي‌کند، در حالی که به گفته خود عامل نمي‌باشد، ولی هرگز در انبیا و امامان معصوم (ع) که هدایت و رهبری‌شان به امر خداست، این حالت تحقق پیدا نمی‌کند. ایشان به راهی که هدایت می‌کنند و رهبری آن را برعهده دارند، خود نیز عامل‌اند.
اين هاديان خود در تحت هدايت خالق هستي قرار دارند و آن‌ها با هدايت الهي، هاديان ديگران به سوی حیات معنوی می‌باشند؛ زیرا خدا، تا زماني كه کسی را هدایت نکند، هدایت دیگران را به دست او نمی‌سپارد و هدایت خاص خدایی، هرگز تخلف بردار نیست.
بنابراین امام معصوم- که نه تنها در ساحت ظاهر- بلکه در ساحت باطنی و حیات معنوی نیز رهبر بشر است و حقایق اعمال با رهبری او سیر می‌کند و انسان به وجود چنین فرد معصوم و هدایتگري نیاز مبرم دارد؛ زیرا ولایت و رهبری باطنی اعمال بر عهده اوست.
اوست که حیات معنوی مردم را تنظیم می کند و حقایق اعمال را به سوی خدا سوق می‌دهد.
پس: بدیهی است که حضور و غیبت جسمانی امام در این گونه امور تفاوتی ندارد. امام از راه باطن به نفوس و ارواح مردم اشراف و اتصال دارد، اگر چه از چشم جسمانی آن ها پوشيده است. (۲)
-سوم:
امام معصوم نه تنها برای آدمیان در ساحت تشریعی و اموری نظیر هدایت ظاهری و باطنی که به تفصیل بیان شد، مورد نیاز است، بلکه وجودش در نظام آفرینش لازم است و عالم و آدم به او نیازمندند، از این رو در آموزه‌های دینی در این باب آمده:
«لو بقیت الارض بغیر امام لساخت ؛(۳) اگر زمین بدون امام بماند، از هم متلاشی می گردد».
در روایت دیگري فرمود:
«لو ان الامام رفع من الارض ساعه لماجت باهلها کما یموج البحر باهله؛ (۴) اگر امام لحظه‌ایی روی زمین نباشد، زمین همانند دریا دچار تلاطم شده و بر ساکنانش موج پیدا می‌کند».
بر اساس این گونه روایات که تعدادشان هم زیاد است(۵) به دست می‌آید که نیاز عالم و آدم به وجود امام از نیاز آن ها به هوا و اکسیژن بیش تر است؛ زیرا با نبود هوا تنها موجودات زنده از حیات ساقط می‌گردند، ولی با نبود امام عالم از هستی ساقط می‌شود.
از این رو در برخی دعاها درباره وجود مقدس حضرت مهدی (عج)آمده:
«ثم الحجه الخلف القائم المنتظر المهدی المرجی الذی ببقائه بقیت الدنیا و بیمنه رزق الوری و بوجوده ثبت الارض و السماء؛(۶)
سپس حجت جانشین، قائم منتظر مهدی که امید جهانیان به اوست، آن که عالم به برکت فیض وجود او باقی است و به يمن وجود او مردم روزی می خورند و به وجود او، آسمان و زمین استوار و برقرار است».
بنابراین از هر نظر انسان نیازمند امام است و بدون امام، نظام هستی در هر دو ساحت تکوین و تشریع، دچار مشكل خواهد شد؛ بلکه از هم فرو خواهد پاشید.

پی‌نوشت‌ها:
۱. کلینی، كافي ج۱، ص۱۷۰، نشر دار الکتب الاسلامیه، تهران، ۱۳۸۸ ق.
۲. علامه طباطبائی، شیعه در اسلام، ص ۱۱۹ تا ۱۵۲، نشر دارالکتب الاسلامیه، تهران، ۱۳۴۸ ش.
۳. کافی ج ۱، ص ۱۷۹، نشر دار الکتب الاسلامیه، تهران، ۱۳۸۸ ق.
۴. همان .
۵. همان .
۶. مفاتیح الجنان، ص ۱۵۶.

