گنجینه ی بهترین شعرها

نوشته شده در موضوع دسته‌بندی نشده در 17 دسامبر 2016

ghomshei گنجینه ی بهترین شعرها

 

پدر آن تيشه كه برخاک  تو زد دست اجل

تيشه ای بـود كه شـد  باعـث ويرانـی مـن

 

يوسـفـت نـام  نهادند و بـه  گـرگت  دادنــد

مرگ گرگ توشد، ای يوسف كنعانی مـن

 

مـه گردون ادب بـودی و در خـاک شــدی

خـاک زندان توگشـت، ای مه زنـدانی مـن

 

از نـدانسـتن مـن، دزد قـضـا آگـه بــود

چـو تـو را برد، بخـنـديـد به نادانـی مـن

 

آنـكه در زير زمين، داد سر و سامانـت

كاش ميخورد غم بی سر و سامانی مـن

 

به سر خاک تو رفتم، خط پاكش خواندم

آه از اين خـط كه نوشتند به پيشـانی مـن

 

رفـتی و روز مـرا تيره تـر از شـب كردی

بـی تــو در ظـلمتم ای ديــدۀ نــورانی مــن

 

بی تو اشك و غم حسرت، همه مهمان منند

قـدمی رنجه كـن از مـهر، به مهمـانی مـن

 

صــفحه  رو  ز انـظار،  نـهان  مـيدارم

تـا نـخوانند در اين صـفحه، پريشانی مـن

 

دَهر بسيار چو من سر به گريبـان ديده است

چـه تـفاوت  كـندش سـر به  گـريبانی  مـن؟

 

عضو جمعيت حق گشتـی و ديگر نخوری

غـم تـنهــايی و مهجـوری و حـيرانـی مـن

 

گـل و ريـحـان كــدامين چـمنت بــنمودنـد؟

كـه شكستی قـفـس، ای مرغ گلستـانی مـن

 

مــن كـه قــدر گـهر پــاک تــو مـيدانستم

ز چـه مـفقود شـدی، ای گـُهر كــانی مـن

 

مـن كـه آب تـو ز سـر چـشـمه دل مـيـدادم

آب و رنگت چه شد، ای لاله نعمانی مـن؟

 

من يكی مرغ غزل خوان تو بودم، چه فِتـاد

كه دگـر گـوش نـدادی  به  نواخـوانی مـن؟

 

گـنج خود خـوانديم و رفـتی و بگذاشــتيم

ای عـجب بعد تـو با كيست نگهبـانی مـن؟

 

پروین اعتصامی

موضوعات مرتبط: اشعار پروین اعتصامی
برچسب‌ها: پروین اعتصامی

Article source: http://temenna.blogfa.com/category/30/

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code