——به او گفتم :پس خدا قلب

——به او گفتم :پس خدا قلب را براي برطرف ‌كردن شك و اشتباه در درك حواس پنجگانه آفريده، پس چگونه خداوند بندگان خود را بدون امام و راهنما رها ‌كند كه هنگام حيرت، شك و اختلاف به او مراجعه نكنند؟
او سكوت كرد و چيزي نگفت. (۱)——

یعنی شما هنگام حیرت و شک و اختلاف به امام زمان مراجعه می کنید؟

تصویر پاسخگوی اعتقادی

با سلام .

با سلام .
ادله ضرورت وجود امام همان گونه كه از عنوانش هويدا است ،ضرورت وجود امام و حجت الهي را در هر عصري بيان مي كند . اين با ضرورت حضور امام متفاوت است. آنچه كه ما در غيبت امام زمان داريم ،عدم حضور امام است ،به صورت آشكار در ميان امت ،نه عدم وجود امام زمان در ميان امت.
بنا بر اين منافاتي بين اين دو مطلب نيست. يعني به حكم ادله ضرورت وجود امام قائل به وجود امام در زمان غيبت هستيم ،ولي به خاطر وجود برخي موانع اين وجود ظاهر و آشكار نشده است، به گونه اي كه هر كس كه بخواهد بتواند با او ديدار كند.
شايد سوال از اين جا نشات گرفته باشد كه ادله ضرورت وجود امام ، امام را اثبات مي كند كه به امور امت رسيدگي كند و آنان را هدايت كند و چون امام غائب ، آشكار نيست و مردم نمي توانند به راحتي به حضور ايشان برسند، پس اصلا مفيد نخواهد بود و وجودش مثل عدمش مي باشد.
مي گوئيم كه حضور امام در ميان امت علاوه بر وجودش يكي از فوائد وجود امام است ، نه همه فوائد او كه اگر اين گونه بود و امام غائب بود ،همه فوائد از دست رفته باشد و وجودش مثمر ثمر نباشد. بسياري از فوائد و خيرات است كه بر وجود امام مترتب است . وجود امام براي تحقق آن ها ضروري است. بنابراين اگر حضور امام نباشد ،وجودش مفيد است و امت از فوائد ديگر وجود امام بهره مند مي شوند. ثمراتي مانند هدايت تكويني و وساطت فيض براي عالم كه از شئون رتبه تكويني امام است كه بستگي به حضور امام به صورت ظاهر در ميان امت ندارد.
به همين علت است كه وجود امام غائب در بيان پيامبر به خورشيدي مي ماند كه پشت ابرها پنهان است. مردم خورشيد را نمي بينند و به طور كامل از نور آن برخوردار نيستند ، ولي اين گونه هم نيست كه از اساس از نور خورشيد بي بهره باشند. چرا كه وقتي خورشيد در آسمان است اما پشت ابر باز روز است و با شب متفاوت است كه شب زمان نبود خورشيد است.
نور كم خورشيد پشت ابر زندگي را تداوم مي بخشد . اگر همين نور كم نبود، مانند شب همه جا را ظلمت و تاريكي و مرگ و نااميدي فرا مي گرفت.
جابر بن عبدالله انصاري از پيامبر پرسيد: شيعه در زمان غيبت قائم به وجود ايشان بهره مي برد ؟ پيامبر فرمود : بلي قسم به آن كسي كه مرا به نبوت برگزيد ، شيعيان به وجود و به نور ولايت او در زمان غيبت منتفع مي شوند و كسب نور مي كنند مانند انتفاع و بهره مندي از خورشيد ،هر چند زماني باشد كه ابرها آن را پوشانده باشند.(۱)
در روايت ديگري نيز به اين دو مطلب ( ضرورت وجود حجت الهي و عدم منافات آن با غيبت حجت الهي ) اشاره كرده و چگونگي بهره مندي مردم از وجود امام در زمان غيبت را بيان فرموده است :
« عَنِ الصَّادِقِ قَالَ لَمْ تخلو [تَخْلُ‏] الْأَرْضُ مُنْذُ خَلَقَ اللَّهُ آدَمَ مِنْ حُجَّةٍ لِلَّهِ فِيهَا ظَاهِرٍ مَشْهُورٍ أَوْ غَائِبٍ مَسْتُورٍ وَ لَا تَخْلُو إِلَى أَنْ تَقُومَ السَّاعَةُ مِنْ حُجَّةٍ لِلَّهِ فِيهَا وَ لَوْ لَا ذَلِكَ لَمْ يُعْبَدِ اللَّهُ قَالَ سُلَيْمَانُ فَقُلْتُ لِلصَّادِقِ ع فَكَيْفَ يَنْتَفِعُ النَّاسُ بِالْحُجَّةِ الْغَائِبِ الْمَسْتُورِ قَالَ كَمَا يَنْتَفِعُونَ بِالشَّمْسِ إِذَا سَتَرَهَا السَّحَابُ ؛
امام صادق فرمود : هيچ برهه اي از زمان از زماني كه آدم خلق شد، زمين خالي از حجت الهي نبود . حال يا ظاهر و شناخته شده بود يا غائب و پوشيده و پنهان . نيز از حجت الهي خالي نخواهد ماند تا روز قيامت، چرا كه اگر حجت الهي بر روي زمين نباشد، خدا عبادت نمي شود.
سليمان ( راوي حديث ) پرسيد : پس مردم چگونه از حجت الهي كه غائب است و مستور و پنهان بهره مند مي شوند؟ فرمود: همان گونه كه از خورشيد زماني كه ابرها آن را پوشانده باشند بهره مند مي شوند.(۲).

پي نوشت :
۱. بحار الانوار ،ج ۵۲ ، باب « علة الغيبه و كيفية انتفاع الناس به في غيبته » ، ص ۹۲-۹۳.
۲. همان ، ص۹۲.

تصویر soalcity

سلام جسارتا

سلام جسارتا
مطابق منطق و علم اول باید پیش فرض های غلط شما را کنار بگذاریم.
که رسالت منحصر به خاورمیانه نبوده: www.soalcity.ir/node/59
و پاداش های الهی نیز مطابق با فطرت بشر بیان شده و هیچ انسانی بی میل بدان ها نیست.
در ضمن آنکه بهتر است توجه بفرمایید: نمی توان برای هدایت به اخلاق و انسانیت به دروغ مستمسک شد. و هیچ عقلی نیز نمی تواند حکمت های الهی را نفی کند و فکر کند خدا جهانی را ساخته و هیچ غرض و هدفی از او نداشته که بخواهد بدون پیامبر و وحی، آنها را به حال خود واگذار کند.

بنابراین بهتر است بدون پیش داوری های غلط، و تمایل به نتیجه باطل، تحقیقی واقعی مبتنی بر عقل و علم داشته باشید.

تصویر پاسخگوی اعتقادی

پاسخ :

پاسخ :
با سلام وتشکر .
امام زمان همان مهدی موجود وموعود است که بدنیا آمده وهم اکنون عالم و آدم در پرتوی وجود او زندگی می کنند لذا در برخی دعاها درباره وجود مقدس حضرتش آمده:
«ثم الحجه الخلف القائم المنتظر المهدی المرجی الذی ببقائه بقیت الدنیا و بیمنه رزق الوری و بوجوده ثبت الارض و السماء؛(۱)
سپس حجت جانشین، قائم منتظر مهدی که امید جهانیان به اوست، آن که عالم به برکت فیض وجود او باقی است . در پرتوی وجود او مردم روزی می خورند. آسمان و زمین استوار و برقرار است».
بنابراین انسان نیازمند امام است . بدون امام نظام هستی در هر دو ساحت تکوین و تشریع دچار مشکل است ،بلکه از هم فرو خواهد پاشید.

پی‌نوشت‌ها:
۱.مفاتیح الجنان، ص ۱۵۶.

تصویر پاسخگوی اعتقادی

با سلام .

با سلام .
گرچه وجود عنصری انسان کامل بعد از عالم خلق شده ولی وجود نوری او اولین آفریده نظام هستی است لذا بر اساس روايات و آموزه هاي عرفاني نخستين فيض الهي كه از غيب هستي ظهور نموده حقيقت وجود ختمي مرتبت است(۱). و در روايات نيز اين حقيقت اشاره شده مثلا رسول خدا فرمود: (( اول ما خلق الله نوري)) (۲) اولين چيزي كه خدا آفريد نور وجود من بود. و يا فرمود: (( اول ما خلق الله روحي)) (۳) اول چيزي را كه خدا خلق كرد روح من بود. و به تبع نور وجود آن حضرت نور اهل بيت(ع) او هم نخستين آفريده خواهد بود. لذا در روايتي آمده: (( ان الله كان اذ لا كان و خلق نور الانوار و هو النور الذي خلق منه محمد و عليا))(۴) خداوند بود و چيزي خلق نشده بود، آنگاه نور الانوار را آفريد و نور محمد و علي را از آن نور خلق نمود.
و برخي از عارفان نيز در اين باره مي گويند: آنگاه كه خداوند اراده فرموده هستي را بيافريند تجلي فرمود كه از آن نوري پديد آمد و نزديكترين وجود را دريافت آن نور حقيقت وجود محمد (ص) بود كه از آن به عقل ياد مي شود. پس حقيقت آن حضرت اولين وجودي است كه در نشئه هستي ظاهر گرديده و نزديك­ترين فرد به او علي ابن ابي طالب (ع) است كه سر انبياء و امام عالميان است.(۵)
بر اساس اين گونه آموزه هاي متعالي معلوم مي شود كه نور حقيقت وجود پيامبر و به تبع او نور حقيقت وجود اهل بيت (ع) قبل از خلقت زمان و زماني ها آفريده شده است، ولي اين به معناي ازل بودن آنها نيست، چون ازليت از آن خداوند است و تنها او اول مطلق و ازلي است. مگر اينكه بگويم ازليت ذاتي از آن خداوند است و حقيقت نور وجود پيامبر و اهل بيت ازل نسبي و ازل زماني است.(۶)
با توجه به این نکته مشکل باد شده کاملا بر طرف می گردد
پی‌نوشت‌ها:
۱. عبد الرحمن جامي، اشعه اللمعات نشر گنجينه، تهران، بي تا، ص ۲۴۴.
۲. محمد باقر مجلسي، بحار الانوار،نشر دارالاحياء التراث العربي، بيروت ۴۰۳ ۱، ق. ج۵، ص۴۴.
۳. همان، ج۵۴، ص۳۰۹.
۴. كليني، محمد ابن يعقوب اصول كافي، نشر دار الكتب الاسلاميه، تهران ۱۳۸۸ ق، ج۱، ص ۴۴۲.
۵. محيي الدين عربي، فتوحات مكيه، نشر دار صادر بيروت بي تا، ج۱، ص ۱۱۹.
۶. مهدي الهي قمشه، حكمت الهي، نشرانتشارات قزويني، تهران ۱۳۶۳ ش. ج ۱ ص ۳۰۳.

تصویر پاسخگوی اعتقادی

سلام

سلام
بر خلاف گفته شما شیعیان ائمه را پرتوی از نور پیامبر می دانند نه برتر بر او .
چه اینکه توجه دارید که شیعه در طول تاریخ مظلوم و مهجور وگوشه گیر وگم نام بوده چند صباحی به بر کت انقلاب اسلامی کمی ظهور وتجلی نموده
دشمنان از هر و به هر بهانه ای بر او حمله می کند .
دلا یل مهدویت مثل آفتاب روشن است ولی چشم بصیرت می خواهد تا آنها را ببند .

يكي از دلايل حيات حضرت حجت(عج) در عصر غيبت، آيات سوره قدر است: «فرشتگان و روح به اذن خدا، همه فرمان‌ها و سرنوشت ها را فرود مي‌آورند». نكته مهم، واژه «تنزل الملائكة و الروح» است كه فعل مضارع معناي استمرار را مي‌رساند. قيدي براي آن معين نشده تا بگوييم نزول در سال خاصي بوده و تمام شده، بلكه هر سال شب قدري دارد. (۱) هر شب قدر، ملائكه و روح، امر پروردگار را نازل مي كنند. جايگاه نزول امر، قلب مقدس ولي عصر (عج) مي‌باشد.
امام جواد (ع) به شيعيان توصيه كرده‌اند كه به وسيله اين آيه با آن ها (مخالفان امامت) استدلال كنيد؛ «اي شيعيان! به آيه “انا انزلناه في ليلة مباركة” استدلال كنيد. اين سوره (دخان) پس از رسول خدا، خاصّ ولي امر در هر عصري است». (۲)

۱. ثقة الاسلام كلينى، اصول كافي، كتاب الحجة، باب في شأن انا انزلناه في‌اليلة القدر و تفسيرها، حديث ۲، دار الكتب الإسلامية، تهران، ۱۳۶۵ ه ش.
۲. اصول كافي، همان، ج ۱، ص ۲۴۵.

تصویر پاسخگوی اعتقادی

سلام .

سلام .
در این باره می گوییم: به نظر می رسد که سخن درست این است که بگوییم: با تقوا و معنویت و قابلیت می توان به حضور آن امام همام رسید، چنان که برخی از بزرگان به حضورش رسیده اند.
روایاتی که دلالت بر منع ملاقات دارند، ناظر بر این است که جلوی هر گونه سوء استفاده از ادعای دیدن امام زمان گرفته شود و هر کس ادعای رؤیت امام زمان (ع) را نکند. با توجه به این که این توقیع شریف هنگام فوت آخرین نایب امام زمان صادر شده و بر اساس قرینه ای که در خود توقیع است، مراد از دروغ‏گو بودن مدعی مشاهده بعد از صدور توقیع، ادعای ارتباط و نیابت از جانب حضرت است .

نظرات

Article source: http://www.soalcity.ir/node/431

نتایج جستجو قمشه
               
عکس محصول عکس محصول عکس محصول عکس محصول
     
مجموعه سخنرانی دکتر حسین الهی قمشهای 1 اورجینال کاملترین مجموعه سخنرانی های دکتر الهی قمشه ای (به صورت اورجینال)(DVD) وصال عشق، دکتر الهی قمشهای اورجینال مجموعه سخنرانی دکترحسین الهی قمشهای 2 اورجینال
     

تعداد 4 عدد CD

شامل ۲ CD با بالاترین کیفیت

مجموعهای منتخب از سخنرانیهای دکتر حسین الهی قمشهای

قابل پخش در تمامی دستگاههای خانگی

     
8,000 تومان خرید مجموعه سخنرانی دکتر حسین الهی قمشهای 1 اورجینال 8,700 تومان خرید کاملترین مجموعه سخنرانی های دکتر الهی قمشه ای (به صورت اورجینال)(DVD) 8,000 تومان خرید وصال عشق، دکتر الهی قمشهای اورجینال 8,000 تومان خرید مجموعه سخنرانی دکترحسین الهی قمشهای 2 اورجینال
     
     
               
عکس محصول عکس محصول عکس محصول عکس محصول
     
روضه الرضوان، نور عرفان، دکتر الهی قمشه ای اورجینال گلچین 34 سخنرانی دکتر الهی قمشه ای/اورجینال متن کامل 52 سخنرانی از دانشمند بزرگ دکتر الهی قمشه ای/اورجینال متن کامل 52 سخنرانی از دانشمند بزرگ دکتر الهی قمشه ای/اورجینال
     

تعداد 1 عدد DVD

گلچین 34 سخنرانی دکتر الهی قمشه ای
 

متن کامل 52 سخنرانی از دانشمند بزرگ دکتر الهی قمشه ای

متن کامل 52 سخنرانی از دانشمند بزرگ دکتر الهی قمشه ای

     
8,000 تومان خرید روضه الرضوان، نور عرفان، دکتر الهی قمشه ای اورجینال 7,000 تومان خرید گلچین 34 سخنرانی دکتر الهی قمشه ای/اورجینال 6,500 تومان خرید  متن کامل 52 سخنرانی از دانشمند بزرگ دکتر الهی قمشه ای/اورجینال 5,500 تومان خرید  متن کامل 52 سخنرانی از دانشمند بزرگ دکتر الهی قمشه ای/اورجینال
     
     
               
عکس محصول      
     
گلچین 34 سخنرانی دکتر الهی قمشه ای/اورجینال      
     

گلچین 34 سخنرانی دکتر الهی قمشه ای

     
     
5,000 تومان خرید  گلچین 34 سخنرانی دکتر الهی قمشه ای/اورجینال            
     

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code